پایگاه علمی، فقهی و اطلاع رسانی

×
×

تفسیر نهج البلاغه – ادامه خطبه ۱۲۵

0
(0)
۳ خرداد ۱۴۰۱
3615

سخنران آیت الله حاج شیخ احمد کلباسی

مسجد رکن الملک – ۲۴ بهمن ۱۴۰۰ شمسی

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ بَارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِینَ الصَّلَاهُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَنَبیِّنَا أبِی القَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ صَلَّی الله عَلَى أهلِ بَیتِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ المَعصُومینَ المُکَرَمینَ وَاللَّعنُ الدّائِم ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ.

اللّهم صَلّی عَلَی مُحَمَد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم.

متن خطبه ۱۲۵ نهج البلاغه

وَمِن كَلَامٍ لَه عَلَیهِ السَلَام في الخَوارِج لَمّا انکَروا التَحكيِم الرِجَال ویَذمّ فیهِ أصحابَه فی التَحکیم فَقال علَیه السَلام:

إِنَّا لَمْ نُحَكِّمِ الرِّجَالَ وَإِنَّمَا حَكَّمْنَا الْقُرْآنَ وهَذَا الْقُرْآنُ إِنَّمَا هُوَ خَطٌّ مَسْطُورٌ بَيْنَ الدَّفَّتَيْنِ لَا يَنْطِقُ بِلِسَانٍ وَلَابُدَّ لَهُ مِنْ تَرْجُمَانٍ وَإِنَّمَا يَنْطِقُ عَنْهُ الرِّجَالُ. وَلَمَّا دَعَانَا الْقَوْمُ إلَى أَنْ نُحَكِّمَ بَيْنَنَا الْقُرْآنَ لَمْ نَكُنِ الْفَرِيقَ الْمُتَوَلِّيَ عَنْ كِتَابِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى وَقَدْ قَالَ اللَّهُ [تَعَالَى عَزَّ مِنْ قَائِلٍ] سُبْحَانَهُ «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ» فَرَدُّهُ إِلَى اللَّهِ أَنْ نَحْكُمَ بِكِتَابِهِ وَرَدُّهُ إِلَى الرَّسُولِ أَنْ نَأْخُذَ بِسُنَّتِهِ. فَإِذَا حُكِمَ بِالصِّدْقِ فِي كِتَابِ اللَّهِ فَنَحْنُ أَحَقُّ النَّاسِ بِهِ وَإِنْ حُكِمَ بِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله فَنَحْنُ أَحَقُّ النَّاسِ وَأَوْلَاهُمْ بِهَا.

وَأَمَّا قَوْلُكُمْ لِمَ جَعَلْتَ بَيْنَكَ وَبَيْنَهُمْ أَجَلًا فِي التَّحْكِيمِ، فَإِنَّمَا فَعَلْتُ ذَلِكَ لِيَتَبَيَّنَ الْجَاهِلُ وَيَتَثَبَّتَ الْعَالِمُ وَلَعَلَّ اللَّهَ أَنْ يُصْلِحَ فِي هَذِهِ الْهُدْنَةِ أَمْرَ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَلَاتُؤْخَذَ بِأَكْظَامِهَا فَتَعْجَلَ عَنْ تَبَيُّنِ الْحَقِّ وَتَنْقَادَ لِأَوَّلِ الْغَيِّ.

إِنَّ أَفْضَلَ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ مَنْ كَانَ الْعَمَلُ بِالْحَقِّ أَحَبَّ إِلَيْهِ وَإِنْ نَقَصَهُ وَكَرَثَهُ مِنَ الْبَاطِلِ وَإِنْ جَرَّ إِلَيْهِ فَائِدَةً وَزَادَهُ. فَأَيْنَ يُتَاهُ بِكُمْ وَمِنْ أَيْنَ أُتِيتُمْ، اسْتَعِدُّوا لِلْمَسِيرِ إِلَى قَوْمٍ حَيَارَى عَنِ الْحَقِّ لَا يُبْصِرُونَهُ وَمُوزَعِينَ بِالْجَوْرِ لَا يَعْدِلُونَ [عَنْهُ] بِهِ جُفَاةٍ عَنِ الْكِتَابِ نُكُبٍ عَنِ الطَّرِيقِ. مَا أَنْتُمْ بِوَثِيقَةٍ يُعْلَقُ بِهَا وَلَا [زَوَافِرَ] زَوَافِرِ عِزٍّ يُعْتَصَمُ إِلَيْهَا لَبِئْسَ [حُشَاشُ] حُشَّاشُ نَارِ الْحَرْبِ أَنْتُمْ، أُفٍّ لَكُمْ لَقَدْ لَقِيتُ مِنْكُمْ بَرْحاً يَوْماً أُنَادِيكُمْ وَيَوْماً أُنَاجِيكُمْ فَلَا أَحْرَارُ صِدْقٍ عِنْدَ النِّدَاءِ وَلَا إِخْوَانُ ثِقَةٍ عِنْدَ النَّجَاءِ.

اشاره ای به جلسات گذشته

درباره خطبه ۱۲۵ نهج البلاغه دو جلسه صحبت شده و این جلسه سوم و آخر این خطبه است. عنوان خطبه این بود که خوارج آمدند و گفتند مردان نمی توانند حکم باشند. خودشان حکمیت را به امیرالمومنین تحمیل کرده بودند و خودشان حکم را هم که ابوموسی اشعری باشد به امیرالمومنین تحمیل کرده بودند، حالا می گویند مردان نمی توانند حکم باشند. حضرت در جواب اینها ابتدا فرمودند حکمیت قرآن بین ما جا دارد؛ حکمیت خدا و رسول بین ما در قرآن مبنا دارد.

وقتی رسول الله از دنیا رفته، حکمیت خدا و رسول یعنی چه؟ یعنی بروید سراغ آیات قرآن، بروید سراغ روایات پیغمبر، اما آیات قرآن و روایات پیغمبر مبین می خواهد. یک مردی می خواهد که اینها را تبیین کند، لذا ما کاری نکردیم، شما ابلهی کردید و حکم را به ما تحمیل کردید. اگر حکم را به ما تحمیل نمی کردید، حکم شما گول نمی خورد. امام ابتدا می خواستند ابن عباس را بگذارند، گفتند نه این خویش و قوم خودت است؛ می خواستند مالک اشتر را بگذارند، گفتند نه این جنگ طلب است، بعد هم ابوموسی اشعری را به امام تحمیل کردند.

بحث امشب

بیابان گمراهی

دنباله خطبه از اینجاست: فَأَيْنَ يُتَاهُ بِكُمْ وَمِنْ أَيْنَ أُتِيتُمْ: تیه یعنی بیابان. حضرت می فرمایند در کدام بیابان سرگردانید و از کجا فریب خوردید؟ دیدید بعضی ها می گویند از جایی می خوریم که نمی دانیم.

گمراهان از حق

اسْتَعِدُّوا لِلْمَسِيرِ إِلَى قَوْمٍ حَيَارَى عَنِ الْحَقِّ لَا يُبْصِرُونَهُ وَمُوزَعِينَ بِالْجَوْرِ لَا يَعْدِلُونَ بِهِ: آماده شوید برای طی کردن مسیر به سمت قومی که در حق حیرانند، یعنی از حق گمراهند، یعنی شما با قومی روبرو هستید، خوارجی که حق را نمی فهمند. قانون دو دو تا چهار تا را نمی فهمد. می گویی دو دو تا؟ به جای اینکه بگوید چهار تا می گوید پنج تا. وقتی کسی با بدیهیات مخالفت کرد، می شود چکارش کرد. داشته ایم کسی را که در شب گفته چه کسی می گوید حالا شب است، در روز گفته چه کسی می گوید حالا روز است. حالا بخواهی به او اثبات کنی که الان شب است یا چند ساعت پیش روز بوده، نمی فهمد.

بصیرت ندارند و ظلم می کنند

لَا يُبْصِرُونَهُ: بصیرت یعنی حق بینی. حق را نمی بینند. بعضی ها بصیرت ندارند. هرچه می خواهی نسبت به حق آگاه شان کنی، نمی فهمند.

وَمُوزَعِينَ بِالْجَوْرِ: به ظلم و جور و ستم تحریک شده اند. بنا دارند خون بریزند و بجنگند و ظلم کنند. الان هم در جامعه داریم، یک عده بنا دارند ظلم کنند، بنای روی گردانی از دین دارند. با دین و با حق لجبازی می کنند، مثل یک آدم عقده ای و کینه ای هرچه با منطق با او حرف می زنند، یک حرف بی ربط دیگری می زند.

ظلم را با چیزی عوض نمی کنند

لَا يَعْدِلُونَ بِهِ: با جُور معادله نمی بندند. یعنی جور را با چیز دیگری عوض نمی کنند. می گوید تا خون فلانی را نریزم دلم حال نمی آید. حالا هر چه بگویی این بی گناه است این کار ظلم است، مثل این وهابی ها که حکم اعدام یک نفر را صادرمی کنند و تا نکشند دست برنمی دارند.

آن زمان هم خوارج در حکم وهابی های حالا بودند، مثلا فرض بفرمایید طرف رسید زیر یک درخت دید یک خرما افتاده، خرما را برداشت گذاشت دهانش. گفتند ای وای حق مردم را خورد، حق یک نفر پایمال شد. از دهانت بیرون بینداز. طرف را وادار کردند یک خرمای زیر درخت افتاده را از دهانش درآورد.

در حالی که دستور دین ما این است که اگر از باغی رد می شدید که دیوار نداشت یا دیوار داشت داخل کوچه و میوه اش افتاده بود، برداشتید و خوردید (نه اینکه ببرید) طوری نیست. اسمش هم در شرع حق المارّه است یعنی حق عبور و مرور.

درخت توت، توت انداخته بود، از درخت زردآلو، زردآلو افتاده بود، درخت سیب، سیبش افتاده بود. رفتید دیدید از درخت افتاده یا نیفتاده، ولی باغ دیوار ندارد، من می توانم یک سیب بکنم بخورم؟ مشهورِ فقها گفته اند از درختی که داری عبور می کنی یک سیب بکنی بخوری و باغ دیوار و حصار ندارد، سیم خاردار ندارد، با چوبی چیزی دورش را نبسته اند اشکال ندارد.

خوب حالا این فرد را وادار کردند خرما را از دهانش بیرون بیندازد، اما یک مظلومی را گیر کشیدند و گفتند که حق مثلا با علی است یا با ما. او امیرالمومنین را ستایش کرد. سرش را بریدند، زنش را کشتند. زنش حامله بود شکمش را دریدند، جنینش را سر بریدند، همین خوارج. همین کارهایی که داعش می کنند، آن زمان خوارج انجام می دادند.

جفاکار و منحرف اند

جُفَاةٍ عَنِ الْكِتَابِ: از قرآن بریده اند، جفا کنندگان به کتاب هستند. جفاکاران نسبت به قرآنند. جُفَاة: جمع جافی یعنی کسی که قطع رابطه می کند. رابطه شان را از کتاب قطع کردند.

نُكُبٍ عَنِ الطَّرِيقِ، نُکُب جمع ناکب یعنی منحرف. یعنی از راه منحرف شدن. منحرف از صراط مستقیم اند. طریق یعنی راه، گاهی وقت ها به راه راست گفته می شود طریق.

مورد اعتماد نیستید

مَا أَنْتُمْ بِوَثِيقَةٍ يُعْلَقُ بِهَا: اول حضرت از خوارج نفهم گله کرد که زبان دین، زبان منطق و زبان قرآن سرشان نمی شود. حضرت می خواهند با اینها بجنگند، چون ظلم کرده اند. یک عده می گویند ما با این نماز شب خوان ها بجنگیم؟! مثل همان روزی که یک عده شان گفتند ما با قرآن نمی جنگیم  و بعد شدند خوارج. یک عده یار دیگر آمدند گفتند ما با این نماز شب خوان ها بجنگیم؟! ما تا دیروز در کنار اینها بودیم.

امیرالمومنین اول که به حکومت رسیدند، در خطبه اولی که بعد از آغاز حکومت خواندند فرمودند: «لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً، وَلَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً، وَلَتُساطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ»: من که آمدم همه شما دچار امتحان و آزمایش می شوید. همگی تان غربال می شوید. در غربال خوب ها می مانند، البته این را هم بگویم ما گاهی شن غربال می کنیم، شن های درشت را که نمی خواهیم در سرند می ماند و شن های ریز رد می شود و آنها را مصرف می کنیم. معمولا فروشند گان خواروبار غربال داشتند. غربال عدس با غربال لوبیا و با غربال نخود فرق داشت. غربال درشت تر مال حبوبات درشت تر بوده و غربالی که مال حبوبات ریزتر بوده سوراخ هایش ریزتر بوده. حبوبات را غربال می کردند، آشغال هایش می ریخت و سالم ترها می ماند. حضرت می فرمایند غربال تان می کنند نخاله ها می ریزند و سالم ها می مانند.  

مَا أَنْتُمْ بِوَثِيقَةٍ يُعْلَقُ بِهَا: شما مردمی که اطراف من هستید، مورد اعتماد نیستید که علاقه به او بسته شود، اعتماد به او شود. بخشی از شما توجه ندارید با چه کسی باید بجنگید، با چه کسی باید رفیق باشید.

آنها در باطل خودشان استوارند، شما در حق خودتان محکم نیستید!

وَلَا زَوَافِرَ عِزٍّ يُعْتَصَمُ إِلَيْهَا: زَوَافِر جمع زافره به معنای انصار. شما یاران عزت دهنده ای نیستید که آدم به او پناه ببرد. ما اصفهانی ها وقتی یک رفیقی به ما نارو می زند می گوییم ما را باش با کی می خواهیم برویم سیزده بدر. ما را باش به کی می خواهیم اعتماد کنیم؛ ما را باش با کی می خواهیم برویم سفر.

حضرت می فرمایند شما انصاری نیستید که عزت دهنده باشید که به شما پناه برده شود، لذا امیرالمومنین بعد از از دست دادن مالک اشتر می گفتند ای کاش بعضی از شما ده نفرتان داده می شد به معاویه و یک نفر یاران باطل معاویه که در راه خودش اینقدر محکم شمشیر می زند، به من داده می شد. فرمودند آنها در باطل خودشان استوارند، شما در حق خودتان محکم نیستید.

در جنگ، یار خوب نیستید

لَبِئْسَ حُشَّاشُ نَارِ الْحَرْبِ أَنْتُمْ: حشاش یعنی هیزم کش، اینهایی که برگ های کوچولو را جمع می کنند. چه بد هیزم کشانی هستید برای آتش جنگ. در جنگ یار خوب نیستید. درست وظیفه شناسی نمی کنید. در بحران جنگ آدم را تنها می گذارید. حضرت دارند درد و دل های جنگ و قصه صفین را توضیح می دهند. بخشی از شما اینطور هستید.

أُفٍّ لَكُمْ: اف بر شما! دیگر بالاتر و بدتر از این نمی توانم بگویم. در قالب رفیق، در قالب مومن به منِ امیرالمومنین هستید، لذا به شما می گویم أُفٍّ لَكُمْ.

اسباب رنج هستید

لَقَدْ لَقِيتُ مِنْكُمْ بَرْحاً: حضرت می فرمایند: از ملاقات با شما رنج می کشم. آدم وقتی رفیق می بیند باید دلش حال بیاید، خوشحال بشود و احساس راحتی بکند. حس کند که من این آقا (رفیق) را دارم، اما کسی که نامرد است در روی آدم اظهار یاری می کند و پشت سر با زبانش خنجر می زند، آبروی آدم را می برد، تهمت می زند، غیبت می کند.

حضرت می فرمایند روزی که شما را صدا می زنم، رنج می کشم؛ يَوْماً أُنَاجِيكُمْ، غریق نجات بالای استخر چکار می کند؟ غریق را نجات می دهد. وَيَوْماً أُنَاجِيكُمْ یعنی روزی که از شما نجات می خواهم، نجات یعنی مشورت، دلدادگی، همراهی، شعار دادن، شمشیر کشیدن و رژه رفتن نمی آیید.

يَوْماً أُنَادِيكُمْ وَيَوْماً أُنَاجِيكُمْ: روزی که شما را صدا می زنم، رنج می برم و روزی که رای و مشورت می خواهم و می خواهم با زبان تان، با مشورت تان حمایتم کنید، این کار را نمی کنید. الان در ۲۲بهمن یک عده بی تفاوت اند، اما یک عده به خیابان می آیند. یک عده تشییع سردار سلیمانی می آیند. یک عده در وقت های حساس می آیند.

نمونه ای از یارانی که اسباب رنج نیستند

مردم یمن زیر شدیدترین تحریم ها و محاصره ها هستند، اما انصار الله اعلام می کند به خیابان بیایید. دوربین ها اینها را نشان می دهد چه جمعیتی از زن و مرد می آیند خیابان ها و میدان ها را پر می کنند برای این انقلاب نصفه کاره شان. چرا می گویم نصفه کاره؟ چون هنوز دشمن در خاک شان است. سعودی ها، آمریکایی ها، اماراتی ها، سودانی ها و مصری ها؛ حالا البته بیشتر شان سعودی، اماراتی و صهیونیست ها هستند و یا داعش و القاعده از کشورهای مختلف جمع آوری کرده اند، البته القاعده هم شاخه های موازی داعش است. اینها اینطور به صحنه می آیند و حاضر شدند سختی ها را بپذیرند. در قحطی دارند زندگی می کنند، اما اینطور حافظ انقلاب شان و راه شان هستند. پای دین، استقلال، عزت و شرف شان ایستاده اند.

گل به خودی نزنیم!

در هشت سال دولت کذایی دولت آقای روحانی بیشتر وقت ها که مقام معظم رهبری یک حرفی می زدند، آن بی انصاف فردای آن روز یک حرفی ضد حرف آقا می زد. مردک تو آمدی رهبری را حمایت کنی یا آمدی تخریب کنی؟!

در سالگرد سردار سلیمانی، سردار حاجی زاده گفت: در جلسه ای من و سردار سلیمانی و سردار سلامی و آقای روحانی و چند نفر دیگر بودیم، سردار سلیمانی گفت چرا خودزنی می کنی؟! چرا هر چه حضرت آقا می گویند تو ضدش یک حرفی می زنی؟! چرا ما را تخریب می کنی؟! کجا داری می روی؟! یعنی عوض اینکه عزت کشور را حفظ کند به خاطر خوش آیند غربی ها و آمریکایی ها کشور را به مسیر ذلت سوق می داد. اعلام کرد من پول دو تا ارتش را نمی توانم بدهم. خوب بی انصاف سپاه کم خدمت کرده به کشور؟! اینکه خواسته انگلیس ها و آمریکایی ها بود که ارتش تان را جمع کنید. تو داری تن می دهی به خواسته آنها؟!

یکبار برایتان گفتم، آقای کمال خرازی (که یک زمان نماینده ایران در سازمان ملل بود، البته یک وقتی هم وزیر خارجه بود) می گفت در سازمان ملل، سفیر انگلیس به من گفت یکی از مشکلاتی که ما با شما داریم این است که چرا کشورتان دو تا ارتش دارد؟ شما باید سپاه را جمع کنید.

به شما چه که در کشور ما مداخله می کنید!

آزاد مرد صادق نیستید

فَلَا أَحْرَارُ صِدْقٍ عِنْدَ النِّدَاءِ: آن وقت که صدایتان می زنم، آزادمرد صادق نیستید. صادقانه نمی گویید در کدام خط هستید. در خط دشمن هستید یا دوست؟! کنار من هستید یا کنار دشمن من؟

مورد اعتماد نیستید

وَلَا إِخْوَانُ ثِقَةٍ عِنْدَ النَّجَاءِ: وقت مشورت و نظر خواهی، برادران مورد اعتمادی نیستید. من به چه چیز شما دل خوش کنم؟! البته این را بگویم حضرت این را می گویند، با همه این حرف ها حضرت امیر علیه السلام چکار می کنند؟ با همان لشکر سالم و سلیم النفس شان با خوارج می جنگند. البته در خطبه های بعد که ان شاءالله در همین یکشنبه ها آرام آرام ماجرای خوارج را خواهیم گفت. اول ۱۲ هزار نفر بودند، حضرت کاری کردند که ۸ هزار نفر از اینها از صحنه جنگ بیرون رفتند. ۴ هزار نفر ماندند که این ۴ هزار نفر غیر از ده نفرشان ایستادند برای جنگ و ده نفرشان آخر کار فرار کردند، آن سه هزار و نهصد و نود نفر را حضرت با یاران وفادار به هلاکت رساندند.

کفار به ظاهر رفیق

بعضی ها در حکم خوارج هستند. در خویش و قوم آدم بعضی ها هستند که قابلیت و لیاقت برای آمد و شد ندارند. کفار به ظاهر رفیقند، منافقان به ظاهر خویشاوندند.

اولویت ما صله رحم و اتصال است، اولویت ما این است که همان افراد اگر قابل جذب هستند، جذب شان بکنیم، ولی بعضی ها هستند دیگر به هیچ قیمتی….

شما نیم کیلو ماش می گذارید بپزد. در این نیم کیلو ماش ده دانه ماش به هیچ وجهی نمی پزد. در اصطلاح می گویند اینها ناپزند و این قبیل آدم ها در اطرافیانِ خیلی ها هستند. خدا رحم مان کند، خدا عاقبت به خیرمان کند. از خط امیرالمومنین جدا نشویم و هدایت های حضرت را از دست ندهیم. محور فکر ما عقیده و افکار ولایی ما باشد. اگر این باشد، سعادت هست، اما اگر دین برای ما حرف دوم یا دهم باشد، می بازیم. برایم ما دین حرف اول است، حالا اگر اطرافیان ما دچار سستی شدند برای این است که تیغ مان نبریده. اگر فرزند ما دچار بی بندوباری شده ما راضی نباشیم و تلاش کنیم در مسیر طاعت خدا بماند.

خدا ان شاءالله عاقبت مان را ختم به خیر کند.

صَلَّی الله عَلَیکَ یا ابَاالحَسَن یا عَلی بنَ ابیطَالب امیرالمؤمِنین ورَحمَةُ الله وبَرَکاته.

 

 

 

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تاکنون رأی ثبت نشده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

اخبار مرتبط

متن

تفسیر نهج البلاغه – خطبه ۵۸
تفسیر نهج البلاغه – خطبه ۵۸

  سخنران آیت الله حاج شیخ احمد کلباسی مسجد رکن الملک – ۸ اسفند ۱۴۰۰شمسی   بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ بَارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِینَ الصَّلَاهُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَنَبیِّنَا أبِی القَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ. صَلَّی الله عَلَى أهلِ بَیتِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ المَعصُومینَ المُکَرَمینَ وَاللَّعنُ الدّائِم ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ. اللّهم صَلّی عَلَی مُحَمَد وَآلِ مُحَمَّد […]

۹ خرداد ۱۴۰۱
2776
بیشتر بدانید
تفسیر نهج البلاغه–خطبه۱۷۷ و نامه۷۷
تفسیر نهج البلاغه–خطبه۱۷۷ و نامه۷۷

سخنران آیت الله حاج شیخ احمد کلباسی مسجد رکن الملک – ۱ اسفند۱۴۰۰ شمسی   بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ بَارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِینَ الصَّلَاهُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَنَبیِّنَا أبِی القَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ صَلَّی الله عَلَى أهلِ بَیتِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ المَعصُومینَ المُکَرَمینَ وَاللَّعنُ الدّائِم ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ. اللّهم صَلّی عَلَی مُحَمَد وَآلِ مُحَمَّد […]

۶ خرداد ۱۴۰۱
3528
بیشتر بدانید
تفسیر سوره نساء، آیه ۱۳۹-۱۳۷
تفسیر سوره نساء، آیه ۱۳۹-۱۳۷

جلسه تفسیر قرآن آیت الله حاج شیخ احمد کلباسی مسجد رکن الملک_۵ اسفند ۱۴۰۰ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ بَارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِینَ الصَّلَاهُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَنَبیِّنَا أبِی القَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ. صَلَّی الله عَلَى أهلِ بَیتِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ المَعصُومینَ المُکَرَمینَ وَاللَّعنُ الدّائِم ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ. اللّهم صَلّی عَلَی مُحَمَد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم […]

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۱
5376
بیشتر بدانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیست + چهارده =