پایگاه علمی، فقهی و اطلاع رسانی

×
×

تفسیر سوره نساء، آیه ۱۳۶_۱۳۸

0
(0)
۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱
4668

جلسه تفسیر قرآن آیت الله حاج شیخ احمد کلباسی

مسجد رکن الملک_۲۱ بهمن ۱۴۰۰ شمسی.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ بَارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِینَ الصَّلَاهُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَنَبیِّنَا أبِی القَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ. صَلَّی الله عَلَى أهلِ بَیتِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ المَعصُومینَ المُکَرَمینَ وَاللَّعنُ الدّائِم ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ.

اللّهم صَلّی عَلَی مُحَمَد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم.

 

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکِتابِ الَّذي نَزَّلَ عَلی رَسُولِهِ وَالْکِتابِ الَّذي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَکْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيداً  (۱۳۶)

إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً لَمْ يَکُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلا لِيَهْدِيَهُمْ سَبيلاً (۱۳۷)

بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (۱۳۸)

مروری بر جلسه گذشته

جمله اول آیه ۱۳۶ را قبلا توضیح دادیم، مجددا یک بررسی می کنیم و ادامه بحث را برای شما تبیین می کنیم.

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکِتابِ»: ای کسانی که ایمان آورده اید، به خدا و رسولش و کتاب که قرآن می باشد ایمان بیاورید. درباره اینکه این آیه خطاب به چه کسی است در بین مفسرین بحث است. می گویند یهودی ها به موسی ایمان آورده بودند، حالا به آنها می گوید به این پیغمبر جدید، به خدا و رسول و کتاب قرآن ایمان بیاورید یا مسیحی ها را خطاب می کند که شما که قبلا به حضرت مسیح ایمان آورده بودید، حالا هم به خدا و رسولش و کتاب قرآن ایمان بیاورید.

اگر بخواهیم این کتاب را خطاب به همه بگیریم این گونه است که ایمان شدت و ضعف دارد. الان من و شما و خیلی از مردم جامعه ما ایمان داریم، اما ایمان شان ضعیف است. ایمان ده درجه دارد. اگر ایمان من درجه یک یعنی پایین ترین رتبه ایمان باشد تا درجه دهم نه درجه پایین هستم. اگر درجه ایمان جنابعالی رتبه هشت یا نه باشد تا درجه ده هنوز نقص و خلا دارید. خدا می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکِتابِ»: ای کسانی که ایمان آوردید در هر رتبه ای که هستید ایمان تان را تقویت کنید. رتبه اش را بالا ببرید. از هر رتبه ای که هستید خودتان را بالا بیاورید. درجه ده به این راحتی ها نصیب کسی نمی شود. انبیای عظام و ائمه اطهار ایمان کامل دارند و برای خواص است.

مراتب ایمان

هر چقدر می توانیم باید رتبه و کلاس خودمان را بالا بیاوریم و ایمان را تقویت کنیم. ایمان یک عمل قلبی است. پایین ترین سطح ایمان، اقرار به زبان است، دوم همراه شدن با عمل صالح است و سوم ایمان به غیب است که به اعتقادات ما مربوط است و چهارم ایمان شهودی است.

ایمان به زبان را معمولا همه داریم یعنی همه شهادتین را می گوییم.

ایمان با عمل صالح را هم عده ای داریم و عده ای هم نمی شود گفت ندارند، دارند ولی کم دارند.

ایمان به غیب یک پله بالاتر است، که خدا در همین سوره بقره می فرماید: «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»: کسانی که به غیب ایمان دارند، یعنی به قیامت و به امام زمان که غیب هستند و به پیغمبر ندیده شان ایمان دارند. «يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ» معنای وسیعی دارد، بیشتر ایمان اعتقادی است.

ایمان زبانی پله اول، ایمان عملی پله دوم، ایمان اعتقادی پله سوم و ایمان شهودی پله چهارم است.

ایمان شهودی چه چیزی است؟ یعنی انسان آنقدر رشد بکند و به رتبه ای برسد که بعضی از اسرار عالم را می بیند. امیرالمومنین فرمود: «لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِيناً»: اگر پرده ها از جلوی چشمم کنار برود، بر یقین من افزوده نمی شود، یعنی من اسرار عالم را می بینم. امیرالمومنین در یک روایت دیگر می فرمایند من بهشتی ها را در بهشت می بینم و جهنمی ها را در جهنم می بینم. امام حسین جایگاه یارانش در بهشت را بعد از این که بیعت شان را محکم کردند به آنها نشان می دهد. این موارد جلوه های ایمان شهودی است.

ایمان نصفه، نیمه را خدا قبول ندارد

خدا می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکِتابِ الَّذي نَزَّلَ عَلی‏ رَسُولِهِ»: ای کسانی که ایمان آورده اید به خدا و رسولش و کتابی که بر رسولش نازل شده است، ایمان بیاورید.

بعضی ها به بعضی از آیات قران ایمان دارند و به بعضی دیگر ایمان ندارند، این ایمان نقص دارد. می گوید من از اسلام فلان چیزش را قبول ندارم. اگر آدم رسما منکر جزء ضروری اسلام بشود کافر است.

در ادامه می فرماید: «وَالْکِتابِ الَّذي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ»: حتی به کتابی که قبلا نازل شده ما ایمان داریم. ما تورات و انجیل را قبول داریم؛ البته تورات و انجیلی که تحریف نشده باشد. ما به موسی کلیم الله، ابراهیم خلیل الله و اسماعیل ذبیح الله ایمان داریم، ما همه انبیای عظام را قبول داریم.

کفر ورزیدن شاخ و دم ندارد

در ادامه آیه می فرماید: «وَمَنْ يَکْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَ ُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيداً»: هرکس به چند چیز کفر بورزد گمراهی سنگین دارد، هر کس به خدا، ملائکه الله، کتب آسمانی و پیامبران الهی کفر بورزد و یکی از آنها را قبول نداشته باشد برای او گمراهی سنگینی است؛ کفر ورزیدن شاخ و دم ندارد. کفر ورزیدن یعنی یک دستور پیامبر را بگویند قبول نداریم. گاهی اصل نبوت و گاهی جزئی از نبوت را قبول ندارم، گاهی کل قرآن، گاهی یک آیه از قرآن را قبول ندارم؛ همه اینها کفر است. یوم الاخر یعنی قیامت، برزخ، حساب و کتاب الهی؛ هر کس به این پنج چیز کفر بورزد دچار ضلالت دور شده است. ضلالت دور یعنی گمراهی که خیلی مواقع راه برگشتی ندارد. کسانی که کفر بورزند به حدی که در رتبه «ضَلالاً بَعيداً» قرار بگیرند دیگر سعادتمند نمی شوند.

ما گاهی این مثال را می زنیم که فرض کنید ماشین شخصی از کنار جاده منحرف می شود و در گودالی که نیم متر پایین تر از جاده است می افتد، ولی گاهی در جاده هراز که صد و پنجاه متر در ارتفاع قرار گرفته منحرف شده و گاردریل می شکند و پایین می افتد، آیا این دو اتفاق با هم یکی است؟ «فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيداً» یعنی سقوط سنگینی که گاهی انسان نجات پیدا نمی کند.

دشمنان اسلام اصل دین را نشانه گرفته اند

به هرحال دقت کنیم بازی نخوریم. دشمنان دین تبلیغات سنگینی را علیه دین شروع کرده اند؛ به اسم تقدس زدایی به اصل دین می زنند. شبهات قرآنی که در طول هزار سال گذشته توسط مفسرینی چون شیخ طوسی در تبیان تا علامه طباطبایی و آیت الله العظمی جوادی آملی در تفاسیرشان جواب دادند، دشمن شبهات قرآنی را برای جوان ردیف می کنند، بدون اینکه جواب هایش را بگیرند یا اصلا بخواهند مطرح کنند یا فکر این جوان را به معرض قضاوت بگذارند و علیه قرآن، دین و پیامبر سم پاشی می کنند و اینها تخریب است. در شبکه های مجازی از این فتنه ها کم نیست.

ایمان حراجی یعنی چه؟

در آیه بعد خداوندمی فرماید: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا» بعضی ها ایمان شان ایمان حراجی است. ایمان حراجی یعنی چه؟ یعنی هر وقت دل شان بخواهد ایمان دارند و هر وقت دل شان نخواهد ایمان ندارند. ماه رمضان و شب های قدر نماز می خواند و روزه می گیرد، ولی بعد از ماه رمضان نه نماز می خواند و نه روزه می گیرد. آخر این چه ایمانی است؟ بعضی ها هم مدام طرف دین آمد و رفت دارند. خدا می فرماید: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً لَمْ يَکُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلا لِيَهْدِيَهُمْ سَبيلاً»: کسانی که ایمان دارند، بعد کافر شدند، دوباره ایمان آوردند و دوباره کافر شدند و بعد کفرشان زیاد شد، خدا اینها را نمی آمرزد. بر خدا نمی باشد که آمرزشش را بر اینها قرار دهد یعنی خدا اینها را نمی آمرزد.

متاسفانه عده ای در طول تاریخ هستند که هُرهُری مذهب، تابع حزب باد و ملوّن هستند و فکر می کنند زرنگ هستند. هر جایی که باشند به یک طریق رنگ عوض می کنند. نزد آدم مسلمان و مومن بنشینند یک جور حرف می زنند و نزد آدم کافر و منافق بنشینند جور دیگری حرف می زنند. در این آیه خدا به این دسته اشاره می کند.

شان نزول این آیه (۱۳۷ سوره نساء) چیست؟

البته بعضی از مفسرین گفته اند شان نزول آیه مربوط به قوم حضرت موسی علیه السلام و گرفتار شدن اینها به دست سامری می باشد. حضرت موسی علیه السلام فرمود من به مدت سی شب به کوه طور می روم «وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً»: موسی به مدت سی شب با خدا وعده کرده بود، «وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ»: بعد ما به موسی گفتیم ده شب دیگر هم بمان. تا قرار بر این شد که حضرت موسی ده شب دیگر هم بماند. قومش گفتند پیغمبر و دروغ؟! پیغمبر و العیاذ بالله حقه بازی؟!

در این میان یک سامری، یک دلقک کلک زن به مردم پیدا شد و گفت مردم طلاهای تان را بیاورید، از خدای موسی دست می کشیم و خودمان خدا درست می کنیم. طلاهای مردم را ذوب کرد و یک گوساله ساخت. این گوساله هم بنابر نقل ها یا با سحر و جادو یا اینکه دهان، شکم و مقعد گوساله سوراخ بود و و در مجرای گلوی و شکم گوساله حالت شیپوری درست کرده بود و باد که به پشت گوساله اصابت می کرد از دهانش صدای زوزه خاصی می آمد، مانند کاری که شیپورهای امروزی انجام می دهد. سامری گفت این خدای شما و این هم صدای او و مناجات اوست.

این آدم هایی که ایمان آورده بودند در مقابل گوساله به سجده افتادند و گوساله پرست شدند. به خاطر ده روز غیبت حضرت موسی که دیر آمد، گفتند او دروغ گفته و به ما کلک زده که گفته خدا مرا سی شب دعوت کرده. آخر شما برای آدم شدن تان به الله هدایت شدید، حالا حضرت موسی به هر دلیلی نیامد، اصلا فرض کنید اجلش رسید دیگر بالاتر از این که نیست. بخش عظیمی از این مردم بی ایمان شدند. قوم بنی اسرائیل که مکرر در قرآن مذمت می شوند چنین قومی بودند.

صهیونیست و نقشه تحریف قرآن

حدود چهل سال پیش صهیونیست ها آمدند آیاتی که ضد بنی اسرائیل بود از قرآن حذف کردند و این قرآن را در آلمان به چاپ رساندند (در اسرائیل نه، در آلمان) و آن را به موزه های دنیا و بعضی مراکز تحقیقاتی دادند، تا بعدها بتوانند بگویند فکر نکنید همه قرآن ها ۶۲۳۶ آیه و ۱۱۴ سوره دارد، بعضی قرآن ها آیات و سوره های کمتری دارد و بعضی قرآن ها بعضی آیات را ندارد و مسلمان ها قرآن را دستکاری کرده اند و آیاتی بر ضد بنی اسرائیل و یهود جعل کرده اند. برای فتته صد سال بعدشان از صد سال قبل برنامه ریزی می کنند تا بتوانند از آن استفاده تبلیغاتی بکنند. من یادم است آن زمان استادی داشتیم که گزارش این قضیه را داد و بعضی از آیات حذف شده را گفت.

اشارات قرآنی مربوط به همه زمان ها است…

شاهدم این است که خدا می فرماید: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا»: کسانی که ایمان آوردند و بعد کافر شدند؛ این گروه می خواهد قوم موسی با سامری باشد یا مردم این زمان با فتنه های این زمان. آنقدر تهاجم علیه تفکر اسلام و مکتب اهل بیت و قرآن زیاد شده است و تخریب می کنند که حدی ندارد.

شبهات بی اساسی که به مردم القا می کنند و بی جواب می ماند

مثلا دیشب آقایی چند سوال برایم فرستاد تا پاسخ بگویم یکی از سوالات این بود که، (البته ایشان انسان خوبی است، ولی ببینید این سوالات به ذهن القا می شود) پیغمبر با یک دختر ۷ساله ازدواج کرده ولی در اروپا ازدواج با دختری که حتی یک روز از ۱۸ سالگی اش کم باشد جرم است کدام یک حقوق بشر سرشان می شود؟ اولا عایشه خانم که ایشان استناد کرده ۹ ساله بوده، نه ۷ ساله؛ ثانیا اگر اسلام روش و منش تربیتی خود را طوری قرار داد که یک دختر ۹ ساله به کمال و عقلانیت و رشد برسد این عیب است؟ یا این بچه را رشد داده و بالغش کرده؟

درس زندگی در سیستم آموزش و پرورش چه جایگاهی دارد؟

آقایی یک سال پیش به دفتر ما در مسجد حکیم آمد و جوانی هم دنبالش بود که گفت داماد من است. من دیدم این جوان داماد ۱۷ یا ۱۸ ساله است، گفتم مبارک است، دختر شما چند سالش است؟ گفت ۱۲ سال. گفتم شما که این شاهکار را کردید و دختر ۱۲ ساله را شوهر دادید راضی هستید؟ گفت این آقا پسر شاگرد خود من بود، رشدش دادم و زودتر از اینکه در مدارس مرد شود مرد شد، دخترم را هم رشد دادم و زودتر از آنکه در مدارس آموزش و پرورش رشد کند، قابلیت همسر شدن و مادر شدن پیدا کرد و وقتی اینطور شد می توانم دخترم را ۱۲ سالگی شوهر بدهم.

دیدم خیلی حرف منطقی و حسابی می زند. ما باشیم و این مدارس آموزش و پرورش که می گوید دختر تا ۱۸ سالگی دیپلم بگیرد، بعد هم می خواهد دانشگاه برود، آیا زندگی داری بلد می شود؟ یک سری درس تئوری در مغز این نوجوان و جوان ارائه بدهند، اما برای زندگی، تربیت کردن، شوهر داری، همسر داری، کاسبی، رشد اقتصادی، مردم داری و جامعه شناسی این را رشدش ندهند. چطور بچه ۵ ساله قابلیت دارد کل قرآن را حفظ کند، خوب یک دختر ۱۲ ساله هم می تواند مادر بشود.

عقل بشری کامل تر از عقل الهی است؟!

یکی از دوستان ما می گفت من با مادرم ۱۱ سال فاصله سنی دارم، گفتم چطور؟ مگر می شود؟ گفت آره مادرم ۹ سالگی ازدواج کرده و ۱۱ سالگی مرا به دنیا آورده است. شدنی است، ولی مقدمه هم دارد و ما مقدمه را نمی بینیم. حالا شما که اروپا را به سر ما می زنی که در اروپا اگر دختر ۱۸ ساله یک روزش کم باشد ازدواجش جرم است، اولا این دختر ۹ ساله که غرائزش بیدار و فعال می شود، تا ۱۸ سالگی چه باید بکند؟ ۱- باید مرتکب فساد بشود؟ فسادش قانونی است، ولی ازدواجش غیر قانونی؟ ۲-از کجا فهمیدید ۱۸ سالگی بلوغ کامل است؟ من می گویم ۲۰ سال بلوغ کامل است و شما که زیر ۲۰ سال شوهر دادید باز هم مجرم هستید. عقل بشری کامل است یا عقل مورد تایید الهی؟ از این شبهات خیلی زیاد است.

و کسانی که خدا به راه راست هدایت شان نمی کند…

خدا می فرماید: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً لَمْ يَکُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلا لِيَهْدِيَهُمْ سَبيلاً»: کسانی که ایمان آوردند سپس کافر شدند، دوباره ایمان آوردند و دوباره کافر شدند، یعنی دین را مسخره گرفتند، کفرشان را زیاد کردند، یعنی در کفرشان کم کم تثبیت شدند، خدا ایشان را هیچ وقت نمی آمرزد و اینها را هیچ وقت به راه راست هدایت نمی کند.

سبیل یعنی صراط و اینجا صراط مسقیم مراد می باشد. خداوند هیچ وقت آنها را به راه راست هدایت نمی کند و اینها هیچ وقت راه راست را پیدا نمی کنند و هدایت الهی را نمی بینند. رشد معرفتی و انسانی نمی بینند. انسان شناسی و معرفت النفس برای چیست؟ برای صراط مستقیم است. لذا یکی از بحث هایی که باعث رشد می شود معرفت شناسی و انسان شناسی است. هم مباحث عقلی و هم نفسی است که سنگین است و پیرامون هدف خلقت انسان می باشد. اینها را چه کسی می فهمد؟ کسی که وارد صراط مستقیم بشود، البته هر کسی به اندازه خودش.

داستان پیرزن و خداشناسی

امام صادق علیه السلام به پیرزنی فرمودند خدا را از کجا شناختی؟ پیرزن دست از چرخ نخ ریسی خود برداشت و گفت این چرخ را اگر من نچرخانم نمی چرخد، من بچرخانم می چرخد. این جهان خلقت چرخاننده ندارد؟ خدا دارد. توحید این خانم در همین سطح است. امام فرمودند خوب است. با همین دلیل ساده و ظاهری، معرفت خودش را دارد. حالا کسی هم هست که حکمت بلد است، فیلسوف اسلامی است؛ علامه طباطبایی و شهید مطهری اینها فکرشان به این اندازه اغنا نمی شود؛ معرفت اینها عمیق تر است، کار کرده اند و بلدند.

همانا برای منافقان عذاب دردناکی است

در آیه بعدی خدا می فرماید: «بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا»، اینکه آیه قبلی فقط برای سامری و گمراهان به دست سامری نیست نشانه اش همین آیه است که خدا می فرماید: پیغمبر! منافقین را بشارت بده به اینکه برای ایشان عذاب دردناکی است. درست است که بشارت اکثرا برای جایزه به کار می رود، ولی گاهی اوقات بشارت برای خبر بد و سنگین آمده است. اگر توفیقی باشد ادامه توضیحات را جلسه بعد ارائه خواهیم داد.

ماجرای ایمان به غیب رهبر انقلاب

ان شاءالله بتوانیم در مسیر قرآن و عترت ثابت قدم بمانیم. دین مان رفت و برگشت نداشته باشد. اگر ایمان مان روز به روز تقویت نشود، ضعیف می شود، لذا تلاش کنیم ایمان مان تقویت شود و افزایش پیدا کند. «يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ» این غیب خیلی گسترده است.

روز ۲۱ بهمن، ساعت ۴ بعدازظهر اعلان حکومت نظامی شده بود. امام حکم داد به خیابان ها بریزید (فکر می کنم ساعت ۲ یا ۳ بعدازظهر این حکم را صادر کردند) و حکومت نظامی پهلوی را در هم بشکنید و نگذارید حکومت نظامی بختیار تثبیت بشود. بعضی از اطرافیان آقای طالقانی را وادار کردند که تلفن بزنید کشتار می شود. مرحوم آیت الله طالقانی تلفن زده بودند به امام و با شخص ایشان صحبت کردند که اینها بی رحم هستند و کشتار می شود، اما امام گفتند صلاح نیست و باید این حکومت نظامی شکسته شود. هدف از این حکومت نظامی کودتا بود و مدرسه رفاه و علوی تهران که مقر امام بود و جاهای دیگر اولین جایی بود که قرار بود بزنند.

تسلیم شدن آقای طالقانی در برابر رهبر

آقای طالقانی که اصرار کرده بودند امام گفتند اگر دستور صریح بقیه الله الاعظم باشد باز هم شما حرفی دارید؟ آقای طالقانی گفتند نه و خداحافظ. بعد از آقای طالقانی پرسیدند که آقا چه گفتند که شما با این همه اصرارتان متقاعد شدید؟ ایشان حرف امام را زدند و گفتند دیگر بعد از حرف امام من زبان حرف و استدلال نداشتم، ایشان به جاهایی وصل هست که من نیستم. به لطف و اذن خدا فروپاشی حکومت پهلوی همان بعدازظهر ۲۱ بهمن قطعی شد، البته قطعی بود ولی دیگر عملیاتی شد و روز ۲۲ بهمن رادیو،  تلویزیون و پادگان ها به دست مردم افتاد و تمام آن اتفاقات خوب رقم خورد و پهلوی ها به زباله دان تاریخ رفتند. خدا ان شاءالله توفیق بدهد در راه اسلام و انقلاب بمانیم.

 

صَلَّی الله عَلُیکَ یا أباعَبدِالله وعَلَی الأرواحِ الّتي حَلّت بِفِنائِکَ.

اللّهُم إنَّا نَسئَلُکَ وَنَدعوُکَ بِاسمِکَ العَظیمِ الأَعظَم الاعَزّ الأجَلِّ الأکرَم  یا الله ….

 

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تاکنون رأی ثبت نشده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

اخبار مرتبط

متن

تفسیر سوره نساء، آیه ۱۳۹-۱۳۷
تفسیر سوره نساء، آیه ۱۳۹-۱۳۷

جلسه تفسیر قرآن آیت الله حاج شیخ احمد کلباسی مسجد رکن الملک_۵ اسفند ۱۴۰۰ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ بَارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِینَ الصَّلَاهُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَنَبیِّنَا أبِی القَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ. صَلَّی الله عَلَى أهلِ بَیتِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ المَعصُومینَ المُکَرَمینَ وَاللَّعنُ الدّائِم ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ. اللّهم صَلّی عَلَی مُحَمَد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم […]

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۱
3939
بیشتر بدانید
تفسیر سوره نساء، آیه ۱۳۱-۱۳۵
تفسیر سوره نساء، آیه ۱۳۱-۱۳۵

جلسه تفسیر قرآن آیت الله حاج شیخ احمد کلباسی مسجد رکن الملک_۳۰ دی ۱۴۰۰ شمسی   بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ بَارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِینَ الصَّلَاهُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَنَبیِّنَا أبِی القَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ. صَلَّی الله عَلَى أهلِ بَیتِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ المَعصُومینَ المُکَرَمینَ وَاللَّعنُ الدّائِم ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ. «اللّهم صَلّی عَلَی مُحَمَد وَآلِ مُحَمَّد […]

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱
3978
بیشتر بدانید
تفسیر نهج البلاغه – ادامه خطبه ۱۲۵
تفسیر نهج البلاغه – ادامه خطبه ۱۲۵

 سخنران آیت الله حاج شیخ احمد کلباسی مسجد رکن الملک – ۱۷ بهمن ۱۴۰۰ شمسی   بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ بَارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِینَ الصَّلَاهُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَنَبیِّنَا أبِی القَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ صَلَّی الله عَلَى أهلِ بَیتِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ المَعصُومینَ المُکَرَمینَ وَاللَّعنُ الدّائِم ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ. اللّهم صَلّی عَلَی مُحَمَد وَآلِ مُحَمَّد […]

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۱
1685
بیشتر بدانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

13 + 1 =