پایگاه علمی، فقهی و اطلاع رسانی

×
×

رابطه دین و اخلاق(قسمت دوم)

0
(0)
۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
835

دیدیم که از دیدگاه نظریه تعامل هر‌كدام از دین و اخلاق دارای هویتی مستقل هستند، اما در‌عین‌حال با هم در تعامل‌اند.

و گفتیم این دیدگاه طیف وسیعی از آرای جزئی‌تر را در درون خود جای می‌دهد، كه در اینجا تحت دو عنوان كلی نیازمندی‌های دین به اخلاق و وابستگی‌های اخلاق به دین، آن را بررسی می‌کنیم.

در مبحث قبل نیازمندی‌های دین به اخلاق را بررسی نمودیم. و اکنون می‌پردازیم به:

وابستگی‌های اخلاق به دین

در‌حقیقت، محور اصلی مباحث دین و اخلاق در غرب را، بررسی نیازمندی‌های اخلاق به دین تشكیل می‌دهد. از طرفی، طرف‌داران اخلاق دینی همواره كوشیده‌اند تا نیازمندی‌های اخلاق را به دین نشان داده، وابستگی‌های مفهومی، معرفتی و انگیزشی اخلاق را به دین نمایان سازند.

از سوی دیگر، حامیان اخلاق سكولار به نفی نیازمندی اخلاق به دین پرداخته، حوزه اخلاق را به‌طور كلی مستقل از دین پنداشته‌اند. حتی، برخی از آنان، دین و باورهای دینی را برای اخلاق زیان‌بار دانسته‌اند.

طرف‌داران اخلاق دینی، اغلب از راه «نظریه امر الهی» كوشیده‌اند تا اثبات كنند كه اخلاق هم در مقام ثبوت، هم در مقام اثبات، و آگاهی از آنها به‌شدت نیازمند دین است. افزون بر آن مدافعان اخلاق دینی، دین و اعتقادات دینی را پشتوانه‌ای لازم برای اجرای احكام اخلاقی می‌دانند و از این طریق نیز بر نیازمندی اخلاق به دین تاكید می‌كنند.

در این قسمت به بیان برخی از مهم‌ترین نیازمندی‌های اخلاق به دین می‌پردازیم.

تعریف مفاهیم اخلاقی

همان‌طور كه قبلا در باب تعریف مفاهیم اخلاقی شاره شد، سه نظریه عمده وجود دارد كه عبارت‌اند از:

نظریه‌های شهودگرایانه، غیرشناختی و تعریف‌گرایانه.

پیروان نظریه امر الهی، بر این باورند كه مفاهیم اخلاقی را تنها در‌صورتی می‌توان تعریف كرد كه آنها را به امر‌و‌نهی الهی ارجاع دهیم. از دیدگاه آنان، «كار خوب» یعنی «كاری كه متعلق امر الهی است» و «كار بد» یعنی «كاری كه متعلق نهی الهی است». بر این اساس، اخلاق حتی در تعریف مفاهیم خود نیازمند به دین و گزاره‌های دینی است؛ زیرا تا خدایی نباشد (اعتقاد به وجود خدا) و نهی و امری نداشته باشد (اعتقاد به وحی و نبوت)، مفهوم «خوب» و «بد» و امثال آن هیچ‌گونه معنایی نخواهند داشت.

البته، ما این نظریه را نمی‌پذیریم و بر این باوریم كه برای درك معنای خوب و بد، نیازی به دین و گزاره‌های دینی نیست.( فصل چهارم، نظریه امر الهى.)

نظریه

تعیین ارزش‌های اخلاقی

یكی دیگر از نیازمندی‌های اخلاق به دین این است كه، خوبی و بدی كارها را از كجا بشناسیم؟ حدود و مرزهایش چیست؟ چه كاری با چه شرایطی خوب است و با چه شرایطی بد می‌شود؟ چه كسی باید اینها را تعیین كند؟

اینجاست كه برخی معتقدند اخلاق، در این مقام نیز وابسته و نیازمند به دین است! دین باید افعال ارزشی را در مقام اثبات، تعیین كند؛ یعنی به كمك وحی الهی و علومی كه از اولیای خدا به‌وسیله وحی و الهام به ما رسیده است، می‌توانیم ارزش‌های رفتاری و حدود كارها را مشخص كنیم و تبیین نماییم كه چه كاری در چه حدی مطلوب است و ارزش اخلاقی دارد و برعكس، چه كاری فاقد ارزش اخلاقی یا ضد اخلاق است.

این نظریه نیز فی‌الجمله می‌تواند درست باشد؛ در‌عین‌حال برخی از اصول ارزش‌های اخلاقی مانند خوبیِ عدالت و زشتی ظلم، بدون دین و باورهای دینی قابل تشخیص هستند.

تعیین هدف ارزش‌های اخلاقی

یكی دیگر از نیازمندی‌های اخلاق به دین، مربوط به تعیین هدف و غایت افعال و ارزش‌های اخلاقی است. با توجه به این نكته، گفته می‌شود كه هدف انسان رسیدن به قرب الهی است، و این بالاترین هدفی است كه برای سیر تكاملی انسان وضع می‌شود، و ارزش رفتارهای اخلاقی، از آنجا ناشی می‌شود كه یا مستقیما موجب قرب الهی می‌شوند و یا زمینه تقرب به خدا را فراهم می‌آورند.

یعنی اگر دین نبود و این آموزه‌ها را برای ما ثابت نمی‌كرد، اصلا ارزش‌های اخلاقی پایه و مایه‌ای نمی‌داشت. نتیجه آنكه، علی‌رغم استقلال قلمرو اخلاق و دین، خدمت بزرگ و ارزنده‌ای كه دین به اخلاق می‌كند، این است كه هدف والای ارزش‌های اخلاقی را تعیین می‌نماید.

عدم امكان اخلاق سكولار

گاهی برای تحكیم نیاز اخلاق به دین، گفته می‌شود برای كسی كه معتقد به دین و ماورای طبیعت نیست، اخلاق هیچ معنایی ندارد؛ زیرا در اخلاق ارزش‌های غیرمادی مطرح می‌شوند؛ ارزش‌هایی كه احیانا هیچ منفعت مادی‌ای برای انسان ندارند.

اما انصاف این است كه اخلاق به معنایی كه در مكتب‌های مختلف مطرح می‌شود، طوری نیست كه همیشه متوقف بر پذیرش دین باشد.

اخلاقی كه مبتنی بر اصالت لذت، اصالت نفع، اصالت جمع یا وجدان باشد هیچ توقفی بر دین ندارد! حتی ماتریالیست‌ها نیز می‌توانند اخلاق را بر اساس این مبانی بپذیرند و بگویند مفاهیم اخلاقی هر‌چند مفاهیمی مادی نیستند اما مبنایشان طبیعت و ماده است. ماده وقتی به حدی از كمال و پیچیدگی می‌رسد، توانایی درك این مفاهیم را كسب می‌كند. به زندگی اجتماعی تن می‌دهد، آداب و رسوم اجتماعی را می‌پذیرد و برای اینها هم ارزش قائل می‌شود.

صرف‌نظر از مخدوش بودن این مبنا، وقتی صرفا در حوزه اخلاق بحث می‌كنیم، نمی‌توانیم بگوییم كسی كه به خدا و قیامت اعتقاد ندارد، نمی‌تواند هیچ مكتب اخلاقی‌ای را بپذیرد! بنابراین نمی‌توان اصل امكان تحقق اخلاق سكولار را نفی كرد. اشكالی اگر هست در بینش فلسفی و جهان‌بینی آنهاست.

به‌عبارت‌دیگر، بدون دین نیز می‌توان یك اخلاق حداقلی داشت، همان‌طور كه در جوامع غربی مشاهده می‌كنیم! اما اخلاق حداكثری و اخلاقی كه انسان را به كمال نهایی برساند، بدون دین امكان‌پذیر نیست.

تبیین دیدگاه مورد قبول

تا اینجا سه نظریه كلی را در باب ارتباط دین و اخلاق بیان كردیم؛ اكنون نوبت تبیین نظریه مورد قبول است.

تلقی رایج از دین در غرب، به‌جز موارد استثنایی در بعضی از مكاتب و محافل كاتولیك و امثال آن، این است كه دین هیچ ربطی به مسائل دیگر ندارد. دین را نوعی گرایش و احساس می‌دانند كه انسان نسبت به خدا دارد و برای ارضای این گرایش و احساس و نیاز روانی لازم است به معبد رود.

اخلاق را نیز در ارتباط با رفتارهای اجتماعی انسان معنا می‌كنند. اخلاق یعنی ارزش‌هایی كه در رفتارهای اجتماعی انسان مطرح می‌شود؛ مثل اینكه انسان‌ها باید با هم چگونه باشند، انسان باید خوش‌اخلاق باشد، خوش‌رفتار باشد، خوش‌رو باشد، درست‌كار باشد، راست بگوید و عدالت را رعایت كند. همه اینها مصادیق اخلاق است.

به ‌هر‌حال قلمرو اخلاق منحصر در روابط اجتماعی انسان‌هاست. طبیعی است اگر تلقی ما از دین و اخلاق چنین چیزی باشد، دیگر نمی‌توان از رابطه میان آن دو سخن گفت. اخلاق رابطه میان انسان‌ها را بررسی می‌كند، و دین رابطه فرد انسانی را با خدا بیان می‌كند.

دیدگاه اسلام

به نظر می‌رسد، ضعف اساسی نظریه فوق در تلقی نادرستی است كه از دین و اخلاق دارد! قلمرو اخلاق منحصر به روابط اجتماعی انسان‌ها نیست. همچنان‌كه اخلاق تنها صفات و ملكات نفسانی را شامل نمی‌شود، بلكه همه رفتارها و ملكات انسانی كه قابل مدح و ذم بوده، صبغه ارزشی داشته باشند، خواه مربوط به رابطه انسان‌ها با یكدیگر، یا رابطه انسان با خدا، یا رابطه انسان با خود و یا حتی رابطه انسان با طبیعت، در حوزه اخلاق قرار می‌گیرند.

دین نیز منحصر در بیان رابطه انسان با خدا نیست! در قرآن كریم و كتب حدیثی ما هزاران مسئله دیگر در حوزه‌های مختلف فردی، اجتماعی، سیاسی و بین‌المللی مطرح است كه همه آنها جزو دین به‌حساب می‌آیند. البته دین مورد نظر ما، دین حق و مبتنی بر وحی راستین الهی، یعنی اسلام است؛ نه هر‌چیزی كه در دنیا با نام دین شناخته می‌شود.

البته باید توجه داشت كه این سخن به معنای آن نیست كه مثلا قواعد حساب، هندسه، فیزیك و شیمی را هم جزو دین به‌حساب آوریم. صرف روابطی كه میان پدیده‌ها وجود دارد، یعنی روابط علّی و معلولی میان تركیبات فیزیكی و شیمیایی یا فعل و انفعالات فیزیكی و امثال آنها، ربطی به دین ندارد! اما از‌آن‌جهت كه این امور در زندگی انسان نقش دارند و همه اینها به نحوی با تكامل آدمی در ارتباط‌اند، از بعد ارزشی خود در قلمرو دین قرار می‌گیرند.

نهایتا، دیدگاه قابل قبول‌تر برای ما این است كه اخلاق جزئی از دین به‌حساب آید؛ یعنی ما رابطه دین و اخلاق را رابطه‌ای ارگانیكی، همچون رابطه تنه درخت با كل درخت می‌دانیم. دین به مثابه درختی می‌ماند كه ریشه آن، همان عقاید است، تنه‌اش اخلاق و شاخ و برگش، احكام هستند.

اخلاق، رابطه میان انسان و کمال نهایی

نكته دیگری كه لازم است در پایان اشاره كنیم این است كه بر اساس تحلیلی كه ما از مفاهیم و گزاره‌های اخلاقی ارائه دادیم و آنها را حاكی از روابط واقعی میان افعال اختیاری انسان و كمال نهایی آدمی دانستیم! اخلاق متوقف بر دین نیست.

یعنی در اصل این نظریه هیچ اعتقادی اخذ نشده است. كسی، می‌تواند این نظریه را بپذیرد، بی‌آنكه به اعتقادات یا دستورهای دینی پایبند باشد. اما وقتی كه بخواهیم كمال نهایی را بشناسیم و رابطه میان افعال اختیاری را با كمال نهایی كشف كنیم، اینجاست كه به‌شدت نیازمند دین هستیم؛ هم نیازمند به اصول و اعتقادات دینی و هم نیازمند به محتوای وحی و نبوت.

توضیح آنكه: هر‌كسی ممكن است تحلیل خاصی از كمال نهایی انسان داشته باشد؛ مثلا در نظریه ارسطو، اعتدال قوای سه‌گانه غضبیه، شهویه و عاقله، و حاكمیت عقل بر سایر قوا، كمال نهایی است! برخی دیگر ممكن است هم‌سازی و سازگاری انسان با محیط را كمال نهایی بپندارند. در‌این‌صورت هیچ نیازی به دین پیدا نمی‌شود.

اما به عقیده ما،  كمال نهایی انسان، تقرب به خداوند است. بنابراین اگر بخواهیم كمال نهایی انسان را مشخص نماییم، ناچاریم مسئله خدا را مطرح كنیم. اینجاست كه این نظریه با اعتقادات دینی ارتباط برقرار می‌كند

همچنین برای تشخیص كارهای خوب كه با كمال نهایی انسان رابطه دارند، باید مسئله خلود و جاودانگی نفس را در نظر بگیریم تا اگر بین پاره‌ای از كمالات مادی با كمالات ابدی و جاودانه تعارضی دیده شد، بتوانیم میان آنها ترجیحی قائل شویم و بگوییم فلان كار بد است؛ نه از‌آن‌جهت كه نمی‌تواند كمال مادی برای ما به وجود آورد، بلكه از‌آن‌جهت كه با یك كمال اخروی در تعارض است. پس باید اعتقاد به معاد هم داشته باشیم.

نقص عقل

عقل تنها می‌تواند مفاهیمی كلی را درباره رابطه میان افعال اختیاری و كمال نهایی به دست آورد و این مفاهیم كلی برای تعیین مصادیق دستورهای اخلاقی چندان كارایی ندارند؛ مثلاً عقل می‌فهمد كه عدل خوب است، اما اینكه عدل در هر موردی چه اقتضایی دارد و چگونه رفتاری در هر موردی عادلانه است، در بسیاری موارد روشن نیست.

بدیهی است كه عقل آدمی نمی‌تواند به‌خودی‌خود بسیاری از موارد را كشف كند؛ زیرا وقتی می‌تواند چنین مواردی را تشخیص دهد كه بر همه روابط كارهای اختیاری انسان با غایات و نتایج نهایی آنها، و تاثیرات دنیوی و اخروی‌شان احاطه كامل داشته باشد، و چنین احاطه‌ای برای عقل عادی بشر ممكن نیست!

پس برای اینكه مصادیق خاص دستورهای اخلاقی را به دست آوریم، باز هم احتیاج به دین داریم. این وحی است كه دستورهای اخلاقی را در هر مورد خاصی با حدود خاص خودش و با شرایط و لوازمش تبیین می‌كند، و عقل به‌تنهایی از عهده چنین كاری برنمی‌آید.

 

نتیجه آنکه:

نظریه ما در باب مفاهیم و قضایای اخلاقی نیز، در شكل كاملش، هم به اصول اعتقادی دین (اعتقاد به خدا و قیامت و وحی) نیازمند است و هم به محتوای وحی و دستورهای دین.

طبعا باید بگوییم كه اخلاق در هیچ صورتی از دین جدا نیست؛ نه از اعتقادات دینی و نه از دستورهای دینی. نه‌تنها جدا نیست كه در هیچ موردی بی‌نیاز از دین نیستیم. پس بر اساس نظریه مختار، ما، هم در تعیین مصداق هدف نهایی اخلاق و ملاك ارزش‌گذاری، و هم در مقام تشخیص و تعیین افعال ارزشمند، ضد‌ارزش و بی‌تفاوت، به‌شدت نیازمند اعتقادات و دستورهای دین هستیم.

پایان

منبع

این نوشتار و بقیه مباحث اخلاقی که با عنوان فلسفه اخلاق از دیدگاه علامه مصباح آمده است؛ خلاصه و اقتباس از کتاب فلسفه اخلاق تالیف ایشان است.

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تاکنون رأی ثبت نشده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

اخبار مرتبط

حقیقت کمال اخلاقی
حقیقت کمال اخلاقی

  حقیقت کمال اخلاقی از دیدگاه آیت اللّه مصباح یزدی نویسندگان: حسن جان نثاری، دانشجوی دکتری اخلاق اسلامی جامعه المصطفی العالمیه سید اکبر حسینی قلعه بهمن، استادیار موسسه امام خمینی چکیده با اینکه در مطلوبیت کمال اختلافی نیست، در چیستی بحث کمال نهایی انسان اختلافاتی وجود دارد. هر انسانی هرچند توجه نداشته باشد! به دنبال […]

۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
943
بیشتر بدانید
رابطه دین و اخلاق(قسمت اول)
رابطه دین و اخلاق(قسمت اول)

  رابطه دین و اخلاق از جمله پرجاذبه‌ترین و در‌عین‌حال لغزنده‌ترین مباحثی است كه سابقه‌ای به طول طرح اندیشه‌های دینی و فلسفی دارد. در طول تاریخ، فیلسوفان از‌یك‌سو و دین‌داران از سوی دیگر، همواره خود را با این پرسش جدی روبه‌رو می‌دیدند كه در رابطه دین و اخلاق، اصالت با دین است یا اخلاق؟ آیا […]

۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
528
بیشتر بدانید
جايگاه «عمل» در وجود انسان
جايگاه «عمل» در وجود انسان

جايگاه «عمل» در وجود انسان از نگاه ملاصدرا نویسنده فاطمه سلیمانی دره باغی، دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، پردیس خواهران چکیده يكی از مسائل مهم در مباحث انسان‌شناسی، مسئله جايگاه «عمل» در وجود انسان و نقش آن در رسيدن او به كمال است! از نظر ملاصدرا، هر عملی كه انسان انجام […]

۲۵ فروردین ۱۴۰۰
2268
بیشتر بدانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + نه =