پایگاه علمی، فقهی و اطلاع رسانی

×
×

استعمارپیر علیه ایران

0
(0)
۳۰ مهر ۱۴۰۰
514

برخی از مهم‌ترین محورهای اقدامات استعمارگرانه انگلیس علیه ایران :

۱-‏ جدا شدن افغانستان از ایران در سال ۱۸۵۷ میلادی بر اساس پیمان پاریس :

پس از تصرف هرات در افغانستان توسط قوای ناصرالدین شاه قاجار، دولت انگلستان که از این امر ناراضی بود، به ایران اعلان ‏جنگ داد و جزیره خارک و بوشهر را به اشغال خود درآورد.

در این حال درگیری‏هایی بین نیروهای ایرانی ‏و انگلیسی روی داد که به شکست سربازان ایرانی انجامید. از این رو مذاکراتی برای صلح آغاز شد که به ‏عقد معاهده پاریس در فرانسه بین ایران و انگلیس انجامید .

به موجب این معاهده ننگین، دولت ایران ‏تعهد سپرد که هرات و تمام خاک افغانستان را تخلیه نماید و ازهرادعایی نسبت به حکومت خود درهرات و تمامی افغانستان دست بردارد. ‏

۲- انعقاد قرارداد رویتر (۱۸۷۲میلادی): 

اولین امتیاز و قرارداد بهره‌برداری از کلیه منابع و معادن ایران، ‏در زمان ناصرالدین شاه قاجار به مدت هفتاد سال و به فردی به نام «بارون جولیوس دورویتر» داده شد.

‏اگر چه در این امتیاز صریحا سخنی از نفت به میان نیامده است، ولی چون در آن بهره‌برداری از همه ‏معادن، به استثنای طلا، نقره و سنگ‌های قیمتی مورد تاکید قرار گرفته است.

صاحبان امتیاز، خود را ‏برای کشف منابع نفتی و استخراج این ماده حیاتی ذی‌نفع می‌دانستند. البته صاحبان این امتیاز در ‏زمینه‌هایی از جمله جنگل‌ها، قنوات، استفاده از راه‌آهن محور دریای خزر تا خلیج‌فارس به مدت ۷۰ سال ‏و… بهره‌مند گردیدند .‏

۳-‏ ایجاد و حمایت از فِرق ضاله بابیت و بهائیت :

ایجاد فرقه بهائیت از توطئه­های مهمی است که از ‏اواسط دوره قاجاریه با هدف آسیب رساندن به اسلام وخصوصا تشیع از سوی کانون‌های استعماری ‏طراحی شد و درمسیر تداوم حیات سیاه و تباهش همواره درکنار دشمنان اسلام، درصدد ضربه زدن به ‏این دین مبین و از بین بردن خصلت‌های ضداستکباری و ظلم ستیز آن بود.

پیوند بهائیت با انگلستان در ‏سده اخیر از مسائلی است که می‌توان گفت بین مورخان و پژوهشگران رشته تاریخ و سیاست در مورد آن ‏نوعی اجماع وجود دارد. 

«سرآرتور هاردینگ» در بخشی از خاطرات خود می‌نویسد: 

«درعرض یکصد ‏سال اخیر بابیان و بهائیان ایران همیشه از خط مشی سیاسی انگلستان در شرق پیروی کرده‌اند و ستایش ‏وزیرمختار انگلیس از آنها امری است کاملا طبیعی».

 این مورخان معتقدند یکی از دلایل روابط آشکار این ‏فرقه با انگلستان، اعطای لقب و نشان عالی از سوی پادشاه بریتانیا به مزدوران خود دراین فرقه از جمله ‏عباس افندی است .  ‏

۴-‏ تجزیه و تقسیم بلوچستان ایران در سال ۱۸۸۷میلادی:

 به منظور امنیت بخشیدن به سرحدات هند و ‏به عنوان کمربند دفاعی جنوب غربی هند که مستعمره انگلیس به شمار می‌رفت .‏

۵-‏ نقش تاریخی انگلستان در ترویج مواد مخدر:

در ایران که از سوی «برادران شرلی» در دوره صفویه ‏آغاز شد و اندکی بعد تریاک به عنوان یک داروی خانگی جای خود را در میان ایرانیان باز کرد .‏

‏۶-‏ تحمیل قرارداد لاتاری (تاسیس قمارخانه) به ایران به واسطه میرزاملکم خائن .

‏۷-‏ قرارداد دارسی در سال ۱۹۰۱میلادی:

در سال ۱۲۸۰ ه.ش  (۱۹۰۱ م) ویلیام دارسی، سرمایه دار ‏انگلیسی، موفق به کسب امتیاز بهره ‏برداری و لوله‏ کشی نفت و قیر در سراسر ایران، به غیر از شمال و ‏شرق کشو، به مدت شصت سال شد.

صاحب امتیاز، در تمام مدت قرارداد، از پرداخت مالیات، عوارض و ‏حقوق گمرکی برای کلیه اراضی، ماشین آلات و وسایل و مواد لازمی که وارد کشور می‏کرد معاف شده ‏بود.

 فعالیت‏ های دارسی سرانجام پس از هفت سال منجر به دسترسی به چاه نفت عظیم مسجدسلیمان ‏گردید و سود فراوانی نصیب صاحب امتیاز شد. پس از گذشت بیش از سی سال از انعقاد قرارداد، دولت ‏ایران که مکرّراً این امتیاز هنگفت را به ضرر مصالح منافع ایران اعلام کرده بود، آن را لغو کرد و خشم ‏شرکت دارسی را برانگیخت.

پس از لغو قرارداد دارسی، انگلستان شکایتی علیه ایران به جامعه ملل ارسال ‏کرد و پس از منازعات بسیار، سرانجام قرارداد ۱۹۳۳ به جای دارسی به امضا رسید.

این قرارداد هرچند به ‏وسعت دارسی نبود ولی به نظر اکثر کارشناسان، دارای معایبی به مراتب بیش از محاسن بود.

معایب ‏قرارداد ۱۹۳۳میلادی، اختلافاتی را بین ایران و شرکت نفت انگلیس به وجود آورد که در نهایت منجر به ‏تنظیم قرارداد الحاقی گس – گلشائیان شد.‏

‏۸-‏ به انحراف کشاندن انقلاب مشروطیت و زمینه چینی برای اعدام آیت الله شیخ فضل‌الله نوری . ‏

۹-‏ تحمیل قرارداد ۱۹۰۷ و تقسیم ایران به قسمت شمالی و جنوبی :

در سال ۱۹۰۷میلادی (۱۲۸۶) ‏دولت‌های انگلستان و روسیه برای مقابله با دشمن مشترک خود آلمان طی پیمانی به اختلافات خود در ‏نقاط مختلف جهان خاتمه دادند.

این پیمان که در سن پترزبورگ پایتخت روسیه تزاری به امضا رسید ‏شامل توافق دو کشور در زمینه منافع طرفین در افغانستان، تبت، امپراطوری عثمانی و ایران بود.

در بخش ‏مربوط به ایران دو کشور موافقت کردند که سرزمین ایران را به قلمرو نفوذ خود تقسیم کنند.

به موجب ‏این قرارداد قسمت شمالی ایران شامل شهرهای پر جمعیت و مراکز عمده تجاری از خط فرضی بین ‏قصرشیرین ، اصفهان، یزد، خواف و مرز افغانستان منطقه نفوذ روسیه شناخته شد و قسمت جنوبی که ‏دارای ارزش سوق‌ الجیشی برای دفاع از هند بود از خط فرضی بین بندرعباس، کرمان، بیرجند، زابل و ‏مرز افغانستان منطقه نفوذ انگلستان شناخته شد .

اگر چه این پیمان که به قرارداد ۱۹۰۷ م معروف شد، ‏موضوعاتی غیر از ایران را نیز در برمی‌گرفت ولی چنان چه اکثر مورخان انگلیسی اذعان کرده‌اند، روح ‏حاکم بر این قرارداد، تبانی بر سر سرنوشت ایران بود.

افشاء این قرارداد در ایران موجب هیجان عمومی و ‏اعتراضات شدیدی گردید و مجلس شورای ملی به اتفاق آراء آن را مردود و بی‌‌اعتبار شناخت .

۱۰-‏ قحطی بزرگ سال های ۱۹۱۹-۱۹۱۷ :

که بی‌تردید بزرگ‌ترین فاجعه در تاریخ ایران است و ناشی از ‏سیاست‌های استعمار ، بازرگانی و مالی بریتانیا بود.

در طی این قحطی نزدیک به ۴۰ درصد از جمعیت ‏ایران ( یعنی حدود ۸ تا ۱۰ میلیون نفر) به کام مرگ رفتند . انگلیسی‌ها که درآن زمان ایران را اشغال ‏کرده بودند نه تنها برای کاستن از شدت قحطی کاری انجام ندادند، بلکه با خرید گسترده غله و مواد ‏غذایی در ایران، وارد نکردن غذا از هند و بین‌النهرین باعث مرگ میلیون‌ها ایرانی شدند .‏

‏۱۱-‏ تحمیل قرارداد ۱۹۱۹ که بر اساس آن شمال ایران نیز زیر سلطه انگلستان قرار گرفت .‏

‏۱۲-‏ واگذاری انحصار کل خرید و فروش توتون به یک شرکت انگلیسی(۱۸۹۰ میلادی) به ارزش سالیانه ‏‏۱۰ میلیون مارک .‏

‏۱۳-‏ پرداختن وام به دولت وقت ایران به مبلغ ۵ میلیون و هشتصد هزارمارک با ضمانت اختصاص ‏عایدات شیلات دریای خز ، عایدات تلگراف ایران و عایدات گمرک جنوب ایران .

‏۱۴-‏ ‏تامین هزینه قشون‌کشی انگلیس از عایدات گمرکات بنادر جنوبی ایران .‏

‏۱۵-‏ دادن رشوه به مقامات صاحب نفوذ برای تشویق دربار قاجار به اخذ وام از انگلستان .‏

‏۱۶-‏ انعقاد قرارداد جاده بختیاری ( لینج) در سال ۱۸۹۸م .

‏۱۷-‏ تفرقه بین ایلات و عشایر برای حفظ منافع خود در ایران ‏ .

‏۱۸-‏ زمینه‌چینی، حمایت و پشتیبانی ازکودتای رضاخان از طریق سید ضیاءالدین طباطبایی، روزنامه نگار ‏عامل سفارت بریتانیا در تهران .‏

‏۱۹-‏ کمک به فرار رضاخان از ایران و روی کار آوردن محمدرضا پهلوی .‏

‏۲۰-‏ نقش مستقیم در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲:

بریتانیا برای مقابله با جریان نهضت ملی شدن نفت و ‏رهبران آن به سراغ جاسوسان و کارشناسان کهنه کار خود رفت که سابقه آشنایی با اوضاع ایران داشتند و ‏این کشور را خوب می‌شناختند .

۲۱- نقش مستقیم در جدایی کل سرزمین‌های جنوبی خلیج فارس که در ۱۹۷۱ به جدایی کامل بحرین ‏انجامید .‏

‏۲۲- ارتباط آموزشی و پشتیبانی ساواک توسط اینتلیجنت سرویس انگلیس که منجر به سرکوب، شهادت ‏و مجروحیت تعداد زیادی از فعالان مبارزه علیه رژیم ستم شاهی شد .‏

‏۲۳- اشغال و ویران کردن سفارت ایران در لندن و کشته شدن دو دیپلمات ایران در ۶ روز پرتب وتاب در ‏اردیبهشت سال ۱۳۵۹‏ ه.ش.

‏۲۴- تحریک گروهک‌ها و قومیت‌ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نظیر خلق عر ، کومله، پان ‏ترکیسم و جندالله .‏

‏۲۵- کمک­های سیاسی، تسلیحاتی و اقتصادی به رژیم بعثی عراق در طول هشت سال جنگ .

۲۶- حمایت بی‌پرده و مستمر از اشخاص و گروهک‌های برانداز جمهوری اسلامی بیش از سه دهه ‏نظیر بنی‌صد ، منافقین، ملی – مذهبی‌ها، اصلاح‌طلبانِ معاند و هدایت آشوب‌های ۱۸ تیر ۷۸ ه.ش و فتنه سبز . ‏

‏۲۷- برنامه‌ریز ، حمایت و هدایت تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی ایران . ‏

‏۲۸- فضا‌سازی‌های مستمر رسانه‌ای با به کار گرفتن بنگاه­ های سخن‌پراکنی نظیر بی بی‌سی و راه‌اندازی ‏شبکه­های مختلف رسانه‌ای فارسی‌زبان در جهت براندازی و تخریب چهره نظام مقدس جمهوری اسلامی ‏ایران . ‏

‏۲۹- آموزش و تجهیز و پشتیبانی از بمب‌گذاری و دیگر اقدامات تروریستی در خوزستان ، حرم مطهر ‏رضو ، سیستان و بلوچستان، حسینیه شیراز و نیز ترور شهیدان لاجوردی و صیاد شیرازی .‏

‏۳۰- زمینه چینی و طراحی، آموز ، تجهیزو پشتیبانی ازتروریست‌ها برای تروردانشمندان هسته‌ای ‏ایران . ‏

‏۳۱- تجاوز مکرر کماندوهای دریایی انگلیسی به حریم آب‌های جمهوری‌اسلامی‌ایران در ایام اشغال عراق که ‏با واکنش نیروهای مسلح جمهوری‌اسلامی‌ایران و دستگیری متجاوزان روبرو شد .‏

‏۳۲- اشغال غیرقانونی باغ قلهک در تهران طی پنجاه سال گذشته . ‏

‏۳۳- حمایت از براندازان نظام جمهوری اسلامی ایران در فتنه ۸۸ ه.شاز طریق دادن پناهندگی و مجوز اقامت ‏دائم به آنها . ‏

‏۳۴- مسدود شدن دارایی‌های ایران در بانک‌های داخلی بریتانیا (ژوئن ۲۰۰۸م) در ادامه سیاست تحریم ‏علیه ایران .‏

‏۳۵- خسارات ناشی از لغو قراردادهای تسلیحاتی بین ایران و انگلیس از جمله ناو خارک (که با تاخیر ۵ ‏ساله تحویل ایران شد).‏

‏ ۳۶- سرقت و قاچاق آثار و اسناد تاریخی این مرزو بوم که با هدف دست‌کاری هویت تاریخی ملت‌های ‏منطقه صورت گرفته ، یکی از فصل‌های در خور مطالعه است که انگلیس در آن سهم ویژه‌ای دارد.

لوح ‏معروف کوروش که اخیرا به صورت امانی (!) و برای چند هفته در اختیار ایران قرار گرفت و سپس ‏برگردانده شد ، مشتی از خروارهاست.‏

مداخله‌ انگلستان‌ در امور داخلی‌ کشور ما در این‌ دوره‌ تاریخی‌ در برگیرنده‌ موارد زیر ‌است: ‏

‏*  به‌ دست‌ گرفتن‌ قدرت‌ اجرایی‌ در کشور از طریق‌ وارد ساختن‌ افراد وابسته‌ به ‌خود در پست‌های‌ کلیدی ‌. ‏

‏* به‌ ورشکستگی‌ کشیدن‌ اقتصاد ملی‌ از طریق‌ ایجاد بُن‌بست‌ در مسئله‌ نفت ‌. ‏

‏*  گسترش‌ نارضایی‌ عمومی‌ و به‌ سستی‌ کشیدن‌ نیروی‌ پایداری‌ مردم .  ‏

‏* اختلاف‌ افکنی‌ در میان‌ مردم‌ از طریق‌ اشخاصی‌ که‌ در پست‌های‌ کلیدی‌ و در رسانه‌ها جاسازی‌ کرده‌ ‏بودند . ‏

‏*  ترورشخصیت‌ و بی‌ آبروکردن‌ آیت‌الله کاشانی‌ و دیگر پیشگامان‌ نهضت‌ ملی‌ از طریق‌ یک‌ رشته‌ تبلیغات‌ ‏مسموم‌ و پرحجم‌ داخلی‌ ‏.

‏* آشفته‌ ساختن‌ دستگاه‌ دادگستری‌ وبی‌ اثر ساختن‌ آن‌ و انحلال‌ دیوان‌عالی‌ کشور.

‏* به ‌سستی‌ کشیدن‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ و منحل‌ ساختن‌ آن‌ ‏ .

‏* به‌ قدرت‌ رسانیدن‌ گروهک‌های‌ بی‌ هویت‌ به‌ ویژه ‌بازگزاردن‌ دست‌ حزب‌ توده‌ در صحنه‌ سیاسی‌ کشور .‏

در هر صورت دولت انگلستان برای تغییر موازنه قدرت به نفع عراق ، از سال ۱۹۸۱ م دست به اقداماتی زد که به طور کلی می‌توان موارد زیر را برشمرد :‏

‏* همراهی انگلستان با آمریکا برای تحکیم تحریم اقتصادی علیه ایران و تلاش در جهت تغییر ‏سیاست خارجی کشورها در راستای مخالفت با منافع ایران .‏

‏* اعطای اعتبارات مالی و ارسال انواع کالا، دارو و مواد غذایی به عراق .‏

‏* تلاش در همراه کردن کشورهای دیگر با سیاست‌های ضدایرانی آمریکا در راستای صدور ‏قطعنامه و بیانیه‌های مختلف و محکوم نمودن ایران در سازمان ملل و سایر محافل بین‌المللی به ‏بهانه نقض حقوق بشر در ایران .‏

‏*  فشار و منع کشورهای خارجی از صدور تسلیحات به ایران .

‏*  همراهی تفنگ‌داران دریایی انگلیس در خلیج فارس با آمریکایی‌ها بر ضد ایران‎ .

منابع :

ایران‌ امروز ، ترجمه‌ علی‌ اصغر سعیدی ، صص‌ ۲۴۳ –  ۲۳۲ .

میراث‌‌خوار استعمار ، نوشته‌ دکتر مهدی‌ بهار ، ص‌ ۵۰۴ به‌ بعد .

خاطرات‌ دوران‌ سپری‌ شده ، یوسف‌ افتخاری،  صص‌ ۳۲-۳۱.

نظرات ارزشمند شما، ما را در بهبود کیفیت مطالب یاری خواهد کرد

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تاکنون رأی ثبت نشده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

اخبار مرتبط

متن

الگوهای جریان مقاومت
الگوهای جریان مقاومت

شهید ابومهدی المهندس و سردار شهید قاسم سلیمانی، دو هم­رزم قدیمی، از سالیان دور در میدان­ های مبارزه جبهه مقاومت، دوشادوش یکدیگر، می‌جنگیدند. به خصوص در پاک­ سازی سرزمین­‌های اشغال شده عراق و سوریه از تروریست‌­های تکفیری­ داعش. ابومهدی همواره خود را سرباز حاج قاسم معرفی می­‌کرد، که به این سربازی افتخار می­‌کند. فرزند شهید […]

۱۳ دی ۱۴۰۰
5430
بیشتر بدانید
مکتب حاج قاسم
مکتب حاج قاسم

فرمانده سپاه قدس: سردار سلیمانی در دوران جنگ ایران و عراق فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله و از فرماندهان عملیات های والفجر هشت، کربلای چهار و کربلای پنج بود. سردار حاج قاسم سلیمانی در سال ۱۳۷۹ از سوی مقام معظم رهبری، به فرماندهی سپاه قدس منصوب شد. پس از ظهور داعش در عراق و سوریه، به […]

۱۳ دی ۱۴۰۰
4725
بیشتر بدانید
نامه توحیدی
نامه توحیدی

در تاریخ ۱۱ دی ۱۳۶۷ نامه معروف و تاریخی امام‌خمینی خطاب به میخائیل گورباچف آخرین رییس‌جمهور شوروی در زمینه مرگ کمونیسم و ضرورت پرهیز روسیه از اتکاء به غرب انتشار یافت. امام‌خمینی در شرایطی از صدای شکسته شدن استخوان های مارکسیسم سخن به میان آورد که اتحاد جماهیر شوروی هنوز به عنوان یک مجموعه و […]

۱۰ دی ۱۴۰۰
6193
بیشتر بدانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − سیزده =