پایگاه علمی، فقهی و اطلاع رسانی

×
×

سید الساجدین

0
(0)
۲۸ اسفند ۱۳۹۹
2410

علی بن الحسین علیه السلام، مشهور به امام سجاد و زین العابدین، فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمین امام شیعیان می باشند..

پس از واقعه عاشورا، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت ۳۴ سال پیشوای شیعیان بودند.

شیخ مفید نام مادرشان را شهربانو یا شاه‌زنان، دختر یزدگرد، پسر شهریار بن کِسری۱و شیخ صدوق، او را دختر یزدگرد، پسر شهریار پادشاه ایران می‌داند که هنگام وضع حمل امام از دنیا رفته است.۲

شناخت مختصری از زندگانی امام

امام سجاد علیه‌السلام در۵شعبان سال ۳۸ ه.ق دیده به جهان گشودندو دوران کودکی خود را در شهر مدینه سپری کردند.

حدود دو سال از خلافت جدشان امیرمؤمنان علیه‌السلام را درک نمودند و پس از آن مدت ده سال شاهد حوادث دوران امامت عموی خویش امام مجتبی علیه‌السلام بودند که تنها در شش ماه آن عهده دار خلافت اسلامی بودند.

پس از شهادت امام مجتبی علیه‌السلام در سال ۵۰ه.ق، به مدت ده سال در دوران امامت پدرشان که در اوج قدرت معاویه با او در ستیز و مبارزه بود، در کنار پدر قرار داشتند.

امام سجاد علیه‌السلام در کربلا

در محرم سال ۶۱ه.ق در جریان قیام و شهادت امام حسین علیه‌السلام در سرزمین کربلا حضور داشته وهمراه دیگر اسیران اردوگاه حسینی، به اسیری به کوفه و شام برده شدند. نه تنها در این شرایط سخت و دشوار اسیری، ملجا و پناهگاه اسیران و آرام بخش دل های دردمند آنان بودند، بلکه با شجاعت و شهامت با دشمن برخورد می کردند و سخنرانی ها و مناظرات پر شور آن حضرت در کوفه و شام گواه این معناست.

چنان که پس از انتقال اسیران به کوفه، به دنبال گفتگوی تندی که در مجلس ابن زیاد بین او و امام صورت گرفت، این زیاد خشمگین شد و دستور قتل حضرت را صادر کرد، اما امام فرمودند: «مرا باکشتن تهدید می کنی؟! آیا نمی دانی که کشته شدن، برای ما یک امر عادی بوده و شهادت برای ما کرامت و فضیلت است».۳

بیماری امام؛ یک مصلحت الهی

متأسفانه بسیاری از مردم نا آگاه، از امام چهارم به عنوان امام بیمار یاد می کنند و با ذکر این لقب، در ذهن آنان شخصی رنجور و ناتوان با چهره ای زرد و پژمرده و روحی افسرده تداعی می شود، درحالی که واقعیت غیر از این است، زیرا امام چهارم تنها در کربلا مدت کوتاهی بیمار بوده اند و پس از آن بهبود یافته و در حدود ۳۵ سال همچون سایر امامان از سلامت جسمی برخوردار بوده‌اند.

بی شک بیماری موقت آن حضرت در آن حادثه، عنایت خداوندی بوده است تا بدین وسیله از وظیفه جهاد معذور گردند و وجود مقدسشان از خطر کشتار مزدوران یزید محفوظ بماند و از این رهگذر، رشته امامت تداوم یابد.

اگر حضرت بیمار نبودند، می‌بایست در جهاد با یزیدیان شرکت کنند و در این صورت هم چون سایر فرزندان و یاران پدرشان به شهادت می‌رسیدند و نور هدایت خاموش می‌شد. علی بن الحسین چون بیمار بودند کشته نشدند.۴

امام سجاد

پیام آور قیام کربلا

امام سجاد، پس از شهادت پدرشان در راس بازماندگان خاندان حسینی، ابلاغ پیام قیام و شهادت سرخ آن حضرت را به عهده گرفتند و با سخنرانی ها و مناظرات خود، به افشای چهره پلید حکومت اموی و بیدار ساختن افکار عمومی پرداختند.

با توجه به تبلیغات بسیار گسترده و دامنه داری که حکومت اموی از زمان معاویه به بعد، بر ضد خاندان پیامبر (به ویژه در منطقه شام) به عمل آورده بود، بی شک اگر بازماندگان امام حسین علیه‌السلام به افشاگری و بیدارسازی نمی پرداختند، دشمنان اسلام و مزدوران قدرت های وقت، قیام و نهضت بزرگ و جاوید آن حضرت را در طول تاریخ لوث می کردند و چهره آن را وارونه نشان می دادند.

تبلیغات گسترده امام سجاد علیه‌السلام و دیگر بازماندگان خاندان امامت در دوران اسیری، اجازه چنین تحریف و خیانتی را به دشمنان نداد.

عبدالملک مروان حاکم مستبد

دوران امامت حضرت سجاد علیه‌السلام، مصادف با یکی از سیاه ترین ادوار حکومت در تاریخ اسلام بود. گرچه پیش از آن حضرت نیز حکومت اسلامی دستخوش انحراف گشته به یک حکومت استبدادی و خودکامه تبدیل شده بود، اما زمان امام چهارم، این تفاوت را با ادوار سابق داشت که سردمداران حکومت در این زمان، به صورت آشکار و بدون هیچ گونه پرده پوشی، به مقدسات اسلامی دهن کجی می کردند و آشکارا اصول اسلامی را زیر پا می گذاشتند و هیچ کس هم جرأت کوچک ترین اعتراض را نداشت.

بیش ترین دوران امامت حضرت سجاد علیه‌السلام مصادف بود با دوران خلافت عبدالملک بن مروان که مدت بیست و یک سال طول کشید. مورخان از عبدالملک به عنوان فردی زیرک، با احتیاط و دوراندیش، ادیب، باهوش و دانشمند یاد کرده اند.

گویند: پس از مرگ پدرش مروان، هنگامی که خلافت به او رسید، سرگرم خواندن قرآن بود، امّا با شنیدن این خبر، قرآن را بست و گفت: اینک بین من و تو جدایی افتاد! و دیگر با تو کاری ندارم!

عمال ستمگر

نمایندگان عبدالملک نیز در مناطق مختلف کشور اسلامی، به پیروی از او، حکومت وحشت و اختناق به وجود آورده بودند و با زور و قلدری با مردم رفتار می‌کردند.

«مسعودی» می‌نویسد: «عبدالملک فردی خونریز بود. عمال او مانند «حجاج» حاکم عراق، «مهلب» حاکم خراسان، و «هشام بن اسماعیل» حاکم مدینه نیز همچون وی، سفاک و بیرحم بودند».۵

چرا امام چهارم قیام نکردند؟

اینک که فضای سیاسی زمان حضرت سجاد تا حدی روشن گردید، به خوبی متوجه می‌شویم که چرا آن حضرت قیام نکردند؟

با رعب و اختناق شدیدی که در جامعه حکم فرما شده بود و با کنترل و تسلط شدیدی که حکومت جبار اموی برقرار ساخته بود، هرگونه جنبش و حرکت مسلحانه پیشاپیش محکوم به شکست بود و کوچک ترین حرکت از دید جاسوسان حکومت اموی پنهان نمی ماند.

باتوجه به آن چه گذشت در می یابیم که، «امام چهارم پس از حادثه عاشورا بر سر یک دوراهی دشوار قرار گرفته بودند؛

راه اول

یا می بایست با ایجاد هیجان و احساسات که کسی چون او به سهولت قادر بود در میان جمع معتقدان و علاقه مندان خود به وجود آورد، به یک حرکت تند و عمل متهورانه دست زند، پرچم مخالفتی بر افرازند، و حادثه ای شورانگیز بیافرینند، ولی بر اثر آماده نبودن شرایط لازم برای پایداری و اقدام عمیق، چون شعله ای فرو بخوابد و میدان را برای تاخت و تازهای بنی امیه در میدان فکر و سیاست خالی کنند.

راه دوم

یا می بایست احساسات سطحی را به وسیله تدبیری پخته و سنجیده مهار کنند. عجالتاً جان خود و تعداد بسیار معدود یاران قابل اتکای خود را حراست نمایند و میدان را در برابر حریف رها نکنند، در این جبهه سازندگی افراد صالح و تعلیم اندیشه راهنما به مبارزه ای بی امان ولی پنهان مشغول باشند و آن گاه ادامه این راه را که بی گمان به سر منزل مقصود بسی نزدیک تر بود، به امام پس از خود بسپارند…

شک نیست که یک رهبر مسلکی که شعاع تأثیر عمل او نه تنها دایره محدود زمان خود، بلکه سراسر عمر تاریخ را در برمی گیرد، باید ژرفنگر و دوراندیش و پرحوصله و سخت با تدبیر نیز باشد، و این همه شرائطی است که راه دوم را برای امام چهارم حتمی و قطعی ساخت.۶

در همین راستا می‌توان به علت عدم همکاری آشکار امام با قیام مختار ثقفی را نیز پی برد.

فاجعه حره

در شهر مدینه که مرکز خویشاوندان پیامبر و صحابه و تابعین بود، مردم به خشم در آمدند. مردم مدینه با عبدالله پسر حنظله بیعت کردند و حاکم مدینه و همه بنی امیه را از شهر بیرون کردند. سپاه شام، مدینه را مورد حمله قرار داد و جنگ خونینی بین دو گروه درگرفت و سرانجام، شورشیان شکست خوردند و سران نهضت کشته شدند. سپاه شام به مدت سه روز دستور قتل عام مردم و غارت شهر را صادر کرد. پس از پایان قتل و غارت، از مردم به عنوان بردگی برای یزید بیعت گرفتند!۷ این واقعه به «فاجعه حره» مشهورشد.

امام سجاد علیه السلام در این واقعه با شورشیان مدینه همراهی ننمودند.

علل عدم همکاری امام سجاد با شورشیان مدینه

۱. با ارزیابی اوضاع، و ملاحظه اختناق شدیدی که پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام به وجود آمده بود، امام می دیدند که اگر در آن شرکت جویند، نه تنها پیروز نمی شوند، بلکه خود و پیروانشان نیز کشته می شوند و باقی مانده نیروهای تشیع از بین می رود بدون آن که نتیجه ای حاصل شود.

۲. با توجه به سوابق عبدالله بن زبیر، و نفوذی که او در میان صفوف شورشیان یافته بود، این نهضت نمی توانست یک نهضت اصیل شیعی باشد و امام نمی خواستند امثال عبدالله بن زبیر قدرت طلب، ایشان را پل پیروزی قرار دهند.

۳.چنان که گذشت، شورشیان، عبدالله بن حنظله را به رهبری خود برگزیده بودند و هیچ گونه نظرخواهی از امام نکرده بودند. گرچه رهبران شورش افرادی صالح و پاک بودند و انتقادها و اعتراض های آنان نسبت به حکومت یزید کاملا بجا و درست بود، اما پیدا بود که این حرکت، یک حرکت خالص شیعی نیست!

 

ابعاد مبارزات امام چهارم با مظالم و مفاسد عصر

امام سجاد علیه‌السلام، یک سلسله برنامه های ارشادی و فرهنگی و تربیتی و مبارزات غیرمستقیم را آغاز کردند و بدون آن که حساسیت حکومت را برانگیزند، فعالیت هایی انجام دادند که مهم ترین آن ها را می توان در چند بخش زیر خلاصه کرد:

زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا

پند و ارشاد امت

تبیین معارف اسلامی ضمن دعا و مناجات

این دعاها مکتب تربیتی بزرگی است که در سازندگی و رشد روحی انسان ها نقش مهمی دارد. صحیفه سجادیه، دعای ابوحمزه، زیارت امین الله و رساله حقوق نتیجه این نوع مبارزه امام بود.

برخورد و مبارزه با علمای درباری

نشر احکام وآثار تربیتی و اخلاقی

دستگیری از درماندگان

و…… .

کانون تربیتی هنگام ظهور اسلام

بردگی در سراسر جهان آن روز حتی در مهد تمدن آن زمان یعنی یونان و روم رواج داشت، و چون لغو چنین پدیده گسترده ای به یکباره مقدور نبود، اسلام از راه های مختلفی زمینه لغو تدریجی آن را فراهم ساخت.

در این راستا امام سجاد علیه‌السلام بردگان را خریداری کرده مدتی تحت تعلیم و تربیت قرار می داد و پس از آن که آن ها را آزاد می کرد، آنان پس از آزادی نیز پیوند معنوی خود را با امام قطع نمی کردند و به سهم خود دیگران را تحت پوشش تربیتی قرار می دادند. این برنامه امام، با توجه به محدودیت هایی که ایشان در ارشاد و هدایت مستقیم جامعه با آن رو به رو بودند، بسیار درخور توجه و بررسی است .

شهادت

مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود.

ایشان در سال۹۴ یا ۹۵ هجری به شهادت رسیدند و در قبرستان معروف «بقیع» در کنار قبر عمویشان امام حسن علیه‌السلام به خاک سپرده شدند.

                       قبرستان بقیع حرم ۴ امام معصوم

منابع

۱- شیخ مفید، الارشاد،ج۲

۲- عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق،ج۲

۳- مقتل الحسین، اخطب خوارزمی، تحقیق و تعلیق: شیخ محمد سماوی، ج۲

۴- تذکره الخواص، سبط ابن الجوزی

۵- مروج الذهب و معادن الجوهر، علی بن حسین مسعودی،ج ۳

۶- پیشوای صادق، سید علی خامنه ای

۷- انساب الأشراف، احمد بن یحیی البلاذری، ج۴

قسمت بیشتر این نوشتار برگرفته از کتاب سیره پیشوایان نوشته مهدی پیشوایی است.

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تاکنون رأی ثبت نشده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

اخبار مرتبط

آئین زیارت
آئین زیارت

  عمریست هر از چند گاهی به زیارت قبور ائمه علیهم‌السلام قدم می‌گذاریم در جستجوی یک راز نهانی! امیدواریم دریچه‌ای به قلب مکدرمان گشوده شود و جلوه‌ای آسمانی و الهی بر سینه مان حلول یابد. از سویی نفَس اولیای الهی چراغ راهی است که می‌توان با استمداد از آن راه را از بیراهه تشخیص داد. […]

۲ تیر ۱۴۰۰
447
بیشتر بدانید
انیس النفوس
انیس النفوس

شناخت مختصری از زندگانی امام رضا حضرت علی بن موسی‌الرضا علیه‌السلام در روز یازدهم ذیقعده سال ۱۴۸ هجری دیده به جهان گشودند.۱پدرشان امام کاظم و مادرش بانویی با فضیلت به نام «تُکْتَمْ» بود که پس از تولد حضرت، از طرف امام کاظم علیه‌السلام، «طاهره» نام گرفت.۲ کنیه ایشان «ابوالحسن» و لقبشان «رضا» است. پس از […]

۳۰ خرداد ۱۴۰۰
416
بیشتر بدانید
فضایل شاهچراغ
فضایل شاهچراغ

  حضرت شاهچراغ، سيدالسادات الاعاظم، فرزند بزرگوار امام موسي كاظم  علیه‌السلام است. در فضیلت حضرت سخن بسیار است. به طور کلی از آنچه نسب شناسان، علمای رجال، محدثان، محققان، مورخان،‌ مولفان و نویسندگان در خصوص شاهچراغ و فضایل وی نوشته اند،‌ بر می آید که ایشان کریم، شجاع، فاضل،‌ صالح، پرهیزگار، صاحب ثروت و منزلت، […]

۲۶ خرداد ۱۴۰۰
2876
بیشتر بدانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − 8 =