حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۱۶ بهمن , ۱۴۰۱ ساعت تعداد کل نوشته ها : 67 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 9×
  • هدف فلسفه
    ۱۵ دی ۱۴۰۱ - ۱۱:۵۰
    1

    هدف فلسفه هدف نزدیک و غایت قریب و بی واسطه هر علمی آگاهی انسان از مسائلی است که در آن علم مطرح میشود و سیراب کردن عطشی است که بشر بالفطره نسبت به فهمیدن و دانستن حقایق دارد زیرا یکی از غرایز اصیل انسان غریزه حقیقت جویی یا حس کنجکاوی سیری ناپذیر و مرز ناشناس […]

    ارسال توسط :

    هدف فلسفه

    هدف نزدیک و غایت قریب و بی واسطه هر علمی آگاهی انسان از مسائلی است که در آن علم مطرح میشود و سیراب کردن عطشی است که بشر بالفطره نسبت به فهمیدن و دانستن حقایق دارد زیرا یکی از غرایز اصیل انسان غریزه حقیقت جویی یا حس کنجکاوی سیری ناپذیر و مرز ناشناس است و ارضاء این غریزه یکی از نیازهای روانی وی را بر طرف میکند هر چند این غریزه در همه افراد بطور یکسان بیدار و فعال نیست ولی در هیچ فردی هم کاملا خفته و بی اثر نمیباشد .

    ولی معمولا هر علمی فواید و نتایجی دارد که مع الواسطه بر آن مترتب میشود و به نحوی در زندگی مادی و معنوی و ارضاء سایر خواستهای طبیعی و فطری انسان اثر میگذارد مثلا علوم طبیعی زمینه را برای بهرهبرداری بیشتر از طبیعت و بهزیستی مادی فراهم میکنند و با یک واسطه با زندگی طبیعی و حیوانی انسان مربوط میشوند و علوم ریاضی با دو واسطه ما را به این هدف میرسانند هر چند ممکن است بنحو دیگری در زندگی معنوی و بعد انسانی بشر هم اثر بگذارند و آن هنگامی است که با شناختهای فلسفی و الهی و توجهات قلبی و عرفانی توام شوند و پدیدههای طبیعت را به صورت آثار قدرت و عظمت و حکمت و رحمت الهی ارائه دهند .

    رابطه علوم فلسفی با بعد معنوی و انسانی بشر نزدیکتر از رابطه علوم طبیعی است و چنانکه اشاره کردیم علوم طبیعی هم به کمک علوم فلسفی با بعد معنوی انسان ارتباط مییابند این رابطه بیش از همه در خدا شناسی و سپس در روانشناسی فلسفی و فلسفه اخلاق تجلی میکند زیرا فلسفه الهی است که ما را با خدای متعال آشنا میکند و ما را از صفات جمال و جلال وی آگاه میسازد و زمینه ارتباط ما را با منبع علم و قدرت و جمال بینهایت فراهم مینماید و علم النفس فلسفی است که شناخت روح و صفات و ویژگیهای آنرا میسر میکند و ما را از جوهر انسانیت آگاه میسازد و بینش ما را نسبت به حقیقتخودمان وسعت میبخشد و به فراسوی طبیعت و ماورای مرزهای محدود زمان و مکان رهنمون میگردد و به ما میفهماند که زندگی انسان محدود و محصور در چارچوبه تنگ و تاریک زندگی مادی و دنیوی نیست و فلسفه اخلاق و علم اخلاق است که راههای کلی آراستن و پیراستن روح و دل و کسب سعادت ابدی و کمال نهائی را نشان میدهد .

    اما چنانکه قبلا اشاره کردیم به دست آوردن همه این معارف ارزنده و جانشین ناپذیر در گرو حل مسائل شناختشناسی و هستی شناسی است پس فلسفه اولی کلید گنجهای شایگان و پایان ناپذیری است که خوشبختی و بهرهمندی جاودانی را نوید میدهد و ریشه پر برکتشجره طیبهای است که انواع فضایل عقلی و روحی و کمالات بیکران معنوی و الهی را به بار میآورد و بزرگترین نقش را در فراهم کردن زمینه تکامل و تعالی انسان ایفاء مینماید .

    افزون بر این فلسفه کمک شایانی به طرد وساوس شیطانی و رد مکتبهای مادی و الحادی انجام میدهد و شخص را در برابر کژاندیشیها و لغزشها و انحرافات فکری مصون میدارد و او را در میدان نبرد عقیدتی به سلاح شکست ناپذیری مسلح میسازد و به وی توان دفاع از بینشها و گرایشهای صحیح و حمله و هجوم بر افکار باطل و نادرست میبخشد . بنابر این فلسفه علاوه بر نقش اثباتی و سازنده بینظیر دارای نقش دفاعی و تهاجمی بیبدیلی نیز هست و در گسترش فرهنگ اسلامی و ویرانی فرهنگهای ضد اسلامی فوق العاده مؤثر میباشد

     

    خلاصه

    ۱- برای هر انسان آگاهی یک سلسله مسائل اصولی و بنیادی مطرح است که علوم طبیعی و ریاضی پاسخگوی آنها نیستند و تنها علوم فلسفی عهدهدار حل و تبیین آنها میباشند .

    ۲- علوم فلسفی به نوبه خود متکی بر شناختشناسی و هستی شناسی بوده حل نهائی و ریشهای مسائل خود را مدیون فلسفه و متافیزیک هستند .

    ۳- موضوع فلسفه اولی هم از نظر مفهوم و هم از نظر تحقق خارجی بدیهی و بینیاز از تعریف و اثبات است .

    ۴- مبادی تصدیقی فلسفه را فقط بدیهیات اولیه تشکیل میدهند که آنها هم نیازی به اثبات ندارند .

    ۵- بنابر این فلسفه نخستین یا متافیزیک تنها علمی است که مبادی خود را مدیون هیچ علم دیگری نیست بلکه سایر علوماند که برای اثبات مبادی تصدیقی نیازمند به آن میباشند و از این روی بجا است که آنرا مادر علوم بنامیم .

    ۶- هدف نزدیک هر علمی ارضاء خواستحقیقتجویی انسان در محدوده مسائل همان علوم است ولی هر علمی میتواند به نحوی در شؤون مادی و معنوی انسان مؤثر باشد و هدفهای با واسطه دیگری را نیز داشته باشد .

    ۷- علوم طبیعی نقش مهمی را در بهزیستی مادی انسان ایفاء میکنند و علوم ریاضی وسیلهای برای پیشرفت و تکامل آنها به شمار میروند و با کمک علوم الهی میتوانند در بعد معنوی انسان نیز مؤثر باشند .

    ۸- رابطه علوم فلسفی با بعد معنوی انسان نزدیکتر است ولی همه آنها نیازمند به فلسفه اولی هستند از این روی ما بعد الطبیعه را میتوان کلید تکاملات معنوی و سعادت جاودانی بشر به حساب آورد

    آلبوم عکس                آرشیو فیلم              آرشیو صوت

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.