پایگاه علمی، فقهی و اطلاع رسانی

×
×

جایگاه فلسفه اخلاق

0
(0)
۱۴ دی ۱۳۹۹
1219

 

اخلاق در لغت

«اخلاق» در اصل، واژه‌ای عربی است كه مفرد آن «خُلْق» و «خُلُق» می‌باشد. در لغت به‌معنای «سرشت و سجیّه» به‌کار رفته است؛ اعم از اینكه سجیّه و سرشتی نیكو و پسندیده باشد مانند جوان‌مردی و دلیری، یا زشت و ناپسند باشد مثل فرومایگی و بزدلی.۱

اخلاق در اصطلاح

۱- صفات راسخ نفسانی

اخلاق حالتی نفسانی است كه بدون نیاز به تفكر و تأمل، آدمی را به سمت انجام كار حركت می‌دهد.۲

اخلاق ملكه‌ای نفسانی است كه كار به‌آسانی از آن صادر می‌شود. برخی از این ملكات فطری و ذاتی‌اند، و پاره‌ای از آنها نیز با تفكر و تلاش و تمرین و عادت دادن نفس به آنها، به دست می‌آیند…؛ چنان‌كه بخیل در ابتدا با سختی و جان كندن چیزی را می‌بخشد، اما در اثر تكرار، بخشش به‌صورت خوی و عادت او در می‌آید.۳

پس صفاتی كه از‌روی تفكر و تأمل صادر می‌شوند، مانند بخششِ بخیل، از دایره اخلاق و ارزش‌های اخلاقی بیرون می‌روند.

نهایتا می توان برای اخلاق تقسیم بندی کرد اخلاق فضیلت و اخلاق رذیلت!

۲- صفات نفسانی

گاهی منظور از اخلاق در اصطلاح اندیشمندان، هر‌گونه صفت نفسانی است كه موجب پیدایش كارهای خوب یا بد می‌شود؛ چه آن صفت نفسانی به‌صورت پایدار و راسخ باشد و چه به‌صورت ناپایدار و غیرراسخ،بنابراین اگر كسی از‌روی فكر و تأمل به كاری دست زند، آن كار نیز متصف به ارزش اخلاقی می‌شود.

۳- فضایل اخلاقی

گاهی نیز واژه اخلاق صرفاً در مورد اخلاق نیك و فضایل اخلاقی به‌کار می‌رود. مثلا «فلان كار اخلاقی است» یا «دروغ‌گویی كاری غیراخلاقی است».

۴- نهاد اخلاقی زندگی

در این دیدگاه؛ اخلاق نیز مانند زبان، دین و كشور، پیش از افراد بوده و «فرد در آن داخل شده و كمابیش در آن سهیم می‌گردد و پس از افراد نیز خواهد بود.

وجود اخلاق به شخص وابسته نیست، بلكه «ابزاری در دست جامعه است برای ارشاد و راهنمایی افراد و گروه‌های كوچك‌تر».

۵- نظام رفتاری حاكم بر افراد

عده‌ای اخلاق را به‌معنای نظام رفتاری (‌code of conduct) یك گروه دانسته‌اند. مثلا  اخلاق مسیحی یعنی نظام رفتاری مورد قبول مسیحیان.۴

علم اخلاق

برای ارائه تعریفی جامع‌ و دقیق‌ علم اخلاق، می‌توان آن را دانشی تعریف كرد كه از انواع صفات خوب و بد و چگونگی اكتساب صفات خوب و زدودن صفات بد بحث می‌كند.

انواع پژوهش‌های اخلاقی

۱- اخلاق توصیفی

۲- اخلاق هنجاری

۳-فرا‌اخلاق ( معناشناختی، معرفت‌شناختی، مسائل منطقی)

فلسفه اخلاق

اینك نوبت تعیین قلمرو و محدوده فلسفه اخلاق است.

منظور از فلسفه اخلاق، علمی است كه به تبیین اصول و مبانی و مبادی علم اخلاق می‌پردازد.

بعضا مطالبی از قبیل تاریخچه، بنیان‌گذار، هدف، روش تحقیق و سیر تحول آن را نیز متذكر می‌شود؛ گاهی نیز برای آنكه موضوع بحث در این رشته كاملاً مشخص شود، كلمه «علم» را هم در «مضاف‌الیه» اضافه می‌كنند و می‌گویند «فلسفه علم اخلاق» یعنی شاخه‌ای از فلسفه كه به بررسی مبادی و مبانی علم اخلاق می‌پردازد.۵

مسائل فلسفه اخلاق

پس از آشنایی اجمالی با حدود و قلمرو دانش فلسفه اخلاق، برای داشتن دركی روشن‌تر از مباحث این رشته، برخی از مهم‌ترین مسائل آن را متذكر می‌شویم:

۱. مفاهیم اخلاقی چگونه پیدا می‌شوند؟ ذهن آدمی از چه طریقی با آنها آشنا می‌گردد؟ چگونه می‌توان كاربرد اخلاقی «خوب»، «بد»، «باید»، «نباید» را از كاربرد و استعمال غیراخلاقی‌شان تفكیك كرد؟ ماهیت، معنا یا كاركرد احكامی كه در‌بردارنده اصطلاحات اخلاقی‌اند، چیست؟

۲. منشا پیدایش احكام و دستورات اخلاقی كجاست؟ آیا می‌توان منشا تمام الزامات و بایدهای اخلاقی را اراده و قانون خداوند دانست؟

۳. اصل در جملات اخلاقی، انشا است یا اخبار؟ خبری مانند «عدالت خوب است» و انشایی مانند «باید عدالت ورزید». شاید بتوان گفت این مهم‌ترین موضوع مورد بحث فلسفه اخلاق است.

۴. جایگاه نیت در افعال اخلاقی به چه صورت است؟

۵. آیا الزامی بودن در احكام اخلاقی، شرط است یا نه؟ و اگر هست، چگونه با اختیار انسان جمع می‌شود؟

۶. رابطه فعل اخلاقی و پاداش چگونه است؟ آیا پاداش و كیفر، به اخلاقی بودن فعل ضرر می‌رساند؟

۷. مبنای احكام اخلاقی چیست؟ آیا معیار خوبی و درستی كارها، لذت فردی است یا سود و لذت جمعی است؟

۸. آیا احكام اخلاقی استدلال ‌پذیرند یا غیر قابل استدلال‌اند؟

۹. آیا هر جامعه‌ای می‌باید نظام اخلاقی خاص خود را داشته باشد؟ یا همه جوامع انسانی، دارای احكام اخلاقی یک‌سان و هماهنگی هستند؟ آیا احكام اخلاقی در طول تاریخ ثابت و نامتغیرند؟

۱۰. آیا اخلاق مستقل از دین است یا اینكه بدون دین نمی‌توان هیچ‌گونه نظام اخلاقی استوار و كارآمدی داشت؟ ارتباط علم و اخلاق چگونه است؟

غور و تعمق در مباحث فلسفه اخلاق

اهمیت و جایگاه فلسفه اخلاق

پس از اعتقاد به خدا و پیامبر صلى الله علیه وآله، اخلاق مهم‌ترین مسئله از دیدگاه اسلام است.

سستی در تزكیه اخلاق، چه‌بسا موجب از دست رفتن اعتقادات اصلی آدمی شود. پیامبر(صلى الله علیه وآله) درباره مسیحیان نجران فرمودند: «دلیل اینكه اسلام را نپذیرفتند، این نبود كه حقانیت اسلام را درنیافتند، بلكه علاقه‌ای بود كه به شرب خمر و گوشت خوك داشتند». از اینجاست كه می‌توان به ارتباط عمیق اخلاق و اعتقادات پی برد.۶

چه فراوان‌اند كسانی كه اخلاق نیك و صفات پسندیده موجب هدایت آنان به مسیر حق شده

و چه بسیارند افرادی كه كردار ناپسند و صفات زشت، راه فهم و شناخت حقایق را بر آنان بسته است.۷

تهذیب، یکی از اهداف اصلی بعثت پیامبران

یکی از اهداف اصلی برانگیختن پیامبران و فرستادن پیام‌های آسمانی، پرورش اخلاق و تزكیه و تهذیب جان‌هاست:

«هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ؛ اوست که در میان مردم بی سواد، پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگی های فکری و روحی] پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، و آنان به یقین پیش از این در گمراهی آشکاری بودند».۸

اخلاق، از دیدگاه اسلام، افزون بر آنكه در كنار اعتقادات و احكام فقهی، به‌‌منزله یكی از سه پایه اساسی معارف دینی مطرح است:

راه زندگی درست و خداپسندانه، شیوه صحیح حركت به‌سوی كمال نهایی و ارتباط با خدای متعال را تعلیم می‌دهد.

عالمان و اندیشمندان مسلمان، در سایه معارف قرآنی و اسلامی، از قدیم‌الایام به مسئله اخلاق توجهی ویژه مبذول داشته‌اند. بعضاً در كنار ریاضت‌های عملی، به تدوین آثار ارزشمند و ماندگاری در باب اخلاق اسلامی نیز پرداخته‌اند.۹

با این وجود متأسفانه در مقایسه با سایر مباحث و معارف اسلامی، (در این باره)كار چندان زیادی صورت نگرفته است.

ضرورت بحث از فلسفه اخلاق

شاید برخی چنین تصور كنند كه برای ما مسلمانان و معتقدان به وحی معصوم و پیامبر و امامانی پاك، بعد از آنكه راه صحیح زندگی و اخلاق نیك و خداپسندانه را از اولیای دین آموختیم، به دنبال مباحث خشک عقلی و فلسفی رفتن، می‌تواند وجه معقول و موجهی داشته باشد؟

وظیفه ما مسلمانان عمل به دستورهای قرآن و اسلام است و یگانه‌راه رستگاری و سعادت دنیوی و اخروی را نیز در پیروی از معارف اسلامی می‌دانیم. مامعتقدیم كه بحث عقلی به‌خودی‌ خود نمی‌تواند ما را به سعادت رسانده، مكارم اخلاق را در ما شكوفا نماید.

اما پاسخ این است كه ما پیروان اخلاق قرآنی و مدافعان معارف اسلامی باید بتوانیم مبانی علمی و عقلی اخلاق قرآنی را به‌صورت تحلیلی و علمی به دیگران عرضه كنیم و در برابر سایر دیدگاه‌ها و مكاتب اخلاقی، از آنها دفاع نماییم.

پرواضح است كه این كار جز با غور و تعمق در مباحث فلسفة اخلاق امكان‌پذیر نیست.

تعمق در تمام مسائل اسلام

البته این نكته، اختصاص به فلسفه اخلاق ندارد، بلكه در سایر مسائل اسلام چنین وظیفه‌ای را بر عهده داریم؛

مثلاً در مسئله معاد، هر مسلمانی معتقد است كه همه انسان‌ها روزی زنده شده، به كارهای آنان رسیدگی می‌شود؛ اما اگر بخواهیم در برابر منكران معاد، این مسئله را اثبات كنیم، چاره‌ای جز تمسك به برهان و استدلال عقلی و فلسفی نداریم.

نمی‌توان در برابر منكران معاد و غیرمسلمانان گفت كه چون خداوند در قرآن فرموده است معادی هست، پس باید معتقد شویم كه معاد وجود دارد!

هر‌چند هر مسلمانی دستورها و احكام اسلام را در زندگی خود به‌كار می‌گیرد، اما این به ‌معنای بی‌ نیازی از مباحث علمی نیست.

منابع

۱- تاج العروس من جواهر القاموس، محمدمرتضی الزبیدی، ج۶ ؛، لسان العرب،  ابن‌منظور،ج۴؛ الصحاح، اسماعیل‌بن‌حماد الجوهری، ج۴

۲- كیمیاى سعادت، ابوعلی مسکویه، (ترجمة طهارة الاعراق)

۳- بحار الانوار، محمد‌باقر المجلسی، ج۶۷،ذیل حدیث ۱۸.

۴- فلسفة اخلاق ، ویلیام کی  فرانکنا

۵-آموزش فلسفه،محمد‌تقی مصباح یزدی، ج۱

۶- اخلاق در قرآن (۲)، محمدتقی مصباح یزدی

۷- اخلاق در قرآن (۱) محمدتقی مصباح یزدی مجله معرفت، ش۱۳، ص۱۸

۸- سوره مبارکه جمعه ،آیه ۲؛ ترجمه حسین انصاریان

۹- «رسائل اخوان الصفا و خلّان الوفاء، جمعى از مؤلفين »، «السعادة و الاسعاد فی السیرة الانسانیة، محمدبن‌یوسف عامری ».

«تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، ابوعلى احمد بن محمد مسكويه رازى».«اخلاق ناصری، خواجه نصیر طوسی»، «احیاء علوم الدین، غزالی»،

«المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ملا محسن فیض کاشانی »، «المراقبات فی اعمال السنة، ملکی تبریزی ».

«جامع السعادات، ملا مهدی نراقی» و ده‌ها اثر دیگر.

مطالب فوق اقتباس از کتاب«فلسفه اخلاق» تالیف مرحوم علامه مصباح یزدی رحمت الله علیه می باشد.

 

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تاکنون رأی ثبت نشده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

اخبار مرتبط

متن

زیبایی ایمان
زیبایی ایمان

ایمان: ایمان مفهومی کلیدی در میان مفاهیم دین است. انسان مؤمن با انسان مسلمان تفاوت هایی دارد که خداوند بارها در قرآن به آنها اشاره کرده است. انسان مؤمن به خدواند ایمان قلبی دارد و انسان مسلمان تسلیم امر خداوند است. ایمان یک ضرورت عقلانی و زیباست که انسان کمال گرا را ارضا و اغنا […]

۹ دی ۱۴۰۰
8181
بیشتر بدانید
فلسفه اخلاق (۳)
فلسفه اخلاق (۳)

در مبحث فلسفه اخلاق (۲) و در تعریف مکاتب اخلاقی، دید گاه های مکاتب مختلف در مورد اخلاق و بطور مشخص در مورد فضیلت بیان گردید. در ادامه، تعریف دقیق تری از فضیلت از منظر همان مکاتب اخلاقی، مورد بررسی قرار می گیرد. بیان فضیلت از دیدگاه مکاتب اخلاقی: فضیلت از نظر لغوی به معنای […]

۶ دی ۱۴۰۰
9283
بیشتر بدانید
بایدها و نبایدهای فلسفه اسلامی
بایدها و نبایدهای فلسفه اسلامی

  بایدها و نبایدهای فلسفه اسلامی مبتنی بر اندیشه مقام معظم رهبری دامت برکاته نویسندگان: محمد رحمانی گورجی، دانشجوی دکترای حکمت متعالیه دانشگاه خوارزمی فاطمه مسجدی، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه الزهرا سلام الله علیها چکیده: انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه عطف تحولات فرهنگی و سیاسی در چهل سال گذشته، گامی […]

۲ دی ۱۴۰۰
6210
بیشتر بدانید
2 دیدگاه برای "

جایگاه فلسفه اخلاق

" ثبت شده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 + سه =