مساجد تحت تولیت

 

مسجد رکن الملک اصفهان

این بنا در اواخر دوره‌ی قاجاریه (سلطنت مظفر‌الدین شاه) در خلال سال‌های ۱۳۲۵-۱۳۱۶ ه.ق به همت «حاج سلیمان خان شیرازی» ملقب به «رکن‌الملک»، نایب‌الحکومه‌ی ظل السلطان، (حاکم‌اصفهان) در محله‌ی تخت فولاد ساخته شد.

بنا، ترکیبی از مسجد و مدرسه است که شامل سر در ورودی، هشتی، صحن کوچک و بزرگ، ایوان‌های چهارگانه، شبستان‌های ستون‌دار، حجره‌هایی در اضلاع صحن مسجد و مدرسه و آرامگاه بانی می‌باشد. صحن مدرسه که به نوعی‌، جلوخان مسجد نیز محسوب می‌شود، در اضلاع شمالی و شرقی خود دارای شش حجره‌ی فاقد ایوان و در ضلع جنوبی، دیواری می‌باشد. سر در اصلی و ورودی مسجد، در ضلع غربی صحن مدرسه قرار گرفته و از طریق یک هشتی به صحن مدرسه راه پیدا می‌کند. صحن مسجد وسیع و مستطیل است و در ضلع غربی آن، سه حجره‌ی ایوان‌دار و مدرس ایوان‌داری در مجاورت آن‌ها ساخته شده است. عمده‌ی تزئینات بنا، کاشی‌کاری می‌باشد.

کتیبه‌های مسجد دارای تاریخ‌های متفاوتی از قبیل ۱۲۹۰، ۱۲۹۴، ۱۲۹۵، ۱۲۹۹، ۱۳۰۱، ۱۳۰۴و ۱۳۷۸ می‌باشد که نشان‌دهنده‌ی مراحل گوناگون ساخت بنا و تزئین این پایگاه و مرکز دینی می‌باشد.  تاریخ بنای مدرسه با توجه به کتیبه‌ی سردر، در سال ۱۳۲۱ قمری است و مصرع آخر اشعاری که ماده‌ی تاریخ بنا در آن است، چنین می‌باشد: «بنای مسجد‌الاقصی مبارک برسلیمان شد ۱۳۲۱»  این بنا به شماره ی ۱۶۰۴/۳ به ثبت تاریخی رسیده است.

مرحوم حاج میرزا سلیمان بن محمد کاظم شیرازی اصفهانی، نایب الحکومه اصفهان، فاضل ادیب شاعر متخلص به خلف مردی خلیق و مهربان و خوش رفتار بوده ونسبت به علماء احترام زیادی قائل و در دستگیری از ضعفاء و فقراء اهتمام داشته و نسبت به سایر حکام در رفع حوائج زیر دستان کوشا بوده در ۱۲۵۴ در شیراز متولد شده و در ۳ شنبه ۷ جمادی الاولی سال ۱۳۳۱ وفات یافته در اطاق  مخصوص در دالان  مسجد خود در تخت فولاد مدفون گردیده. از آثارشان چاپ و انتشار قرآن مجید و صحیفه سجادیه و کتاب زاد المعاد و ساختمان مسجد عالی و ساختمان تکیه حاجی آباده ای در اول تخت فولاد است.

ماجرای ساخت مسجد:

در یکی از سال‌های خشک‌سالی که مردم اصفهان در تنگنای بی‌آبی و قحطی قرار گرفته بودند، میرزا سلیمان خان رکن‌الملک، نایب‌الحکومه اصفهان از آیت الله آقاشیخ محمد تقی نجفی می‌خواهد تا نماز درخواست باران خوانده و از خدا رفع این گرفتاری را بخواهد.

پس از فراهم شدن مقدمات برای انجام نماز باران، شیخ محمدتقی آقا نجفی از میرزا عبدالرحیم کلباسی که عالمی فاضل و خطیبی ماهر و عارفی کثیرالبکاء بود و در وعظ و خطابه، دستی تمام و نفسی‌گیرا و تأثیری بسزا داشت، درخواست کرد که بر منبر برود و مردم را موعظه کند و با گریز و توسل، زمینه را آماده کند تا نماز باران در کمال خشوع و بندگی به جای آورده شود.

آقا میرزا عبدالرحیم به آقا نجفی گفت: اجازه بدهید که این موعظه و خطابه را پسرم میرزا رضا انجام دهد و او به منبر برود. اما آقا نجفی پاسخ داد جلسه به این مهمی را نمی‌توان به دست نوجوانی هفده هجده ساله سپرد.

سرانجام آقا میرزا عبدالرّحیم کلباسی  بالای منبر رفته و پس از کمی موعظه، ادامه این منبر را به پسرش میرزا رضا کلباسی واگذار کرد. میرزا رضای جوان  همچون پدر بزرگوارش کثیرالبکاء و سخنوری توانا بود و جلسه را به صحرای محشر تبدیل کرد و زلزله و تکانی عجیب به مجلس داد، به گونه‌ای که صدای ضجّه و ناله و گریه مرد و زن و کوچک و بزرگ بلند ‌شد و مجلس از هر جهت برای ادای نماز باران مهیا گردید.

آیت‌الله حاج شیخ محمدتقی نجفی معروف به آقا نجفی که این التجاء و توسل بی نظیر را دید، به شدت تحت تأثیر قرار گرفت وپس از اقامه نماز استسقاء، همان‌جا به سلیمان‌خان رکن‌الملک فرمود: شما مسجدی در تخت فولاد بسازید ،که ایشان(آقا میرزا رضا) در آن، دعای کمیل بخواند و به وعظ و خطابه بپردازد و بدین ترتیب بنای مسجد رکن‌الملک گذاشته ‌شد.

آیت الله آقانجفی در بسیاری از  شب های جمعه به جلسۀ دعای کمیل آیةالله کلباسی حاضر می شد . در یکی از این شب ها در حالی که با همراهان خود از روی پل خواجو به سمت تخت فولاد و  مسجد رکن الملک حرکت می کرد، صدای حاج شیخ محمدرضا کلباسی را هنگام خواندن دعا می شنود که می فرمود: «گنهکاران کجایید؟!» آقا نجفی به شدت گریست و ریش و محاسن خودرا گرفت و با آهی سوزان گفت : «آمدم».

مشهور است که آقا نجفی فرموده بود : هیچ کس نمیتواند به این سادگی ما را بگریاند ، ولی این شیخ (شیخ محمد رضا کلباسی) بارها اشک ما را در آورد.

پس از آن رکن الملک قسمتی از باغ شاعر عالی قدر حاج محمدکاظم واله را خریداری کرده، مشغول ساخت و ساز مسجد و مدرسۀ علمیه شد. هنگام ساختن مسجد گاهی اجرت بنّاها و کارگران تأخیر می افتاد، و سبب تعجب آنان می شد  که مگر نایب الحکومه هم بی پول می ماند ؟ رکن الملک در پاسخ می گفت: «خیال نکنید با بودجۀ دولتی مسجد بنا می کنم، من با فروش املاک شخصی خودم در شیراز مسجد می سازم .گاهی معطّل فروش و وصول وجه آن می شوم».

مکان مسجد:

مسجد رکن الملک در کنار تخت فولاد اصفهان و در محل باغ والهیه بنا شده است.

مسجد حکیم اصفهان

نام حکیم داوود به عنوان بانی مسجد در کاشی کاری سردر شمالی با عنوان «محمد داود الحکیم المخاطب بتقرب خان» آمده است. شاردن جهانگرد فرانسوی که در زمان شاه سلیمان و اندکی پس از ساخت مسجد به اصفهان می آید، در سفرنامه خود درباره مسجد و خود حکیم داوود مطالبی را می آورد.

حکیم داوود در آغاز کار طبیب شاه صفی بوده تا آنکه دست به تحرکاتی زده مورد بی لطفی شاه قرار گرفت از ترس آنکه غضب شاه زیادت گیرد به هندوستان فرار کرد در آنجا کار او بالا گرفت تا آنجا که در سلک اشراف در آمد و در جنگی که میان (اورنگ زیب) با برادرانش واقع شد به نام (عرب کشی) شرکت جست… هنگاهی که حکیم داوود در هند مستقر شد برای خانواده خود در اصفهان مال و خواسته فراوانی فرستاد و شاید برای شهرت و آوازه نام و یا برای عشق به وطن دستور داد این مسجد را بسازند. ولی اقبال از او روی برگرداند چه مجددا به دسایسی پرداخت و این دفعه برای و شوم واقع شد و در کمال بدبختی و بیچارگی در هندوستان تلف گردید.(عریضی ۱۳۶۲)

اما استفان بلیک(۱۹۹۹) سخن دیگری می گوید. به گفته او پدر و مادر حکیم داوود نیز طبیبان شاه عباس بزرگ بودند که پس از مرگ پدر، حکیم داوود جانشین او در دربار شاه صفی می شود. اما به دلیل اینکه هیچ ترفیعی شامل حالش نمی شود، در آغاز پادشاهی شاه عباس دوم تصمیم به مهاجرت به هند را می گیرد. او در آنجا موفق می شود که بیماری شدید دختر شاه جهان، امپراطور مغول هندوستان را درمان کند و بدین سبب عنوان تقرب خان را در سال ۱۰۵۷ قمری دریافت می دارد. او در زمان اورنگ زیب جایگاه خود را در دربار از دست می دهد و در این زمان پولهایی را برای ساخت مسجد به اصفهان می فرستد، اما در سال ۱۰۷۳ می میرد و هیچگاه نمی تواند مسجدی را ببیند که نام او را تا سالیان درازی زنده نگه می دارد.

جابری(۱۳۷۸) نیز در توصیف مسجد می آورد که:

از مساجد بزرگ عهد صفویه، مسجد حکیم داوود اسپهانی، معروف به هندی است. مسجدی با صفا و روحانی است و گشاده، نزدیک به هفت زرع زمین را مسجد و ملحقاتش اشغال نموده،… و گوید بسی دقیق بوده که کار کن ها به خشنودی باشند، تا جایی که جلو راه خران گچ کش علف ریختند که خود بی خر ران گچ و آجر و آهک آورند!

ملا محمد جعفر سبزواری:

در سمت جنوب غربی مسجد حکیم در بیرون دیوار های مسجد قبری وجود دارد که از آن ملا محمد جعفر سبزواری اصفهانی فرزند ارشد ملا محمد باقر بن محمد مومن بن شاه قاسم سبزواری می باشد.(مهدوی ۱۳۸۲) پدر ایشان ملا محمد باقر سبزواری معروف به محقق سبزواری است که شیخ الاسلام زمان شاه عباس دوم و از علمای مشهور بوده است. ملا محمد باقر در سبزوار زاده شده و پس از فوت پدر به اصفهان مهاجرت می کند. شاه عباس دوم امامت جمعه و شیخ الاسلامی را به ایشان واگذار می کند. ایشان از شاگردان شیخ بهایی نیز بوده و در مدرسه ملا عبدالله تدریس می کرده. گفته می شود که شاه عباس دوم برای ایشان در وسط باغ همایون عمارتی می سازد. وفات ملا محمد باقر در سال ۱۰۹۰ بوده که جنازه ایشان را به مشهد برده و در آنجا به خاک می سپارند. ملا محمد جعفر فرزند ملا محمد باقر نیز از علما و فقهای بنام و هم زمان با شاه سلطان حسین بوده اما منصب شیخ الاسلامی به او نمی رسد و به گفته سید علی جناب (۱۳۸۵) “قبر او جنب گنبد حکیم معروف و زیارتگاه است”. چنین به نظر می رسد که ایشان امام جماعت مسجد حکیم بوده است، چون در برخی نوشته ها آمده است که فرزند ملا محمد باقر در مسجد حکیم نماز جمعه برپا می داشته و از شاه می خواهد که او در مسجد شاه نماز جمعه به پا دارد که شاه این درخواست او را نمی پذیرد(جعفریان ۱۳۷۹،۲۷۵) .اما فرزند ملا محمد جعفر که میرزا رحیم نام داشت در زمان نادر شاه به مقام شیخ الاسلامی می رسد و بدین ترتیب مقام شیخ الاسلامی در خاندان سبزواری باقی می ماند.(جناب ۱۳۸۵) از تالیفات ملا محمد جعفر می توان از «تحفه سلطانی»، «التکبیرات سبع» و «رویت الهلال قبل الزوال در رد فاضل سراب» نام برد(مهدوی ۱۳۸۲)

مکانی که اکنون قبر ملا محمد جعفر در آنجا جای دارد، پیشتر برف انداز مسجد حکیم بوده و پس از کشیده شدن خیابان حکیم، در کنار خیابان دیده می شود.

حاج محمد ابراهیم کرباسی (کلباسی)

حاجی محمد ابراهیم کلباسی (۱۲۶۱-۱۱۸۰ه.ق) فرزند حاجی محمد حسن، فرزند حاجی محمد قاسم می باشند. حاجی محمد قاسم از اهالی کرباس هرات بودند و بدین جهت ایشان را کرباسی می گفتند. حاجی محمد حسن فرزند ایشان  که تاجر به نام و اهل علم بودند، به کاخک گناباد می رود و چندین سال در خراسان زندگی می کنند تا اینکه به اصفهان مهاجرت می نمایند. ایشان در اصفهان « حمام علی اکبر را خریده و وقف مدرسه شاهزاده ها و مدرسه الماسیه و مدرسه مبارکه می نماید.»(جناب۱۳۸۵) ایشان در اصفهان وفات نموده و مزارشان در تخت فولاد می باشد. حاجی محمد ابراهیم فرزند ایشان در اصفهان زاده می شوند و آقا محمد بید آبادی پس از پدر تکلف ایشان را بر عهده می گیرند آیت الله کلباسی امام جماعت مسجد حکیم بودند و در آن مسجد به تدریس فقه و اصول می پرداختند و شاگردان بسیاری چون ملا هادی سبزواری را پرورش می دهند و به همراه سید محمد باقر شفتی از علمای بزرگ اصفهان در روزگار خود میگردند. از آثار ایشان  مدرسه حاجی کلباسی است. ایشان شش پسر و دو دختر داشتند. پس از ایشان امامت مسجد حکیم به آمحمد مهدی رسید و به همین ترتیب امامت و تدریس در مسجد در میان نوادگان آیت الله کلباسی موروثی گردید.

این خاندان به کرباسی شهرت داشته و چون یک خانواده دیگر نیز از بازرگانان اصفهان به همین عنوان«کرباسی» شهرت داشته و دارند ایشان را عموماً کلباسی گفته و نوشته اند و در سال های اخیر عموم این افراد نام خانوادگی خود را کلباسی قرار دادند.(مهدوی۱۳۸۲)

آرامگاه علامه حاجی کلباسی هم اکنون در روبروی درب شرقی مسجد حکیم جای دارد. (جناب۱۳۸۵) نیز در وصف آرامگاه کلباسی، «فن مقرنس آویز» در سقف مقبره را دارای هنر و صنعتی بیان می کند که «در اصفهان کم نظیر می باشد».

تنها قبری که در این آرامگاه خانوادگی متعلق به خاندان کلباسی نمی باشد، از آن شیخ محمد حسین طریحی، عالم زاهد متقی از خاندان شیخ فخر الدین طریحی است که اهل نجف بوده و در اصفهان ساکن می شوند و در سال ۱۳۲۱ قمری وفات کرده و در یکی از اتاقهای آرامگاه علامه حاجی کلباسی به خاک سپرده می شوند.(مهدوی۱۳۸۲)

 

 مسجد خیاطها اصفهان

مسجد خیاطها که به اسامی پادرخت، پا درخت سوخته و پا درخت سوخته زنجانی نیز معروف می ‌باشد. تنها تاریخ موجود در بنا سال ۹۷۵هـ . ق نشان می دهد و به در قدیمی آن مربوط می ‌گردد. کتیبه سردر مسجد به نام ابوالفتح سلطان میرزا پسر شاه طهماسب اول صفوی می باشد که بانی مسجد بوده است.

مکان :

مسجد خیاطها در اصفهان، خیابان جمال الدین عبدالرزاق، بازار خیاطها واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۰ مرداد ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۱۵۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

تیتر

متن

دین‌وفراینداسلامی‌سازی‌علوم
دین‌وفراینداسلامی‌سازی‌علوم

  مقایسه تاثیر گستره دین در فرایند اسلامی‌سازی علوم از منظر آیت‌الله جوادی آملی و آیت‌الله مصباح یزدی نویسندگان: محمود فتحعلی، دانشیار گروه کلام مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) عباس مطیعی، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه دین مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) چکیده: یکی از شروط لازم برای رسیدن به تمدن اسلامی […]

۹ مرداد ۱۴۰۰
1310
بیشتر بدانید
پرسش و پاسخ امام کاظم(ع)
پرسش و پاسخ امام کاظم(ع)

آیا حضرت ابوطالب بر پیامبر خدا حجت بود؟ درست بن ابی منصور از حضرت امام کاظم علیه‌السلام پرسید: آیا حضرت ابوطالب بر پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم حجت بود؟ فرمودند:«خیر، بلکه وصایای پیامبران نزد اوبه امانت بود و او تحویل پیامبر داد».۱ آیا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم علوم تمام پیامبران الهی را داشتند؟ عبدالحمید می‌گوید: به حضرت موسی بن […]

۹ مرداد ۱۴۰۰
1449
بیشتر بدانید
قرار دادن سال خمسی جداگانه زنان
قرار دادن سال خمسی جداگانه زنان

رسول اكرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: «السَّخِيُّ بِمَا مَلَكَ وَ أَرَادَ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ تَعَالَى وَ أَمَّا السَّخِيُّ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ فَحَمَّالُ سَخَطِ اللَّهِ وَ غَضَبِهِ وَ هُوَ أَبْخَلُ النَّاسِ عَلَى نَفْسِهِ فَكَيْفَ لِغَيْرِهِ ؛ سخاوتمند كسى است كه از اموال خود و براى رضاى خدا سخاوت داشته باشد ، اما كسى كه […]

۹ مرداد ۱۴۰۰
1579
بیشتر بدانید