حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۲۷ فروردین , ۱۴۰۳ ساعت تعداد کل نوشته ها : 301 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 3 تعداد دیدگاهها : 15×
  • درس خارج فقه و اصول

  • درس خارج فقه و اصول

  • از برهان تا عرفان
    ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ - ۱۳:۱۰
    7
    مسلم برهان صديقين و برهان حركت جوهری، در عالَم عقل و استدلال از زيباترين نمودهای عقل بشری برای نشان دادن معلوليت عالم خلق و عليّت حضرت رب‌العالمين است. عظمت اين دو برهان صرفاً در اثبات خدا برای عالَم نيست، بلكه عظمت آن‌ها در وسعت و دقت آن جهان‌بينی است كه در اختيار انسان می‌گذارد. در زندگی دينی و تفكر مذهبی، انسان احساس می‌كند هر موقع بخواهد در متون دينی اعم از قرآن و روايات قدمی عميق و همراه با تفكر بردارد؛ سخت نياز دارد از نورانيتی كه در اثر براهين فوق به دست می‌آيد؛ مدد گيرد.
    ارسال توسط :

    معرفی کتاب

    کتاب از برهان تا عرفان اثر استاد اصغر طاهرزاده می‌باشد که توسط انتشارات لب المیزان منتشر شده است. این کتاب؛ حاصل بیش از بیست سال تدریس استاد طاهرزاده در موضوع برهان صدیقین و حرکت جوهری است. ایشان در طی تدریس خود با روش‌های ابتکاری و تقسیم‌بندی‌های قابل توجه، این دو برهان را برای اهل تفکر هر چه بیشتر قابل فهم نموده است. نکته مهم در روش ایشان، کاربردی کردن و ملموس نمودنِ برهان و نتایج آن است.

    پلی بین عقل و قلب

    نویسنده در مقدمه کتاب می‌نویسد: می‌توان گفت ملاصدرا «رحمه الله علیه» با طرح برهان صدیقین و برهان حرکت جوهری، توانسته است اوج شخصیت عقلی و معنوی خود را برای همیشه تاریخ به اثبات برساند و اندیشمندان جهان را وامدار خود نماید. نویسنده معتقد است این دو برهان پلی است بین عقل و قلب و به عبارتی؛ سیری است از برهان به سوی عرفان. از همین منظر بر اهل تحقیق در عرفان لازم است با دقت در این دو برهان، نقیصه گرفتارشدن در وَهم را از خود جدا کنند. از این طریق به عمق سخنان عرفا و در نهایت سخن ائمه معصومین راحت تر دست بیابند.

    زیباترین نمودهای عقل بشری

    مسلم برهان صدیقین و برهان حرکت جوهری، در عالَم عقل و استدلال از زیباترین نمودهای عقل بشری برای نشان دادن معلولیت عالم خلق و علیّت حضرت رب‌العالمین است. عظمت این دو برهان صرفاً در اثبات خدا برای عالَم نیست، بلکه عظمت آن‌ها در وسعت و دقت آن جهان‌بینی است که در اختیار انسان می‌گذارد.

    در زندگی دینی و تفکر مذهبی، انسان احساس می‌کند هر موقع بخواهد در متون دینی اعم از قرآن و روایات قدمی عمیق و همراه با تفکر بردارد؛ سخت نیاز دارد از نورانیتی که در اثر براهین فوق به دست می‌آید؛ مدد گیرد.

    کمک به فهم بهتر آیات و روایات

    به عنوان مثال؛ بارها انسان در قرآن با آیه‌هایی مثل «وَ لِلّهِ مُلْکُ السَّمَواتِ وَ الاَرْضِ وَ اِلَی‌اللهِ الْمَصِیرُ»(سوره نور آیه ۴۲) روبه‌رو می‌شود و از نظر معنی ظاهری می‌فهمد. متوجه است که آیه می‌خواهد بفرماید؛ مالکیت آسمان و زمین از خدا است. ولی اگر بفهمیم این مالکیت به چه نحوه‌ای است، می‌توانیم نتیجه‌ای را که از آوردن این آیه در رابطه با آیات قبل و بعد از آن حاصل می‌شود، به‌دست آوریم.

    و مسلم باید انسان از قبل فکر کرده باشد که اگر خداوند خالق و هستی بخش آسمان‌ها و زمین است. و بین خداوند و مخلوقاتش، رابطه هستی بخشی در میان است. و در این صورت است که مخلوق، تجلی خالق می‌شود و دیگر رابطه عالَم با خالقِ عالَم، مثل رابطه فرزند و مادر نخواهد بود. پس از فهم این نکته است که نحوه حضور خالق عالَم در عالَم را می‌فهمیم. با داشتن این تفکر متوجه می‌شویم که خداوند می‌خواهد تصرف مطلق خود را در عالم به ما گوشزد نماید. وگرنه چنانچه ما تصور صحیحی از نوع رابطه خداوند با مخلوقاتش نداشته باشیم چگونه می‌توانیم از تذکر خداوند در آیه فوق؛ رابطه تصرف مطلقش نسبت به مخلوقات را متذکر شویم؟

    اهمیت کتاب حاضر

    همان‌طور که گفتیم این دو برهان پلی است بین فلسفه و عرفان. به طوری که هر انسانِ صاحب نظری به راحتی می‌پذیرد؛ نگاه و منظری که در اثر براهین صدیقین و حرکت جوهری برای انسان حاصل می‌شود بسیار در نگاه عرفانی به عالم و پذیرش شهودات عرفانی عرفا مؤثر خواهد بود. و عملاً کارکردن بر روی این دو برهان علاوه بر این‌که یک نوع تعقل است، یک نحوه سلوک معنوی می‌باشد.

    برشی از کتاب

    رابطه بین ممکن‌الوجودها با واجب‌الوجود، مثل رابطه صور ذهنی ما است با ما، که اگر نفسِ ما در ذهن خود توجهش را به چیزی انداخت، آن چیز موجود می‌شود و همین‌که توجهش را از آن منصرف نمود، نابود می‌گردد. چون رابطه آن صورت ذهنی با نفس، رابطه‌ای است وجودی. یعنی این‌طور نیست که اگر ذهن اراده کرد تا یک ساختمان در ذهن خود پدید آورد، مجبور باشد ابتدا آجر و آهن و سیمانش را جمع‌آوری کند و سپس از آن‌ها صورت ساختمان را به‌وجود آورد، بلکه با یک اراده، تمام آن را موجود می‌کند و لذا بودنِ آن ساختمان به بودن آن است به وسیله نفس.

    و هم چنین از بین رفتن آن، با یک اراده نفس است. چون هویت آن ساختمان نسبت به نفس ما یک هویت تعلقی است، و به همین جهت اگر نفس ما رابطه‌اش را با آن قطع کرد آن ساختمان نابود می‌شود و دیگر این‌طور نیست که در موقع نابودی ساختمانِ ذهنی، نفس مجبور باشد شیشه‌ها و آجرها و سیمان‌هایش را در جایی بریزد.

    پی دی اف کتاب

    فایل‌های صوتی شرح کتاب

    آلبوم عکس                آرشیو فیلم              آرشیو صوت

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.