پایگاه علمی، فقهی و اطلاع رسانی

×
×

کراماتی از حضرت عبدالعظیم

0
(0)
۱۸ آبان ۱۴۰۰
2446

روز چهارم ماه ربیع الثانی سالروز میلاد حضرت عبدالعظیم حسنی است. به همین مناسب چند کرامت از ایشان در ذیل نقل می شود.

کرامت اول: هدیه سیدالكریم

طلبه سیدی ، پس از آنكه مقطعی از درسش را در نجف به پایان برد به تهران آمده و مقدمات ازدواج وی فراهم گردید . دختری معرفی می شود و به خواستگاری می روند، مسائل مطابق سلیقه طرفین طی می شود. جز اینكه پدر دختر شرطی را برای داماد مطرح می كند ، تا پس از تحقق آن دختر به خانه بخت برود. شرط پدر دختر تهیه این اقلام بود:« یك جفت گوشواره ، ۴ عدد النگو ، ۲ عدد پیراهن ، ۲ قواره چادری و ۲ جفت كفش» . اگر چه درخواست خانواده عروس چندان سخت و چشمگیر نبود، لكن برای آن عالم بزرگوار تهیه همین قدر هم مقدور نبود. ایشان ناامید از انجام شرط ، عازم قم می شود. اما قبل از حركت به سمت قم به قصد زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السلام در شهر ری توقف می كند .

معجزه در حرم سید الکریم

آن عالم بزرگوار قبل از آنكه به حرم مشرف شود، دقایقی را در حیاط صحن و مقابل ایوان می ایستد. تمام حواسش به شرطی است كه از عهده انجام آن برنیامده است. در این لحظه كاملا متوجه آن حضرت می شود و مشكل را با آن وجود مقدس در میان می گذارد. در حالتی دل شكسته زار زار می گرید و برای آنكه كسی متوجه نشود عبایش را روی صورتش می گیرد.

چند لحظه بعد ، كسی دست روی شانه اش می گذارد و آرام به گوشش می خواند: «آقا ، بسته تان را بردارید تا خدای نكرده كسی آن را نبرد!»  ایشان ناراحت از اینكه او را از چنین حالی بیرون آورده اند، مكثی می كند و بعد چشم می اندازد، بسته ای جلوی پایش افتاده است! ابتدا اعتنا نمی كند ، اما ، بلافاصله طنین صدایی را كه لحظاتی قبل او را متوجه این بسته كرده بود در ذهنش می نشیند. نگاه جستجو گرش كسی را نمی یابد. بسته را می گشاید! درون بسته این اشیاء به طور مرتب چیده شده بود:«۲ جفت كفش زنانه ، ۲ قواره چادری ، ۲ عدد پیراهن ، ۴ عدد النگوی طلا و یك جفت گوشواره».

 این طلبه كسی نیست ، جز مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی از علما فقید و مراجع تقلید عظام كه پس از این كرامت نیز «خادم افتخاری» آستان مقدس حضرت عبدالعظیم علیه السلام شده و تا آخر عمر شریفشان این مدال خادمی را به سینه داشتند و ایشان در سال ۱۳۶۹ دعوت حق را لبیك گفتند.

شهر ری

کرامت دوم: درهای گشوده شده

در دوره ای از تولیت آستانه! سرپرستی كه از طرف تولیت به اداره آستانه و حرم نظارت می كرد، فردی بسیار عصبی و تند مزاج بود. از هیچ قصوری اغماض نمی كرد، حتی در برخورد با كاركنان مسن نیز ملاحظه ای نداشت.

 آن روز سحر، آستانه دار به روال همیشه آمده بود تا در حرم را باز كند و چراغ ها را روشن نماید . اما در همین حین متوجه می شود كلید را به همراه نیاورده است! فرصتی هم وجود ندارد. با خود می اندیشد اگر بخواهد به خانه برگردد و كلید را بیاورد دقایقی بعد وقت اذان است و سرپرست آستانه طبق معمول از راه خواهد رسید. با اخلاقی كه در او سراغ داشت ، می توانست حدس بزند كه دیدن در بسته حرم آنهم در آن وقت سحر چه عواقب و مواخذه ای انتظارش را می كشید.

در حالی كه كاملا مستاصل شده و دیگر هیچ راه حلی به ذهنش نمی رسید ، بناگاه صدایی از سمت در حرم او را به خود می آورد . می بیند چفت در گشوده شد و به حركت درآمد! داخل می شود، در محوطه رواق به حرم به پشت دومین در می رسد. در این لحظه این بار نیز زبانه در صدایی كرد و در باز می شود وارد حرم می شود، با عجله چراغ های حرم را روشن می كند. سرپرست آستانه موقعی می رسد كه او آخرین چراغ را هم روشن كرده است.

 بعد از نماز صبح ، پس از آنكه آستانه دار به خانه رفته و كلید را می آورد، قضیه را برای همكارانش تعریف می كند . آنچه خواندید به نقل یكی از همكاران همان آستانه دار بود .

 

کرامت سوم:عبای نو

مرحوم  علامه آقا شیخ محمد تقی بافقی  از مراجع عالی قدر و مبارزی بود كه در زمان سلطنت  رضاخان به شهر ری تبعید شده بود . این شخصیت نورانی منشا بركات و صاحب كراماتی در این شهر بود و مردم شهر ری در مدت اقامت ایشان از این چشمه فیض بهره ها بردند . در آن سالها ، مرحوم علامه بافقی در مسجد پشت حرم كه امروز به نام مسجد آقا شیخ محمد تقی خوانده می شود ، اقامه نماز می كرد .

درخواست طلبه

یكی از روزهای محرم كه در این مسجد روضه خوانی بر پا بود، طلبه غریبی كه به منظور خواندن روضه در مجالس روضه خوانی ایام محرم به شهر ری آمده بود، به زیارت حرم حضرت عبدالعظیم رفت. عبای این طلبه پاره و مندرس بود، او در این فكر بود كه چگونه با این عبا به مجلس روضه خوانی برود. در همین افكار رو به حرم كرد و سید الكریم علیه السلام نجوا كرد كه : « توجهی بفرما !».

از حرم بیرون آمد از كسی پرسید : اینجا تكیه یا روضه خوانی كجاست؟ مسجد پشت حرم را نشانش دادند! وقتی به مسجد رسید ، آقا شیخ محمد تقی بالای منبر بود. وارد مسجد كه شد نگاهش متوجه آقا شیخ شد كه با سر به او اشاره می كند و پای منبر را نشان می دهد . به عبارتی از او دعوت می كند پای منبر بنشیند. طلبه همان كار را می كند.

 صحبت و منبر آقا شیخ كه تمام می شود، ایشان به طرف آن طلبه می آیند و ضمن سلام و علیك و احوالپرسی می پرسد: شما عبا می خواستید؟ طلبه پاسخ می دهد : بله ، ولی نه از شما! آقا شیخ می گوید: بله ، درست است، شما از سید الكریم خواسته اید. سپس دست او را گرفته به منزل می برد و عبای حواله شده را تقدیم آن طلبه می كند .

 

برای خواندن کرامات بیشتر از حضرت عبدالعظیم به  آستان مقدس حضرت عبدالعظیم مراجعه نمایید.

نظرات ارزشمند شما ما را در بهبود کیفیت مطالب یاری خواهد نمود.

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تاکنون رأی ثبت نشده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

اخبار مرتبط

متن

اعمال ماه جمادی الاول
اعمال ماه جمادی الاول

  اعمال مشترک تمام ماه ها: ۱ـ دعا: در زمان دیدن هلال ماه جمادی الاول خواندن دعاى هلال وارد شده است و أقلّش آن است که سه مرتبه بگوید«اللّهُ اَکْبَر» و سه مرتبه«لا إلهَ الَّا الْلّه» و سپس بگوید:«اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى أذْهَبَ شَهْرَ کَذا وَ جاءَ بِشَهْرِ کَذا». بهترین دعاى زمان رؤیت هلال دعاى ۴۳ […]

۱۵ آذر ۱۴۰۰
4599
بیشتر بدانید
رویدادهای ماه جمادی الاول
رویدادهای ماه جمادی الاول

  جَمادی‌الاولی یا جُمادی‌الاَوَّل، پنجمین ماه سال هجری قمری است. علت نامگذاری: جمادی‌ از ریشه ‌جمادا (جَمُدَ) به ‌معنای ‌انجماد، سرمای ‌سخت ‌و یخ‌ زدن‌ است. این ‌ماه‌ را از آن ‌رو جمادی ‌نامیده‌اند كه در زمان نام‌گذاری، ‌آب ‌در این‌ ماه‌ منجمد می‌شده است.۱  رویدادهای مهم ماه جمادی الاول: روز پنجم جمادی الاول ۵ق. […]

۱۵ آذر ۱۴۰۰
2896
بیشتر بدانید
علامه امینی صاحب الغدیر
علامه امینی صاحب الغدیر

عبدالحسین امینی نجفی مشهور به «علامه امینی» از علمای بنام شیعه و مولف «الغدیر» است.عبدالحسین در سال ۱۳۲۰ ه.ق (برابر با ۱۲۸۱ ه.ش) در شهر تبریز، در خانه‌ای سرشار از علم و تقوا به دنیا آمد. شیخ احمد امینی تبریزی،۱پدر بزرگوار علامه امینی از عالمان با تقوا بود. پدربزرگ علامه امینی، مولی نجف‌قلی مشهور به […]

۱۳ آذر ۱۴۰۰
1729
بیشتر بدانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 − 3 =