پایگاه علمی، فقهی و اطلاع رسانی

×
×

ادامه تفسیرسوره نساء

0
(0)
۱۵ آبان ۱۴۰۰
217

جلسه تفسیر آیت الله حاج شیخ احمد کلباسی، پنجشنبه ۱۳ آبان، همانند هفته های گذشته، در مسجد رکن الملک برگزار شد. در این هفته ادامه سوره نساء، آیات ۱۲۳ و ۱۲۴ تفسیر شد.

در متن زیر سخنرانی ایشان را می خوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین والصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد…

صلی الله علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین والعن الدائم علی اعدائهم اجمعین.

خلاصه ای از جلسه هفته گذشته

بعد از اینکه در سوره نساء، عوامل شیطان زدگی را بیان کرد، چند ویژگی برای کار شیطان و شیطان زدگان گفت.

در آیات ۱۱۸ تا ۱۲۱ اول خداوند لعن فرستاد برای شیطان؛ که ما گفتیم این لعن پروردگار لعن خبری است نه لعن انشایی. خدا از کسی درخواست لعن نمی کند؛ خدا خبر می دهد که شیطان را از رحمت خودم دور کردم.

حرف های شیطان

شیطان چند حرف زد:

گفت: «لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا»

 من سهمم را از بندگانت می گیرم. یعنی هرچه بتوانم گمراه می کنم.

دوم گفت: «وَلَأُضِلَّنَّهُمْ»

 حتما صد در صد گمراه شان می کنم.

«وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ »

 امنیت خاطر به ایشان می دهم، آرزوی طولانی به ایشان می دهم تا گمراه شوند.

«وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ »

 به خرافات ها دچارشان می کنم، به جای اینکه به حقایق بپردازند!

«فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّه»

کار دیگری که دنباله آن آغشته شدن به خرافات می شود؛ کار به جایی برسد که خلقت الهی را تغییر بدهند.

ما گفتیم هرکس آیات الهی را زیر پا بگذارد، خلقت الهی را تغییر داده. هر مردی که خودش را شکل زن ها قرار دهد، هر زنی که خودش را شکل مردها آرایش کند، خلقت الهی را تغییر داده. هرکه به جای آدمیزاد، سگ در خانه خودش قرار بدهد، خلقت الهی را تغییر داده. خیلی چیزها ممکن است خلقت الهی را عوض کند.

ادامه تفسیر هفته گذشته

خدا فرمود: «وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا» ﴿١١٩﴾

هرکس شیطان را ولی خودش قرار داد، دچار خسارت آشکار شده.

نيَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ ۖ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا» ﴿۱۲۰﴾

فرمود شیطان وعده به شما می دهد، آرزوی طولانی می دهد، غافل تان میکند و وعده های شیطان نیست «إِلَّا غُرُورًا»، (مگر فریب کاری). غرور به معنای فریب کاری، دغل بازی، مکر، حیله!

«أُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَلَا يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصًا» ﴿١٢١﴾

اینها جایگاه شان جهنم است، شیطان زده شده اند و «محیص» یعنی فرارگاه ندارند، راه نجات ندارند. در دعای کمیل، امیرالمومنین می فرمایند: «ولا یمکن الفرار من حکومتک».

آیه ۱۲۲ سوره نساء

در آیه بعد سوره نساء خدا فرمود (آیه۱۲۲): «وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ»، کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند. «سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَار»،ُ اینها را ما داخل می کنیم در بهشت هایی که رودخانه دارند، نهر جاری دارند، «خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا»، ماندگارتر هستند در این بهشت «وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا»، وعده الهی حق است. «وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا»، چه کسی راست گوتر از الله، چه کسی حرف حساب زننده تر از خدا؟

در توضیح این آیه هم گفتیم رمز عبور از پل صراط و رمز نجات: ۱- ایمان  ۲- عمل صالح.

ایمان کار قلب است، عمل صالح کار جوارح است! دست، پا، چشم؛ عضو و جوارح است.

ابزار و جوارح کارشان عمل است، ولی ایمان کار فکر و قلب است! لذا ایمان ما و عمل صالح ما اگر توام با هم شد سبب نجات است. بعد عرض کردم یکی از احتیاجات درونی که خداوند در درون ما قرار داده این است که آدم دلش میخواهد جاودانه باشد! نابود نشود! بخواهیم یا نخواهیم جسم مان نابود می شود، اما ای کاش این جسم اون دورانی که دوباره ساخته می شود و برای قیامت به پای حساب و کتاب الهی می آید در جهنم سوخته نشود! ای کاش این روح و روان ما معذب نشود، بنابراین جاودانگی ما به این نیست که بیشتر و بهتر بخوریم، بهتر زندگی کنیم؛ یا بهترین دکتر بالای سر ما، هی ما را چکاپ کند، اینها ما را جاودانه نمی کند.

آدم باید سلامت زندگی کند جای خودش نیکو، ما بحثی نداریم، اما آنهایی هم که بهترین دستورات سلامت را به کار ببندند، بالاخره یک روزی عمرشان به سر می آید و باید بروند! ما به جای اینکه قائل به بقای جسم باشیم، قائل به بقای روح هستیم. در عالم برزخ هم روح ما هست، ماندگار و باقی است.

سوره نساء

آیت الله حاج شیخ احمد کلباسی (تصویر آرشیو)

آیه ۱۲۳ سوره نساء

اما آیه ای که امشب می خواهم برایتان عرض کنم، آیه ۱۲۳ سوره نساء ،می فرماید: «لَيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلَا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ ۗ مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلَا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا»، خدا به مسلمانان می گوید کیفر و پاداش خود شما و کیفر و پاداش اهل کتاب و کافرین نه با سلیقه شماست نه با سلیقه آنها.

یعنی حکومت دست خودمه، اهل کتاب می گفتن ما اهل بهشتیم، مرغ بهشتیم، هر کس از خط ما خارج شد اهل دوزخه!

خدا می گوید، شما مسلمان ها فکر نکنید حالا مسلمان شدید، این حرف را بزنید، بگویید: ما اهل بهشتیم شما اهل دوزخید! بهشت و جهنم را شما تقسیم نمی کنید خودم تقسیم می کنم. خدا می گوید از شما متدینین ایمان داران به اسلام و دین آخر و دین خاتم النبیین اگر مومن واقعی باشید، عمل کنید به وظایف الهی تان مشکلی نیست؛ اهل نجاتید و اگر عمل نکنید اهل سقوط و سرنگونی هستید؛ به صرف ایمان و اعتقادتان به پیغمبر و ائمه به خودتان نبالید.

ببینید «ليْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلَا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ» لیس یعنی نیست. ضمیر لیس به نجات و رستگاری برمی گردد. ثواب آخرت این طور نیست که! امانی جمع امنیت؛ به معنای خواسته دل شما این طور نیست که! «ليْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ» و پاداش و سزا به خواسته دل شما «وَلَا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ» و نیست دلخواه اهل کتاب.

قضاوت نادرست!

از این طرف شما فکر نکنید همه جایتان اوج بهشت است! مرغ وسط بهشتید. قبلا اشاره کرده ام بعضی ها یکی که فوت می شود، می‌گویند او که جایش بهشت است! از کجا فهمیدی؟ خوبه آدم به بقیه حسن ظن داشته باشد، اما خوب نیست قضاوت کند قضاوت با خداست! خدا از سیئات انسان ها خبر دارد، شما فقط وقتی فهمیدی یه کسی یا فوت شده نه اصلا زنده است، بگو خدایا از تقصیراتش بگذر! خدایا فلانی را رحمتش کن! این را می توانی بگویی! اما نمی توانی کسی را قضاوت کنی، قضاوت غلطه، به عهده شما نیست! چه بسا خطاهایی دارد که شما نمیدانی.

بعد خدا میفرماید: «مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ» هرکس، چه اهل کتاب! این هرکس،«مَنْ» هم به اهل کتاب برمی گردد هم به مسلمین هم به متدینین. هرکدام از شما مسلمانان و هرکدام از اهل کتاب «مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا» عمل زشت انجام بدهد «يُجْزَ بِهِ» جزا داده می شود.

«وَلَا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا»؛ «وَلَا يَجِدْ» پیدا نمی کند،  برای او «مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا» غیر خدا ولیی و یار و یاوری «نَصِيرً» نصرت بخش، یاری دهنده برای او پیدا نمی شود!

 فکر نکنید پدر می تواند پسرش را نجات بدهد، پسر می تواند پدرش را نجات بدهد، نه! هیچ کس، هیچ کس را نمی تواند نجات بدهد.

بحث شفاعت

در بحث شفاعت هم گفتیم خدا می فرماید: «من ذالذی یشفع عنده الا باذنه»۱یعنی قبل از اینکه امام حسین بفرض بخواهند برای شما شفاعت کنند، اذن شفاعت برای شما به امام حسین داده شده که این قابل هست این را شفاعتش کنید. من می خواهم به آبروی شما ببخشمش. پس زیر ساخت شفاعت هم دست خود خداست نه اینکه امام حسین عَلمی جلو خدا برافراشته بکند.

پس شاخه اول اینکه «مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ» ادات شرط آورده، فعل ها مجزوم شده «مَنْ يَعْمَلْ» هرکه عمل بکند عمل زشت «يُجْزَ بِهِ» جزا داده می شود به همان عمل، مطابق عملش.

«وَلَا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا» غیر خدا ولیی، سریرستی، مافوقی و نصیری و یار و یاوری نمی یابد که او را کمک کند.

آیه ۱۲۴ سوره نساء

«وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ » آیه بعد قسم دوم را می گوید. فلانی مثلا چند تا درمانگاه ساخته، چند تا مدرسه ساخته، چند تا مسجد ساخته، همه این کارها را که کرده، اگر خدا بخواهد پاداش خیر بدهد،می دهد! اگر خدا نخواهد نمی دهد.

البته خدا عادل است. ملاک و معیارش اخلاص در عمل است.

حکایتی از مرحوم آیت الله بروجردی

مرحوم آیت الله العظمی بروجردی اواخر عمرشان در بستر مرگ گریه کردند، یه کسی که آمده بود عیادت ایشان گفت: آقا چرا داری گریه می کنی؟ فرمودند دارم می روم و دستم خالی است؛ گفت شما ۱۵ سال شیعه را رهبری کردید؛ این همه مدرسه علمیه و طلبه و بیمارستان و مسجد و ….

در کشورهای کفر چون آمریکا و آلمان و…این همه حرکت! حال می گویید دستم خالی است؟ فرمودند: حدیث داریم که «خلّص العمل»، عملت را خالص کن. «فان ناقد خبیر بصیر» آنکه نقدت می کند آگاه است، عمق دلت را می داند! آنجا که نَقدم می کنند شاید کم بیارم.

شاهدم این است، یک نفر خیلی کار خیر کرده بعد شما بیاید و به بچه من بگویی:پدرت خیلی کار خیر کرد، جایش کنج بهشت است! از کجا می دانی؟ بگو خدا رحمتش کند از سر تقصیراتش بگذرد، اگر علاقه داری این را بگو! قضاوت نکن! قضاوت درباره انسان ها برای خداست،

ملاک عمل صالح است

لذا خدا می فرماید: «وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ» هر کس عمل صالح انجام بدهد «مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ» مرد باشد یا زن باشد.

آنجا که می فرماید: «إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ»۲ مرد و زن را اسم می آورد که در دین و دین باوری من، پروردگار کاری به جنسیت ندارد . زن باشد و اهل حسنات باشد، پاداشش می دهم، البته اگر آن حسنه را ازش قبول بکند. مرد یا زن اهل سیئه و گناه باشد، باز مجازاتش می کند.

لذا می فرماید «وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ»؛ قبلا گفتیم در آمریکا و اروپا خیریه هست، بعضی خیرین شان اصلا لائیک اند. به اصطلاح اگه گفتی شما مثلا ماهی ۵ میلیون ماهی ۱۰ میلیون کمک می کنی به فلان خیریه برای چی این کار را می کنی؟ خدا را قبول داری؟ می گوید نه! بهشت و جهنم را قبول داری؟ می گوید: نه! پس برای چی پول می دهی؟ می گوید: وجدان انسانی!

خدا می فرماید هر که مومن نباشد عمل صالحش به درد نمی خورد! به صرف عمل صالح که مردم قضاوت کنند، این عمل صالح، صالح نمی شود، لذا قید مومن را می آورد که «وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ «وَهُوَ مُؤْمِنٌ» مومن باید باشد، اگر مومن نباشد، اگر خدا را قبول نداشته باشد، اگر انبیاء الهی را قبول نداشته باشد!

ما هر شب در این آیه «آمَنَ الرَّسُولُ» چه می خوانیم؟ آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْه»۳ … «وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ»۴

پیغمبر به آنچه که از ناحیه تو، الله، نازل می شود و تمام آنچه به پیامبران قبل نازل شده همه ایمان دارد، به کتب ایمان دارد، من هم ایمان دارم، اگر ایمان من نباشد فایده ندارد! پیغمبر هم باید ایمان داشته باشد، لذا می فرماید: «وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ». اینها داخل در بهشت می شوند.

بهشت و جهنم سلیقه ای نیست

 پس بهشت و جهنم سلیقه ای نیست، رفاقتی هم نیست، پارتی بازی هم نیست فامیلی هم برنمی دارد، سید و غیرسید هم ندارد. بله به ما گفتن سادات را احترام کنید، چون منسوب به پیغمبرند. به ما گفتن که مسجد را احترام کنید، چون زمین، خانه خداست! اما ممکنه در همون مسجد، مسجد ضرار بشود و دستور بیاید که این مسجد را خراب کنید. هر مسجدی که حرف حق درش زده نشود و دست حزب نفاق بیفتد، ممکن است مسجد ضرار بشود.

خداوند می فرماید: «فَأُولَٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ» اینها که عمل صالح انجام می دهند با این شرط، «وَهُوَ مُؤْمِنٌ». آنها که عمل سوء انجام می دهند، خدا ولی و نصیرشان نیست. آنها جهنمی اینها بهشتی!

بعد خدا می فرماید: «وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا». نقیر یعنی چی؟ یعنی ظلم نمی شوند مردم، به اندازه نقیر! نقیر، پشت هسته خرما به اندازه سر سوزنی بزجستگی دارد! یا به اندازه شکاف هسته خرما! به اندازه این ذره، خداوند به کسی ظلم نمی کند.

اینها ضرب المثل های قرآنی است. عربها خیلی خرما می خوردند، حتی قسمت های مختلف هسته خرما اسم دارد! خداوند گاهی از این اسم ها استفاده می کند و می گوید که به اندازه آن ذره به کسی ظلم نمی شود! حساب کتاب همه چیز دقیق است. «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ»۵یه ذره خیر؛ می بیند؛ یه ذره شر؛ می بیند.

سوال حضار: برادر عزیزمون سوال می کنند که آنجایی که خدا می فرماید: «مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ … فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً» اگر مردی باشد، زنی باشد، خط تقوا، خط دیانت را درست برود، حیات طیبه بهش می دهیم، حیات طیبه فقط آخرته یا دنیا هم هست؟ هم دنیاست هم آخرت! در دنیاش حیات طیبه منظور این نیست که پولدار می شود؛ منظور این است که با اطمینان قلبی زندگی می کند.

آرامش واقعی

«أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»۶ چی بهتر از این که آدم امنیت خاطر داشته باشد؟

گاهی این مثال را زده ام. دیشب یه عده تو رختخواب پر قو خوابیدن، یه عده رو بهترین پنیه خوابیدن، یه عده هم رو کاه خوابیدن، همه شان شب را به صبح آوردن، اما خوش بحال آنهایی که با آرامش خوابیدند! ولی بعضیا آرامش ندارند. الان یه کسی را برای من گفتند، چند میلیارد عتیقه تو چند سال جمع آوری کرده حالا که کرونا آمده به شدت از مردن می ترسه، با اینکه اولاد و وارث دارد، ولی می گوید اینها را من دست کی بسپارم و برم؟ به بچه اش هم دلش نمیاد بدهد! اینها آرامش ندارند. وقتی آرامش ندارند، حالا میلیاردها ثروت باشد، آرامش نباشد به نظر شما ارزش دارد؟ نه به خدا! خدا به آدم آرامش روح و روان بدهد!

البته آرامش هم بعضی وقت ها آرامش کاذبه، بعضی وقت ها آرامش حقیقیه! وقتی که اول انقلاب یک هفته بعد از پیروزی انقلاب، رضا ناجی که فرماندار نظامی اصفهان بود اعدام شد؛ یکی هم خسروداد بود که او هم ارتشبد بود در گارد جاویدان شاهنشاهی بود؛ ظاهرا؛ چهار تا بودن و اینها را می خواستن اعدام کنند. لحظات آخر برای اعدام، ناجی به التماس افتاده بود و گریه می کرد. در همان شرایط که التماس می کرد که من وفادار می شوم؛ و خدمت می کنم، من را نکشید؛ او خودش خیلی جنایت کرده بود و کشتارها زیر سر این شخص بود؛ خسرو داد برگشته بود به او گفته بود تو که اینقدر بزدل و ترسو بودی چرا اصلا آمدی تو ارتش شاهنشاهی؟ و ما برای هدفمان آماده ایم  کشته بشویم و من هیچ ترسی ندارم.

آرامش کاذب در مقابل آرامش حقیقی

اگر آقای خسرداد آرامشی دارد آرامش حقیقی است؟ نه! آرامش کاذب است؛ به خودش دلداری مصنوعی داده! واِلا کسی که قیامت ندارد عاقبت بخیری ندارد، مثل این داعشی ها که عملیات انتحاری انجام میدهند! اما اگر کسی به معنای واقعی ایمان داشته باشد و آرامش خاطر داشته باشد، حیات طیبه این دنیا را دارد و حیات طیبه آن دنیا را هم خواهد داشت.

صلی الله علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک.

منابع

۱- سوره بقره، قسمتی از آیه۲۵۵.

۲- سوره حجرات، آیه ۱۳.

۳- سوره بقره، قسمتی از آیه۲۸۵.

۴- سوره بقره ، قسمتی از آیه۴.

۵- سوره زلزال، آیه ۸.

۶- سوره رعد، قسمتی از آیه ۲۸.

فایل صوتی این سخنرانی به زودی بارگذاری خواهد شد.

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تاکنون رأی ثبت نشده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

اخبار مرتبط

متن

تفسیر نهج البلاغه- نامه ۵۸
تفسیر نهج البلاغه- نامه ۵۸

بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر نامه ۵۸–۳۰ آبان۱۴۰۰ شمسی. الحَمدُ للهِ رَبِّ العَالَمین، بارِئ الخَلائِقِ أجمَعین وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلَی سَیِّدِنا وَنَبیِّنا أبِی القَاسِم المُصطَفی مُحمد. صَلَّیَ الله عَلَی أَهلِ بَیتِهِ الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصومینَ المُکَرَمین وَاللَعنُ الدّائِم عَلَى أَعدائِهِم أَجمَعین. متن نامه ۵۸ نهج البلاغه وَمِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ كَتَبَهُ اِلى اَهْلِ الاْمْصارِ، يَقُصُّ فيهِ […]

۱۵ آذر ۱۴۰۰
1695
بیشتر بدانید
تفسیر سوره نساء-آیه ۱۲۷
تفسیر سوره نساء-آیه ۱۲۷

بسم الله الرّحمن الرّحیم جلسه تفسیر قرآن آیت الله حاج شیخ احمد کلباسی – مسجد رکن الملک. تفسیر سوره نساء، آیه ۱۲۷– ۲۰ آبان ۱۴۰۰ شمسی.   بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ بَارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِینَ الصَّلَاهُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَ نَبیِّنَا أبِی القَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ صَلَّی الله عَلَى أهلِ بَیتِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ […]

۱۳ آذر ۱۴۰۰
3406
بیشتر بدانید
تفسیر نهج البلاغه-ادامه خطبه ۲۳۸
تفسیر نهج البلاغه-ادامه خطبه ۲۳۸

بسم الله الرحمن الرحیم ادامه تفسیر خطبه ۲۳۸–۲۳ آبان ۱۴۰۰ شمسی.   الحَمدُ للهِ رَبِّ العَالَمین، بارِئ الخَلائِقِ أجمَعین وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلَی سَیِّدِنا وَنَبیِّنا أبِی القَاسِم المُصطَفی مُحمد. صَلَّیَ الله عَلَی أَهلِ بَیتِهِ الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصومینَ المُکَرَمین وَاللَعنُ الدّائِم عَلَى أَعدائِهِم أَجمَعین. متن خطبه ۲۳۸ ومِن خُطبَةٍ لَه عَلَيهِ السَّلام في شَأن الحَکَمين وذَمّ أهلِ […]

۹ آذر ۱۴۰۰
1908
بیشتر بدانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + نوزده =