پایگاه علمی، فقهی و اطلاع رسانی

×
×

داستان حضرت سلیمان

0
(0)
۲۹ شهریور ۱۴۰۰
1351

مطلب زیر شرح مختصر سومین داستان از از رساله لغت موران توسط استاد یزدان‌پناه است.

داستان حضرت سلیمان و عندلیب

همه مرغان در پیشگاه حضرت سليمان عليه السلام‏، حاضر بودند، الا عندليب! (مگر آن بلبل) سليمان مرغى را به رسالت نام زد (یعنی به او گفت فلانی بیا، این مطلب را برو به عندلیب بگو). ضرورت است رسيدن ما و شما به يكديگر (ما و شما به هم می­رسیم). چون پيغام سليمان عليه‌السلام‏ به عندليب رسيد هرگز از آشيان در نيامده بود با ياران‏ خود مراجعت كرد (یعنی به آنها رجوع کرد که چه کار کنیم؟) كه فرمان سليمان‏ عليه‌السلام بر این روال هست. ( یعنی این‌جوری گفته است) و او دروغ نگوید (دروغ هم نمی‌گوید.)

بیان شیخ اشراق این است، حضرت سلیمان که دروغ نمی ­گوید. از یک طرف می­ گوید الا و لا بد من را ملاقات می­­کنی! از طرفی حضرت سلیمان با آن بزرگی و با آن عظمت و با آن جلال و شکوه در آشیانه ما که جا نمی­ شود! این نمی­ شود مگر اینکه من از آشیانه در بیایم و بتوانم بروم خدمت حضرت سلیمان. راهش این است!

لقاء الهی

مقصود شیخ اشراق از این داستان این است که می­ گوید در آیات، آمده خداوند سبحان می‌ فرماید یقینا همه شما من را ملاقات خواهید کرد و همه شما نزد من حاضر خواهید شد؛ همه نزد ملیک مقتدر جمع می­ شوید. خدا  که خلاف نمی­ گوید، دروغ هم      نمی ­گوید، از طرفی خداوند در این دنیا جا نمی­ شود و مادی هم که نیست که بیاید اینجا و ملاقات اینجا صورت بگیرد.

تنها راه ملاقات با خدا

پس چاره­ ای نیست جز این که انسان از این دنیا به در برود تا به خدا برسد. کسی که می­ خواهد خدا را ملاقات کند، چاره ­ای جز دل کندن از این دنیا ندارد. اگر وعده «يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ۱؛ روزی خواهد آمد كه خدا را ملاقات خواهند كرد.» راست باشد و قضيه «کُلٌّ لَمَّا جَمیعٌ لَدَینَا مُحضَرون۲» راست باشد یا «فَاذا هُم جَمیعٌ لَدَینَا مُحضَرون۳» که همه حاضر خواهند شد. «إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ۴؛ و به سمت ما بازگشت همه شما هست». و «فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيکٍ مُقْتَدِرٍ۵، همه در پیشگاه ملیک مقتدر جمع می­ شوید.»

اگر این وعده ها درست باشد، طريق آن است كه چون مُلک سليمان در آشيانه ما نگنجد ما نيز به ترک آشيانه‏ بگویيم‏ و به نزديک او شويم ‏(او که نمی ­تواند بیاید در آشیانه ما جا شود، پس ما باید برویم به سمت او) و اگر نه ملاقات ميسر نگردد ( وگرنه ملاقاتی صورت نمی­ گیرد!)

فهم ما در مورد معاد محدود است

واقعیت این است؛ ما معمولا در مورد قیامت تامل­مان خیلی کم است! شاید برزخ، که بیشتر شنیده ایم کمی  آشناتر است و می فهمیم! ولی در مورد قیامت اغلب آن توضیحاتی که آمده سخت می­ شود.

 مرحوم علامه طباطبایی می ­فرمود که بعضی­ ها، در فهم آیات معاد و قیامت در حد صبابت هستند یعنی در حد کودکی هستند،   نمی ­توانند متوجه شوند. آنقدر اصلش سخت است!

ولی یک نکته مسلم است، از آیات راحت می ­فهمیم که روز قیامت روز ملاقات پروردگار است! «یَا اَیُّهَا الْاِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إلَی رَبِّکَ کَدحاً فَمُلَاقیه۶؛ ای انسان! تو با تلاش و رنج بسوی پروردگارت می‌ روی و او را ملاقات خواهی کرد!» می­ روی تا می­رسی به جایی­که خدا را ملاقات می­ کنی.

همه آقایان گفته ­اند خدا که جسم نیست! پس خدا جسم نیست، اصلا با این چشم دیده نمی­ شود، با این نشئه مادی دیده نمی­ شود. این همان چیزی است که اینجا گفته که در آشیانه ما نگنجد.

خدا را با چشم قلب می­بینیم

 امیرالمومنین توضیح می ­دهد که خدا را با چشم قلب می ­بینیم! با حقایق ایمان می ­بینیم. نه با چشم سر! خدا مادی نيست اما با دل دیده می شود.

چند نمونه

معراج رسول اکرم

 در جریان معراج، خداوند هنگام نماز  چنان جلوه ­ای می­ کند که رسول الله صلی الله علیه و آله نور عظمت حق را می­ بینند و به غشوه دچار می­ شوند، در هنگام رکوع؛ نور عظمت حق را می ­بینند، به غشوه دچار می ­شوند؛ از حال غشوه که به درآمدند، فرمودند «سبحان ربی العظیم و بحمده» و بعد در روایات ما مکرر گفته شده رسول الله نور عظمت حق را دید. مثل اینکه پرده­ ها کنار می ­رود، آدم خدا را می­بیند، اما نه با این چشم سر! بلکه با چشم دل.

قرآن می‌ فرماید. «مَا کَذَبَ الْفُوادُ مَا رَأی۷ ؛قلب (پاک او) درآنچه دید هرگز دروغ نگفت.» آنچه را که دل دید خطا ندید. این دل، این قلب همان حقیقت نفس ناطقه است؛ نفس ناطقه است که خدا را می بیند. این چشم سر، اجسام مادی را می ­بیند. اما خواب که       می­ بینیم این چشم نیست، آن چشم برزخی است. آن چشم مثالی است. این هم یک نوع دیدن است. همانی که تعبیر می­ کنند “مَا کَذَبَ الفُؤادُ مَا رَأی” آنچه را دل دید خطا ندید.

دیدن خدا توسط فرد نابینا

ابوبصیر فردی نابینا ست، رفت خدمت امام صادق علیه السلام، پرسید: می­ شود خدا را دید؟ حضرت فرمودند: مگر تو الان نمی­بینی؟ گفت چرا. بعد، می گوید: من می ­توانم بروم برای مردم بگویم خدا را می­ شود دید؟ حضرت فرمودند: نه، نگو، اگر بگویی خیال می­ کنند که، یعنی با چشم سر و خیال می­ کنند خدا مادی است پس نگو؛ این را برای اهلش نگه دار. پس برای دیدن خدا، باید از این چشم سر دست کشید، باید از این دنیا دست کشید.

در قرآن آمده است «لِمَنِ الْمُلکُ الْیَومْ، لِلهِ الْوَاحِدِ الْقَهَار۸». اینجا خدای واحد قهار است که پادشاه است.  امام صادق علیه السلام می­ فرمایند: لمن الملک را خدا می­ گوید، جواب را هم خدا می ­دهد. یعنی آنجا همه می ­بینند که همه جا خدا، خداست که دارد خدایی می ­کند. الان هم همین جور است ولی ما نمی ­بینیم. اما آن­جا روز بروز حقیقت است.

لقاء الهی در قیامت

«لَقَدْ کُنْتَ في غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْيَوْمَ حَديد۹؛ (به او خطاب می‌ شود) تو از این صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودی و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم، و امروز چشمت کاملا تیزبین است! » این پرده را کنار زدیم، چشمت تیز شد، نه این­که چیزی به هم خورد! همین بود، در روز قیامت اين آشکار می­ شود. خدا دیده می ­شود. روز ملاقت با خداست. در قرآن آمده «مَنْ کَانَ یَرْجُوا لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ۱۰» هر کس امید به لقاء الهی دارد پس این وقت خواهد آمد. این همان چیزی است که اینجا گفته خدا وعده داده و می­شود. «فانَّ أَجَلَ الله لآت»، حتما آن وقت الهی خواهد آمد. ملاقات خدا انجام می­ شود.

بعضی­ ها گفته ­اند این ملاقات فقط مخصوص قیامت است. ولی بزرگان توضیح داده ­اند که ملاقات مخصوص قیامت نیست! همین جا هم می­ شود خدا را ملاقات کرد! ولی شرطش این است که از این آشیانه به در بروی. و بعد این اولیای الهی، این عارفان بالله که گفتند ما خدا را ملاقات کردیم و یافتیم، به محضر حق باریافتیم. اینجا هست تعبیر ایشان که می­ گوید «یَوْمَ یَلْقَوْنَهُ» حالا مشخص شد به چه معنا هست.

حضرت سلیمان نماد کیست؟

منظور از حضرت سلیمان در این بحث، خداوند سبحان است. چرا؟ به سرعت آن مرغ سالخورده گفت که اگر وعده «یَوْمَ یَلقَوْنَهُ» و قضیه «کُلٌّ لَدَیْنَا مُحْضَرونْ» و «إِنَّ إِلَیْنَا إیَابَهُم» و «فی مَقْعَدِ صِدقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِر» راست باشد، یعنی این­ها اشاره است به خداوند سبحان.

چرا حضرت سلیمان را نماد گرفت برای خداوند سبحان؟ آن جلال و شکوه و ابهت و عظمت و بزرگی و وسعتی که دارد، حضرت سلیمان اینجوری است و در کنارش آن مرغی که هست، عندلیب در آشیان ه­ای است کوچک.

رسالت مرغ چیست؟

«مرغی را به رسالت نامزد کرد»، این رسالت چه هست؟ مراد از مرغ در اینجا همان رسولان و انبیای الهی است، خداوند آنها ره فرستاده است تا به ما بگویند؛ روز قیامت حتما خواهد آمد و قیامت حتما رخ خواهد داتد.

عندلیب نماد چیست؟

عندلیب ، همین نفس ناطقه ماست. چرا عندلیب به کار رفته است؟ چون یک شیرینی و لطافت در کارش هست. حالا بگویید عندلیب به معنای بلبل یا آن مرغ هزاردستان که خیلی زیبا و کوچک است، پر­ که می ­زند، آدم احساس می­ کند مثل این­که هزار تا بال دارد. نفس ناطقه ما از این زیبایی برخوردار است. حالا چرا به عندلیب تشبیه کرد؟ چون باید پرواز کند، باید برود و برسد به حضرت سلیمان، به خداوند سبحان.

آشیانه نماد چیست؟

آن آشیانه نماد چیست؟ نماد این دنیاست.

این که حالا می­ گوید “به رسالت نام زد کرد” چی هست؟ آن همان “إِصطفی” قرآنی است. نام زد کرد، می ­گوییم خدا گزینش کرد.

ملاقات باید کجا انجام شود؟

ملاقات در دنیا انجام نمی ­شود. ملاقات درآشیانه انجام نمی ­شود. چاره چیست؟ باید از آشیانه درآمد یعنی باید ترک دنیا کرد تا به خدا رسید.

تفاوت بردن و رفتن

شاید سوال ایجاد شود که، حالا چه اشکالی دارد ما اینجا الان دنبالش را نگیریم، بعدا که ما را می ­برند.  این بعدا بردن با الان رفتن خیلی فرق دارد! تب و تاب این با تب و تاب آن خیلی فرق دارد.

روز قیامت مخصوصا نفخه اولی برای همگان خیلی سنگین است. بجز عده ­ای! همان­های که این کار را قبلش انجام می ­دادند و الا آنجا در زحمت می ­افتند.

ارتباط سه فصل اول

در فصل اول گفت: باید مناسبت پیدا کرد. در فصل دوم گفت: روح قابلیت دارد. در فصل سوم گفت: قابلیت دارد بلکه حتما هم خدا را ملاقات می­ کند! حالا باید چه کار کند؟ برای ملاقات، باید خروج از دنیا صورت بگیرد. یعنی انسان از دنیا بیرون برود.

منابع
  1. سوره احزاب آیه ۴۴
  2. سوره یس آیه ۳۲
  3. سوره یس آیه ۵۳
  4. سوره غاشیه آیه ۲۵
  5. سوره قمر آیه ۵۵
  6. سوره انشقاق آیه ۶
  7. سوره نجم آیه ۱۱
  8. سوره غافر آیه ۱۶
  9. سوره ق آیه ۲۲
  10. سوره عنکبوت آیه ۵

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تاکنون رأی ثبت نشده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

اخبار مرتبط

متن

قرآن و عرفان و برهان
قرآن و عرفان و برهان

بحث جدایی یا عدم جدایی میان علم و دین یکی از مباحثی است که همواره میان فلاسفه مطرح بوده است. متن زیر برشی از کتاب انسان و قرآن نوشته علامه حسن حسن زاده آملی در مورد این مساله است. قرآن و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند مفاد این سخن نه این است که […]

۱۸ مهر ۱۴۰۰
671
بیشتر بدانید
فقیه مست شوریده
فقیه مست شوریده

حسن رحیم‌پور ازغدی نوشت:‌ تبریک به حضرت حسن زاده آملی فقیه مست شوریده، که با مرگ سابقه رفاقت داشت و با آن به طنز سخن می گفت معذالک آن را چه تحقیرها که نکرد. آن شیخ برخوردار از بیداری و گریزان از دلمردگی، زنده بیدار و فرزانه بی‌تاب، دل از دست داده تمام عیار و […]

۱۰ مهر ۱۴۰۰
1557
بیشتر بدانید
وحدت از دیدگاه عارف و حکیم 
وحدت از دیدگاه عارف و حکیم 

وحدت از دیدگاه عارف و حکیم توسط استاد علامه حسن زاده آملی به زبان فارسى و در زمینه یکى از مباحث اساسى که ام المباحث است؛ یعنى توحید و وحدت از منظر عارف و حکیم، نگاشته شده است. استاد، این رساله را به درخواست ذوات دانشمند و دانش‌ پرور وزارت ارشاد که از معظم‌له راجع به مساله […]

۶ مهر ۱۴۰۰
2191
بیشتر بدانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × سه =