پایگاه علمی، فقهی و اطلاع رسانی

×
×

على(ع)شخصیتى متفاوت

0
(0)
۵ اسفند ۱۳۹۹
409

 

این نوشتار پیرامون شناخت شخصیت و فضایل امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. سعى داریم بر معرفت خود نسبت به آن بزرگوار افزوده و برخى سؤالات و شبهاتى را هم كه درباره مسأله امامت و ولایت وجود دارد، پاسخ دهیم.

شبهه در سه فضیلت امیرالمؤمنین على علیه‌السلام

۱- ایمان على علیه‌السلام در كودكى و ناآگاهانه بوده است!

بر اساس نقل مورخان، زمانى كه پیغمبر اكرم صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به رسالت مبعوث شدند؛ سن مبارك حضرت امیر علیه‌السلام  ۱۰ یا ۱۳ سال بیشتر نبوده است. از این رو در آن موقعیت، ایمان و تصدیق رسالت آن حضرت نمى‌توانسته از روى بصیرت و آگاهى بوده باشد!

۲- آیا على علیه‌السلام قبل از ده سالگى خدا پرست بوده اند؟

اگر على علیه‌السلام در کودکی به پیامبر صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ایمان آورده اند، قبل از آن چه ایمانی داشته اند؟

۳- چگونه خلافت در «یوم الانذار» به كودكى نابالغ سپرده مى‌شود؟!

بر اساس روایات، پیامبر صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در سال‌هاى اول رسالت، حضرت على علیه‌السلام را به عنوان جانشین خود تعیین كردند. این مسأله مربوط به داستان «روز انذار» است كه اهل تسنن نیز آن را نقل كرده اند. در آن روز، پیامبر اكرم صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در جمعى كه همه خویشان نزدیك آن حضرت حضور داشتند، به حضرت على علیه‌السلام اشاره كردند و فرمودند:«هذا أَخى وَ وَصِیّى وَ خَلِیفَتى فِیكُمْ؛این [على] برادر، وصىّ و جانشین من در میان شما است».۱

پاسخ كلى این سه شبهه

خلاصه جواب تمام شبهات مورد اشاره این است که، گرچه این بزرگواران مانند ما انسان هستند، اما از آغاز خلقت، نورانیت خاصى دارند، چشم دل آنان باز است و مسایلى را مى‌بینند كه ما نمى‌بینیم. عقل آنها از ما كامل تر است و مطالبى را مى‌فهمند كه ما از درك آنها عاجزیم!

علاوه بر شواهد عینى فراوانى كه در این زمینه وجود دارد، از برخى آثار ظاهرى نیز مى‌توان به این حقیقت پى برد؛ از جمله این كه حتى در شكم مادر تسبیح مى‌گفتند! و یا زمانى كه متولد مى‌شدند به سجده مى‌افتادند! و مواردى از این قبیل.

نیل به مقام والاى «امامت» قبل از بلوغ!

در بین شیعیان دوازده امامى هیچ تردید و اختلافى وجود ندارد كه بعضى از ائمه اطهار علیهم‌السلام در دوران كودكى و در حالى كه هنوز به سن بلوغ نرسیده بودند، به مقام امامت نایل شدند.

امامت مقامى بسیار رفیع و منیع است كه از جمله مراتب و شئون آن بر دوش گرفتن مسؤولیت مدیریت جامعه و حجت بودن قول و فعل ایشان براى همه مردم است. آیا مى‌توان پذیرفت كه خدا مسؤولیت هدایت انسان‌ها را بر عهده كسى بگذارد كه خود او هنوز به سنّ تكلیف نرسیده و به همین سبب اگر ـ العیاذ بالله ـ خطا و گناهى هم از او سر بزند، مسؤولیتى متوجه او نیست؟!

براى روشن شدن این مسأله باید به این نكته توجه كنیم كه مسایل مطروحه در فقه پیرامون سن تكلیف پسر و دختر، مربوط به افراد عادى است و پیامبران و امامان علیهم‌السلام از این قاعده مستثنا هستند؛ و گرنه چگونه ممكن است كسى كه در گهواره مى‌گوید: «إِنِّی عَبْدُ اللّهِ آتانِیَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا؛ بی تردید من بنده خدایم، به من کتاب عطا کرده و مرا پیامبر قرار داده است »۲مكلف نباشد؟!

حساب ائمه علیهم‌السلام از حساب دیگران جدا است‌!

امیرالمؤمنین على علیه‌السلام در توصیف خود مى‌فرمایند:«أنَا یَعسُوبُ المُؤمِنِینَ؛ من ملكه كندوى مؤمنینم!»۳

یعنى همان‌گونه كه ملكه كندو در عین این كه زنبور است با دیگر زنبورها متفاوت است! امام علیه‌السلام نیز در عین این كه بشر است با انسان‌هاى دیگر متفاوت است.

علی علیه‌السلام یعسوب الدین

ایمان حضرت على علیه‌السلام  قبل از رسالت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم

در مورد عقاید حضرت علی علیه‌السلام قبل از بعثت، اگر منظور ایمان به رسالت پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم است، آن حضرت هنوز به رسالت مبعوث نشده بودند و چنین ایمانى موضوعیت نداشته است؛

اما در این دوران حضرت امیر علیه‌السلام به خداوند كافر نبودند. در روایتى نیز نقل شده است كه حضرت على علیه‌السلام قبل از این كه به پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم ایمان بیاورند، كافر نبوده اند.۴

بنابراین، این سخن كه حضرت على علیه‌السلام لحظه‌اى مشرك نبودند و «لَمْ یُشْرِكْ بِاللّهِ طَرْفَةَ عَیْن»۴، سخنى صحیح و حق است. آن حضرت هیچ گاه كفر نورزیدند و همیشه مؤمن و موحّد بودند، و بى دلیل نبود كه در خانه خدا متولد شدند!

دلالت قرآن بر تفاوت امیرالمؤمنین علیه‌السلام با دیگران

بسیارى از علماى شیعه و نیز علماى اهل سنّت كتاب‌هاى فراوانى در زمینه آیاتى كه در شأن امیرالمؤمنین علیه‌السلام نازل شده است، تألیف كرده اند.

یكى از این آثار كتاب «شواهد التنزیل» است كه یک عالم به نام سنى، «حافظ حسكانى نیشابورى حنفى» آن را تألیف كرده است. تمام این كتاب قطور كه حدود ۷۰۰ صفحه است، درباره آیاتى است كه در شأن امیرالمؤمنین علیه‌السلام و اهل بیت علیهم‌السلام نازل شده و روایات مربوط به هر آیه را ذیل آن آورده است.

علماى دیگرى از اهل تسنن نیز چنین كارى را انجام داده‌اند حتى گاهى این كار سبب شده كه دیگران در سنّى بودن آنان تردید روا داشته و بگویند كه آنها احتمالا شیعه بوده اند.

مرحوم «سید هاشم بحرانى» از علماى بزرگ شیعه، صاحب «تفسیر برهان» است. وى در زمینه فضایل امیرالمؤمنین علیه‌السلام كتابى به نام «غایة المرام فى حجة الخصام» این كتاب مشتمل بر حدود ۴۵۰ باب است.

هر یك از ابواب این كتاب در دو بخش است: بخش اول شامل روایاتى است كه اهل تسنن نقل كرده‌اند و بخش دوم مربوط به روایاتى است كه از علماى شیعه نقل شده است.

برخی دلایل قرآنی
على علیه‌السلام شاهد رسالت پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم

چند آیه از قرآن درباره كسى است كه بر رسالت پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم در كنار گواهى خدا، شهادت مى‌دهد.

«أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَیِّنَة مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ؛آیا كسى كه از جانب پروردگارش بر حجتى روشن است و شاهدى از (خویشان)وى پیرو او است(دروغ مى‌بافد)؟»۵

آیه فوق یكى از آیاتى است كه در «غایة المرام» مرحوم بحرانى نقل شده؛ در ذیل این آیه ۲۳ روایت از طرق اهل سنّت نقل شده، مبنى بر این كه «شاهد» مورد اشاره در این آیه امیرالمؤمنین على بن ابى طالب علیه‌السلام است، این در حالى است كه از طریق شیعه ۱۱ روایت به این مضمون نقل شده است.

حضرت على علیه‌السلام، حامل علم الكتاب

در آیه‌اى دیگر مى‌فرماید:«قُلْ كَفى بِاللّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ؛كافى است خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است، میان من و شما گواه باشد».۶

حدیثى از امام صادق علیه‌السلام وارد شده است كه خلاصه آن چنین است:

امام علیه‌السلام به راوى مى‌فرمایند: آن كسى كه تخت بلقیس را در یك چشم بر هم زدن از «سبا» براى سلیمان آورد چه علمى داشت؟ راوى گفت: كسى كه بهره‌اى(اندك) از علم كتاب داشت.۷ امام علیه‌السلام فرمودند: «آیا مى‌دانى كسى كه علمى از كتاب داشته باشد با آن كس كه علم تمام كتاب را داشته باشد چه تفاوتى دارد؟ او به كمك علم ناچیزى كه از كتاب داشت، توانست در یك چشم بر هم زدن، تخت بلقیس را از یمن به فلسطین بیاورد.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:«علمى كه «آصف بن برخیا» داشت نسبت به آن علمى كه نزد ما است مانند قطره‌اى است در مقابل دریا. او یك قطره از آن دریا را داشت و چنان قدرتى را پیدا كرد، وَ عِنْدَنا وَ اللّهِ عِلْمُ الْكِتابِ كُلُّهُ؛۸به خدا قسم علم تمام كتاب نزد ما است».

علماى اهل تسنن نیز چندین حدیث آورده‌اند كه منظور از «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» على بن ابیطالب علیه‌السلام است.

مقام حضرت على علیه‌السلام در آیه «مباهله»

در مورد آیه شریفه مباهله۹یكى از مباحث این است كه بر اساس آنچه در آیه آمده، پیامبر صلى‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم باید همراه با زنان و فرزندان خود در مباهله شركت مى‌كردند. ایشان به جز حسنین علیهماالسلام فرزند دیگرى نداشت، بنابراین همراه آوردن آن دو بزرگوار مطابق آیه بود؛

در این آیه آیه«انفسنا» نیز ذكر شده است، اگر مقصود آیه این است كه خود پیامبر صلى‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم همراه با همسران و فرزندانش در مباهله شركت كند، چرا آن حضرت نه تنها هیچ یك از همسران خود را نیاورد، بلكه حضرت على علیه‌السلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام و فرزندان آن دو بزرگوار را براى مباهله آورد؟

روایات فراوانى به این مضمون نقل شده است كه این بزرگواران كسانى بودند كه دعاى آنها به اجابت مى‌رسید و اگر آنها دعا مى‌كردند، اهل باطل نابود مى‌شدند و فرد دیگرى صلاحیت حضور در این مباهله را نداشت.

در این میان، حضرت علی‌علیه‌السلام مصداق «انفسنا» است؛ یعنى فقط حضرت على علی‌علیه‌السلام است كه به منزله جان و نفس پیامبرصلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است. این فضیلت كه احدى با امیرالمؤمنین علی‌ علیه‌السلام در آن شریك نبوده و نیست، بالاترین مقامى است كه پس از پیامبر پیامبرصلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مى‌توان براى كسى تصور كرد.

کوتاه سخن

آن بزرگواران با مردم عادى تفاوت‌هایى دارند؛ در كودكى به امامت مى‌رسند! در شیرخوارگى علم مى‌آموزند، بلكه حتى پیش از تولد، تسبیح خدا را مى‌گویند!

این در حالى است كه ما انسان‌هاى عادى باید مدت زیادى از عمرمان بگذرد تا به تدریج بفهمیم خدایى هست! و باید او را تسبیح كرد. از این رو ظرفیت‌هاى وجودى آن بزرگواران با ما متفاوت است.

گرچه آنها هم بشر هستند، اما بین آنها و سایر انسان‌ها فاصله بسیار است. در این بحث بیشتر از ادله مورد قبول برادران اهل تسنن استفاده كردیم.

دریافتیم كه حضرت على علیه‌السلام جان پیغمبر، شاهد رسالت! و داراى تمام علمى است كه آصف برخیا به كمك گوشه‌اى بسیار ناچیز از آن توانست آن كار عظیم و بى نظیر را انجام دهد.

منابع

۱- بحارالانوار،علامه مجلسی، ج ۲۸، باب۴، روایت ۱۶

۲- سوره مریم، آیه۳۰

۳- بحارالانوار، ج ۸، باب ۲۵، روایت ۷

۴- بحارالانوار، ج ۳۲، باب ۹، روایت ۳۳۳

۵- سوره هود، آیه ۱۷

۶- سوره رعد،آیه ۴۳

۶- اصول كافى،کلینی، ج ۱ روایت ۳

۷- اشاره به آیه ۴۰سوره نمل

۸-  اصول كافى، ج ۱، روایت ۳

۹- سوره آل عمران، آیه ۶۱

این نوشته اقتباس از کتاب در پرتو ولایت نوشته مرحوم آیت الله مصباح یزدی است.

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تاکنون رأی ثبت نشده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

اخبار مرتبط

شیعیان یمن
شیعیان یمن

موقعیت جغرافیایی یمن نام کشوری در قاره آسیا است که از شمال به عربستان سعودی، از شرق به عمان، از جنوب به خلیج عدن و از غرب به دریای سرخ محدود می‌شود. مساحت این کشور تقریبا ۵۳۶/۸۶۹ کیلومتر مربع است. خاستگاه تشیع در یمن مردم یمن، بدون جنگ تسلیم امام علی علیه السلام، فرستاده پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم شدند و به […]

۱۳ اسفند ۱۳۹۹
144
بیشتر بدانید
پیام رسان کربلا
پیام رسان کربلا

در طول تاریخ، وقایعی که به ادیان و مذاهب، مرتبط و از قداست ویژه ای برخوردار بوده، توسط مخالفان، ملحدان و منافقان برای انکار و امحای حقیقت، بیشتر دچار تحریف شده اند؛ زیرا مخالفان کوشیده اند تا وقایع دینی را آن طور که خود می خواهند در جهت تحکیم پایه های قدرت خویش توجیه نمایند. […]

۱۱ اسفند ۱۳۹۹
706
بیشتر بدانید
اعتکاف، فرصت بندگی
اعتکاف، فرصت بندگی

«وَ عَهِدْنا إِلى‏ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ؛ و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم كه خانه مرا براى طواف ‏كنندگان و مجاوران و ركوع كنندگان و سجده كنندگان، پاك و پاكيزه كنيد».۱ اعتکاف اعتكاف، در لغت به معناى توقف در جايى است و در اصطلاح فقه، […]

۶ اسفند ۱۳۹۹
1529
بیشتر بدانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 5 =