پایگاه علمی، فقهی و اطلاع رسانی

×
×

تربیت از منظر اسلام

0
(0)
۱۳ آذر ۱۴۰۰
1671

تربیت از منظر اسلام

انسان، شگفت انگیزترین آفریده خدای بزرگ و والاترین نشانه قدرت بی منتهای اوست. انسان، مستعد اتصاف به همه صفات و کمالات الهی است. او را خلق کرد تا به مقام قرب الهی و جانشینی خدا در زمین برسد و این سیر جز با تربیت صحیح محقق نخواهد شد.

حقیقت انسان، ملکوتی است که با طی مراتب قوس نزولی در این عالم خاکی سکنی گزیده است و تربیت تنها راه دستیابی به آن حقیقت مقدس است.

پیام آوران الهی آمده اند تا زمینه های این تحول بزرگ را در وجود انسان فراهم آورند و آنان را از این برهوت ظلمانی به نور هدایت رهنمون گردند. تردیدی نیست که اگر انسان بر اساس معیارهای الهی تربیت نشود در همان مرتبه حیوانیت باقی خواهد ماند. قرآن کریم و سنت بهترین راه تربیت را که مبتنی بر شناخت حقیقت انسان و نیازهای اوست، ارائه می کند.

مفهوم شناسی تربیت:

تربیت در لغت، به معنای پرورش دادن است که در آن نمو و زیادتی ملاحظه شده است. راغب می گوید: ربّ در اصل به معنای تربیت است و ربّ به طور مطلق فقط بر خداوند اطلاق می گردد که متکفل اصلاح موجودات است.

در قرآن کریم، مشتقات تربیت چندین بار به کار رفته است، از جمله:

الف) « وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ ؛ زمین را خشک و بی حاصل می بینی، پس هنگامی که باران فرو می فرستیم تکانی می خورد و رشد و نموّ گیاهان در آن آغاز می شود.»۱

ب) « وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا؛ بگو خدایا والدینم را مورد رحمت خود قرار ده همان طوری که آنان مرا در کودکی مورد لطف و رحمت خویش قرار دادند.»۲

بعضی از محققان می‌گویند: ربّ در جمله «ربّیانی» از ماده ربو است نه از ماده ربب چون معنای تربیت، در نوع مواردی که به کار رفته عبارت است از نمو و زیادت جسمانی و پرورش مادی.  

و تربیت و سوق دادن به کمال و سعادت معنوی در اغلب موارد ملاحظه نشده است. البته تربیت به مفهوم عام آن همه مراتب نشو و نما و زیادتی را – اعم از مادی و معنوی – شامل می شود.

بنابراین واژه «تربیت» – با توجه به ریشه آن – به معنای فراهم آوردن موجبات فزونی و پرورش است. علاوه بر این، تربیت به معنای تهذیب و از بین بردن صفات ناپسند اخلاقی نیز به کار رفته است. با این نگرش که تهذیب اخلاقی مایه فزونی مقام و منزلت معنوی است و از این حیث می توان تهذیب را نیز تربیت دانست.

اما در خصوص معنی و مفهوم اصطلاحی تربیت، اتفاق نظر وجود ندارد. هر مکتبی بر اساس مبانی فلسفی خود تعریف ویژه ای از آن ارائه داده است که به طور کلی آن ها را در سه دسته می توان طبقه بندی کرد.

۱- بعضی از دانشمندان معتقدند که باید قسمتی از اخلاقیات در وجود بشر تکوین پیدا کند و فضایل به صورت خوی و ملکه و عادت درآید به گونه ای که حتی در عالم خواب هم ضد آن اخلاق از او صادر نشود.

چنان چه از آیت‌الله حائری نقل شده است که فرمود: «من حتی در عالم خواب هم اگر زن نامحرم را ببینم چشم از او فرو می بندم.»

بر اساس این باور، تربیت نوعی عادت است. باید صفات و ملکات اخلاقی را به صورت عادت در بیاوریم و کاری کنیم که مردم به کارهای خوب عادت کنند. مثلا عادت کنند که نماز بخوانند و راستگو باشند، کارهای بد انجام ندهند و…

۲-  عده دیگر از دانشمندان بر این باورند که انسان ها را به هیچ چیز خوب یا بد نباید عادت داد؛ زیرا عادت مطلقا بد است؛ چون همین که چیزی عادت شد بر انسان حکومت می کند و انسان با او مأنوس می شود و لذا نمی تواند آن را ترک کند. کاری را که انجام می دهد نه از روی عقل و اراده اخلاقی است و نه از روی تشخیص بلکه به حکم عادت انجام می‌دهد و اگر انجام ندهد مریض می‌شود.

البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که تربیت از حیث قلمرو و حوزه کاری در دو معنی بکار رفته است که عبارتند از:

الف) تربیت خاص و رسمی:

از تربیت در این معنی فرایند ویژه ای همچون انتقال اندیشه و ایجاد صفات معین در محدوده خاصی مورد نظر است که معمولا در مراکز و محیط های آموزشی همچون مدرسه و دانشگاه صورت می گیرد.

ب) تربیت عام یا غیر رسمی:

این معنی از تربیت زمینه ساز نگرش ها و روش های تحول بخشی است که در تمام مراحل و دوران زندگی جریان دارد و سر منشا تحول و تاثیر آن خود فرد یا عوامل بیرون از وجود اوست. تربیت انبیاء و اولیاء الهی را می توان جزء این دسته قرار داد.

چنین تربیتی از جنبه وسعت، مرزهای زمان و مکان را در می نوردد و از جنبه ژرفانگری و همخوانی فطری بر مخاطبش تأثیری بس عمیق می گذارد.

صحبت شهید مطهری

صحبت شهید مطهری

مفهوم تربیت از منظر اسلام:

انسان موجودی است مشحون از قابلیت ها و توانایی های نهفته درونی که باید در جریان تربیت آشکار گشته و به ظهور برسد. از سوی دیگر بسیاری از خلقیات و صفات نیکو باید از طرق مختلف در وجود وی ایجاد شده و به کمالش برساند.

به فرموده شهید مطهری:

«تربیت عبارت است از پرورش دادن؛ یعنی استعدادهای درونی را که بالقوه در یک شیء موجود است به فعلیت در آوردن و پروردن. لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاه، حیوان و انسان صادق است و اگر در مورد غیر جاندار این کلمه را به کار ببریم مجازا به کار برده ایم نه این که به مفهوم واقعی آن شیء را پرورش داده ایم…

این پرورش دادن ها به معنی شکوفا کردن استعدادهای درونی آن موجودهاست و از همین جا معلوم می شود که تربیت باید تابع و پیرو فطرت، یعنی تابع و پیرو طبیعت و سرشت شی ء باشد.

اگر بنا باشد یك شیء شكوفا بشود، باید كوشش كرد همان استعدادهایی كه در آن هست بروز و ظهور بكند. اما اگر استعدادی در یك شیء نیست، بدیهی است آن چیزی كه نیست و وجود ندارد، نمی شود آن را پرورش داد.

مثلا استعداد درس خواندن در یك مرغ وجود ندارد. به همین جهت ما نمی توانیم یك مرغ را تعلیمات بدهیم كه مثلا ریاضیات یاد بگیرد و مسائل حساب و هندسه را حل بكند. استعدادی را كه در او وجود ندارد نمی شود بروز داد.»۳

امام راحل در این زمینه می فرماید:

«اساس عالم بر تربیت انسان است. انسان عصاره همه موجودات است و فشرده تمام عالم است و انبیاء آمده اند برای این که این عصاره بالقوه را بالفعل کنند و انسان یک موجود الهی بشود که این موجود الهی تمام صفات حق تعالی در اوست و جلوه گاه نور مقدس حق تعالی است.»۴

بنابراین تربیت از دیدگاه اسلام پرورش استعداد و به فعلیت در آوردن آن است. (نظریه سوم)

اما معنای نخست تربیت که بیشتر بر محور عادت دور می زند از نظر اسلام به طور مطلق پذیرفته نیست؛ چرا که عادت دو قسم است:

عادت

۱- عادت انفعالی:

که انسان تحت تاثیر عوامل خارجی و بدون اراده و از روی عادت کاری را انجام دهد. چنین عادتی سخت منفور اسلام است و برای این که مسلمانی در احکام دین دچار این گونه عادت نشود در صدر بسیاری از افعال نیت را به عنوان رکن آن قرار داده است.

تا هر انسان مسلمانی که به آن اقدام می کند از روی توجه و اراده باشد. اما اگر کسی از روی عادت اقدام به کاری کند، اسلام ارزشی برای آن قایل نیست، چنانچه امام صادق علیه السلام فرمود:

«لا تَنْظُرُوا إِلَی طُولِ رُکوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِک شَیءٌ قَدِ اعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَکهُ اسْتَوْحَشَ لِذَلِک وَ لَکنِ انْظُرُوا إِلَی صِدْقِ حَدِیثِهِ وَ أَدَاءِ أَمَانَتِه، به طول رکوع و سجود فرد نگاه نکنید که آن چیزی است که عادت کرده است و اگر آن را ترک کند وحشت می کند، بلکه به راستی در گفتار و اداء امانت او بنگرید».۵

چنین عادتی در حقیقت ارزش اخلاقی یک کار را از بین می‌برد و نمی‌تواند ملاک انسانیت و ایمان باشد.

۲- عادت فعلی:

و آن این است که انسان بدون آن که تحت تاثیر عوامل خارجی قرار گرفته باشد با اراده و اختیار خودش به انجام کاری اقدام نماید. از آن جا که این کار را مکرر انجام داده است می‌تواند به آسانی انجام دهد. هنرها و فنون از این گونه عادت‌ها است. نقش عادت این موارد آسان‌تر کردن کار است و بس.

چنین عادتی نه تنها مورد تایید اسلام است که از دید عقلی نیز از آن ناگزیریم؛ زیرا بسیاری از کارها را انسان نمی‌تواند یکباره انجام دهد بلکه به مرور و تدریج باید با آن خو گرفته و عادت کند.

مثل نوشتن ما که نیاز به تمرین دارد. علمای اخلاق نیز که تأکید می‌کنند باید فضایل به صورت خوی و ملکه در آید منظورشان همین نوع عادت است. پس از نظر اسلام تربیت به معنی پرورش است، نه عادت.

 

منابع:

۱- سوره حج، آیه۵.

۲- سوره اسراء، آیه۲۴.

۳- کتاب تعلیم وتربیت در اسلام، شهید مطهری.

۴- صحیفه امام خمینی، ج ۱۴، ص ۱۵۳.

۵- بحارالأنوار، ج ۶۸، ص ۸.

نظرات ارزشمند شما، ما را در بهبود کیفیت مطالب یاری خواهد کرد.

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تاکنون رأی ثبت نشده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

اخبار مرتبط

متن

اهمیت تربیت دینی
اهمیت تربیت دینی

امام خمینی (ره): آنان كه مشغول تربيت هستند، تربيت اسلامی داشته باشند، در تربيت اسلامی همه چيز است، يك فرد اگر همان طوری كه اسلام می‌خواهد بزرگ شود، غير ممكن است به مملكت خود، به همسايه خود، به همشهری خود، به برادر خود و يا به يك آدم غريبه خيانت كند، اصلا خيانت منتفی می‌شود. […]

۹ دی ۱۴۰۰
3128
بیشتر بدانید
الگوسازی، روشی کارآمد
الگوسازی، روشی کارآمد

تربیت، آموزش انتخاب بهترین روش‌ها در موقعیت و شرایط خاص می‌باشد. و الگو گیری گزینه‌ای است که شخص به کمک آن انتخابی بهتر را به آسانی انجام می‌دهد. و از این رو اینکه ما الگوی مناسب شخص را در دسترس او قرار دهیم کمک خوبی به انتخاب شایسته اوست. ساختمان وجودی انسان به گونه‌ای است […]

۵ دی ۱۴۰۰
3721
بیشتر بدانید
تغییر اسم
تغییر اسم

سؤال اخيرا ديده مى‌شود كه عده‏‌اى براى رفع مشكل افراد و يا جهت شفا از بيمارى توصيه مى‌كنند، آنها اسم خود را تغيير دهند تا آن جا كه به افراد مى‌گويند اسمى مثل محمد و يا فاطمه را تغيير دهند و مثلًا پوريا يا صدف بگذارند. جالب است كه بعضا با تغيير اسم مشكل ‏شان […]

۲ دی ۱۴۰۰
4428
بیشتر بدانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − شش =