پایگاه علمی، فقهی و اطلاع رسانی

×
×

باید و نبایددرمفاهیم اخلاقی

0
(0)
۱۵ دی ۱۳۹۹
1553

 

ارائه نظریه‌ای قابل دفاع درباره مفاهیم ارزشی (خوب و بد، و امثال آنها) و الزامی (باید و نباید، و امثال آنها) همواره یكی از عمده‌ترین دل ‌مشغولی‌ های فیلسوفان اخلاق بوده و هست.

منشأ پیدایش مفاهیم اخلاقی

چند نظریه درباره منشأ پیدایش مفاهیم اخلاقی

نظریه  واقعیت خارجی

مطابق این رأی، مفاهیم اخلاقی، واقعیات خارجی و عینی هستند كه به‌وسیله عقل یا شهود درك می‌شوند.

زیبایی گل، واقعیتی است كه عقل انسان درك و كشف می‌كند. در بعضی افعال انسان نیز چنین زیبایی ‌ای وجود دارد. پاره‌ای از كارها جمال و زیبایی ویژه‌ای دارند و زیبایی آنها امری واقعی است؛ یعنی صرف‌نظر از اینكه عقل آن زیبایی را درك می‌كند یا نه، آن زیبایی دارای واقعیت خارجی است و كار عقل تنها كشف و درك آن است.

نقد این نظریه: باید توجه داشت بر‌فرض اینكه زیبایی در محسوسات امری عینی و واقعی باشد، اما پذیرش چنین حسنی در افعال آدمی به این سادگی نیست و حق آن است كه بر‌فرض كه «حُسن» امری واقعی باشد، تنها در محسوسات و یا متخیلات قابل قبول است؛

اما در معقولات، حسن واقعی و عینی وجود ندارد؛ بلكه حسن معقولات یك اعتبار عقلی است؛ البته «اعتبار» به‌معنای خاص.۱

نظریه انشا و اعتبار

دسته دیگری از فیلسوفان اخلاق، چنین گمان كرده‌اند كه منشأ پیدایش مفاهیم اخلاقی، انشا و اعتبار است. یعنی مفاهیم اخلاقی هیچ ریشه‌ای در واقعیات عینی و خارجی نداشته، صرفاً انشائات و جعلیاتی هستند كه از خواست گوینده نشأت گرفته‌اند، و درست مانند جملات استفهامی و امری، هیچ خبری درباره عالم واقع نمی‌دهند.

همان‌طور كه جمله دستوری «بیرون برو» از هیچ واقعیت عینی‌ای، جز وجود چنین میل و احساسی در درون شخص آمر، حكایت نمی‌كند، جملات اخلاقی نیز این‌چنین‌اند؛ یعنی مفاد و معنای آنها جنبه كاشفیت و حكایت از خارج ندارد، هر‌چند ممكن است بالالتزام وجود امیال و احساسات خاصی را در درون گوینده نشان دهند.مطابق این دیدگاه، علم اخلاق از علوم دستوری به‌حساب می‌آید؛

نقدنظریه انشا و اعتبار: شكی نیست كه پاره‌ای از جملات اخلاقی دارای ظاهری دستوری و انشایی‌اند. مفاد ظاهری جملاتی مانند «به عدالت رفتار كن»، «راست بگو» و «دروغ نگو» الزام و دستور است. اما با توجه به آنكه اخلاق مربوط به فعل اختیاری انسان است و رابطه افعال آدمی با آثار و نتایج مترتب بر آن، رابطه‌ای حقیقی و واقعی است.

بنابراین انشا و اعتبار جملات اخلاقی ،می‌تواند بر اساس همان روابط حقیقی صورت بگیرد. با این ملاحظه می‌توان همه دستورات اخلاقی را به جملات خبری برگرداند و در‌نتیجه اخلاق را از سنخ علوم توصیفی به حساب آورد.

نظریه فطرت

سومین نظریه درباره منشأ پیدایش مفاهیم اخلاقی این است كه اینها مفاهیمی فطری و نهاده‌شده در سرشت و ذات آدمیان هستند. درك مفاهیم اخلاقی، از ویژگی‌های وجودی انسان است.۲

شهودات اخلاقی پایه ما، خود‌به‌خود، تصویری از دیدگاه‌های اخلاقی پایه خداوند هستند». به‌عبارت‌دیگر، دست‌كم برخی از اصول اخلاقی مورد پذیرش انسان‌ها، قابل تعلیم و آموزش نیستند؛

بطور مثال می گویند:«ما به‌عنوان مخلوقات خداوند، با این اصول به دنیا می‌آییم».۳

افلاطون۴،معتقد بود كه انسان در بدو تولد، همه چیز را می‌داندبه همین دلیل وی هدف اصلی تعلیم و تربیت را صرفاً تذكر و یادآوری آن علوم فطری و كنار زدن پرده خاكی از‌روی علوم ذاتی نفس می‌دانست و معتقد بود كه به‌كارگیری حواس ظاهری و باطنی، و سایر ابزار ادراكی هیچ‌گونه شناخت و معرفتی برای آدمیان به‌بار نمی‌آورد.

رنه دكارت و امانوئل كانت نیز به‌گونه‌ای معتقد به وجود علوم فطری بودند.اینها دسته كه به یك معنا فلاسفه عقلی‌مشرب دانسته می‌شوند.

لوح سفید

عده‌ای دیگر۵، كه فیلسوفان تجربی و حسی خوانده می‌شوند، معتقدند ذهن انسان مانند لوح سفید و ساده‌ای آفریده شده كه در آغاز هیچ نقشی بر آن وجود ندارد، و تنها تماس حسی با موجودات خارجی است كه موجب پیدایش عكس‌ها و نقش‌هایی در آن شده، به‌صورت لوحی نگارین و پرنقش در می‌آید.

در نقد و ارزیابی نظریه قائلان به مفاهیم فطری

اولا، این فرض كه عقل آدمی از ابتدای وجود با مفاهیمی خاص سرشته شده است، فرض قابل پذیرشی نیست؛ خواه مفاهیم مفروض مربوط به مادیات باشند یا مجردات و یا هر دو.  به‌تعبیر ابن‌سینا:

چگونه ممكن است كه ما علمی داشته باشیم اما تا زمان استكمال و بلوغ فكری از آن آگاه نباشیم؟…اگر در ابتدا می‌دانستیم و پس از تولد فراموش كرده‌ایم، آن چه زمانی بوده است كه چنان علمی داشتیم و در چه وقتی آن را فراموش كرده‌ایم؟ چطور ممكن است كه در نوزادی آن را بدانیم اما پس از استكمال به فراموشی بسپاریم، ولی پس از مدتی دوباره آن را به یاد آوریم!۷

دوما، حق آن است كه انسان در بدو تولد واجد هیچ نوع مفهوم و تصوری نیست. بلكه درك مفاهیم تصوری كم كم و با كمك فعالیت‌های عقلانی به وجود می‌آید. وقتی انسان به مرز رشد عقلانی رسید، عقل او این مفاهیم را به‌گونه‌های مختلفی انتزاع می‌كند و با تجزیه و تحلیل‌هایی آنها را به دست می‌آورد.

قرآن كریم نیز در‌این‌زمینه می‌فرماید: «وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیْئًا…؛ و خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمی دانستید…».

حتی به نظر ما(علامه مصباح) قضایای بدیهی نیز از اول در سرشت انسان وجود نداشته‌اند؛

كودك زمانی می‌تواند قضایایی مانند «كل بزرگ‌تر از جزء است» یا «اجتماع نقیضین محال است» را درك نماید كه هم توانایی درك مفاهیم یاد‌شده را داشته باشد و هم بتواند آنها را با هم مقایسه كند.۹

از نظر فیلسوفان مسلمان، مفاهیم اخلاقی، مفاهیمی نهاده‌شده در فطرت و سرشت آدمی نیستند؛ البته، این سخن به معنای نسبی دانستن آنها یا فاقد منشأ عقلانی بودن آنها نیست.

ابن‌سینا۱۰، خواجه نصیرالدین طوسی۱۱، فخر رازی۱۲و ملاصدرا۱۳، نظریه تصورات فطری را به نقد كشیده است.

 

باید و نباید

بطور خلاصه۱۴، مفهوم «باید» دو كاربرد دارد: كاربرد اخباری و كاربرد انشایی. لازم به ذکر است که با توضیح «باید»، «نباید» نیز روشن می شود.

کاربرد اخباری

كاربرد اخباری «باید»به معنای ضرورت بالقیاس است ؛كه بیانگر رابطه واقعی افعال اختیاری انسان با هدف مطلوب اخلاق می‌باشد.

در اصطلاح فلسفی «ضرورت بالقیاس» به این معناست که، تا كار مخصوصی (علت) تحقق نیابد نتیجه آن (معلول) نیز تحقق نخواهد یافت؛ یعنی بیانگر ضرورت انجام یا ترك كار خاصی در مقایسه با هدف معیّنی هستند؛

مثلا در علوم طبیعی، پزشكی که به بیمارش می‌گوید: «برای بهبودی باید از فلان دارو استفاده كنی» سؤال این است كه آیا معنای باید و نباید در این جمله، صرف انشا و اعتبار یا امر و نهی است یا اینكه رابطه حقیقی بین دو چیز را بیان می‌كند؟ بدون شك، چنین عبارتی جز بیان رابطه فعل و انفعال، و تأثیر و تأثر بین استعمال دارو و حصول بهبودی نیست.

مفاد اصلی «باید»های ارزشی نیز، همان بیان رابطه علیت است. علیتی كه میان فعل اختیاری و هدف اخلاق  وجود دارد. هنگامی كه یك مربی اخلاق می‌گوید: «امانت را باید به صاحبش بازگرداند»، در‌حقیقت می‌خواهد رابطه این كار را با هدف اخلاق، مثلاً رسیدن به كمال و سعادت نهایی بیان كند. به همین دلیل است كه اگر از مربی اخلاق پرسیده شود: «چراباید امانت را به صاحبش رد كرد»؟ جوابی متناسب با معیارهای مورد قبولش در فلسفه اخلاق خواهد داد.

کاربرد انشایی

در كاربرد انشایی به جای جمله به‌ ظاهر انشایی «باید به عدالت رفتار كرد»، می‌توان از جملة اخباری «عمل به عدالت واجب است»، استفاده نمود؛ یعنی «باید» در اینجا به معنای امر و فرمان نیست، بلكه به معنای لازم، واجب و ضروری بوده، حكایت از ضرورت انجام كار دارد.

باید و نباید در این کاربرد، بدون شك، حالت انشایی و اعتباری داشته، بیان‌كنندة عواطف و احساسات گوینده است و ممكن است بدون توجه به پیامدهای آن و بدون داشتن هدف و انگیزه خاصی اعتبار شده باشند.

معقول بودن شخص اعتبار کننده

توجه داریم كه یك امر و دستور، و یك انشا و اعتبار، تنها در صورتی می‌تواند موجّه و معقول باشد كه شخص اعتباركننده، اولاً هدف معقول و خردپسندی را مد نظر داشته باشد؛ ثانیاً آنچه را كه به آن امر می‌كند و آن اعتباری را كه وضع می‌نماید، حقیقتاً در خدمت تأمین هدف مورد نظرش باشد.

به‌عبارت‌دیگر، اعتبار او باید پشتوانه‌ای از واقعیت و ریشه‌ای در حقیقت داشته و بر اساس ملاك‌ها و معیارهای حقیقی و موجّه صورت بگیرد.

نتیجه آنكه، مفاهیم باید و نباید در كاربرد انشایی خود، یعنی هنگامی كه به معنای دستور و فرمان، و به‌جای هیئت امر و نهی، مورد استفاده قرار می‌گیرند، گرچه ممكن است صرفاً بر اساس امیال و احساسات درونی گوینده ابراز شوند، اما تنها در صورتی موجه و معقول‌اند كه بر مبنای رابطه‌ای ضروری و واقعی میان فعل و نتیجه آن، اعتبار شده باشند.

باید و نباید مفاهیم اخلاقی از منظر علامه مصباح

تفاوت باید اخلاقی و حقوقی

با توجه به اینكه حكم حقوقی نیز مانند حكم اخلاقی، بیانگر رابطه حقیقی میان فعل وغایت مطلوب است، پس تفاوت احكام اخلاقی و حقوقی در چیست؟

نحوة بیان و شكل ظاهری قوانین حقوقی و اخلاقی یک ‌سان است. هر دوی آنها با افعال اختیاری انسان سر‌و‌كار دارند.

از نظر بسیاری از علمای مغرب‌زمین تفاوت اساسی اخلاق و حقوق در نوع ضمانت اجرایی آنهاست. حقوق با استفاده از دستگاه‌های قانونی افراد را كنترل می‌كند؛ اما اخلاق با نیروی قدرتمند سنت، عرف، افكار عمومی و باورهای شخصی.۱۵

به نظر ما(علامه مصباح) هر‌چند مسائل حقوقی و اخلاقی از جهات مختلفی با هم تفاوت دارند۱۶؛اما تفاوت اساسی آنها در هدف و نحوه فعلی است كه تأمین‌كنندة آن هدف خاص است.۱۷

هدف حقوق، برقراری نظم اجتماعی است؛ البته نظمی كه ناشی از افعال اختیاری انسان است.

اما هدف احكام اخلاقی، وصول آدمی به كمال حقیقی و سعادت ابدی است و تحقق این هدف بدون نیت فاعل مختار، ممكن نیست. هر‌چند بسیاری از مكاتب اخلاقی غرب مسئله نیت را نیز متذكر نشده‌اند.

نتیجه آنكه، تفاوت اساسی بین حقوق و اخلاق، در نوع هدف آنهاست.

هدف حقوق، صرفاً تأمین نیازهای جامعه است ولذا بالاجبار هم می‌تواند انجام بگیرد؛

اما در اخلاق، هدفی منظور است كه جز با نیت انجام نمی‌گیرد.

منابع

۱- برای مطالعه عمیق تر به کتاب فلسفه اخلاق علامه مصباح رجوع شود.

۲- “Ethics, History of”, in: The Encyopedia of philosophy, v.3,  and “History of Western Ethics: 2. Classical Greek”, in: Encyclopedia of Ethics, v.1, 

۳- عقل و اعتقاد دینى،  مایکل پترسون و دیگران، ترجمة احمد نراقی و ابراهیم سلطانی.

۴- تاریخ فلسفه (یونان و روم)، فردریک کاپلستون، ترجمة‌ جلال‌الدین مجتبوی، ج۱؛ الحكمة المتعالیة، صدرالدین الشیرازی، ج۳؛ ایدئولوژى تطبیقى، محمدتقی مصباح یزدی.

۵- ایدئولوژى تطبیقى، محمدتقی مصباح یزدی.

۶- آموزش فلسفه و ایدئولوژى تطبیقى،  محمدتقی مصباح یزدی؛ علم حضورى، محمد فنایی اشکوری.

۷- الشفاء و كتاب البرهان، ابن‌سینا، تحقیق ابراهیم مدکور و ابوالعلاء عفیفی،المقالة الرابعة،الفصل العاشر.

۸- سوره مبارکه نحل، آیه ۷۸. ترجمه حجت الاسلام انصاریان

شایان ذکر است كه این آیه با معرفت حضورى ناآگاهانه نسبت به خداوند، كه در آیاتى مانند آیه ۱۷۲ سوره اعراف به آن اشاره شده است، منافاتى ندارد.

براى توضیح بیشتر، ر.ك: المیزان، سید‌محمد‌حسین طباطبایی، ، ج۱۲؛ معارف قرآن،محمدتقی مصباح یزدی

۹- فطرت، مرتضی مطهری

۱۰- الشفاء، كتاب البرهان، ابن‌سینا، المقالة الاولى، الفصل الحادى عشر

۱۱- اساس الاقتباس، خواجه نصیرالدین طوسی، مقالت پنجم، فصل هشتم

۱۲- التفسیر الكبیر، فخرالدین رازی، ج۲۰

۱۳- الحكمة المتعالیة، صدرالدین شیرازی، ج۳،

۱۴- برای مطالعه عمیق تر رجوع شود به کتاب فلسفه اخلاق، علامه مصباح، فصل دوم

۱۵-  A Dictionary of Ethics, (Morality and Law), p.279-280.)

۱۶- حقوق و سیاست در قرآن، محمدتقی مصباح یزدی، ج۱

برای مطالعه بیشتر مفهوم باید و نباید به کتاب  فلسفه اخلاق آیت الله محمد تقی مصباح یزدی.

این نوشتار اقتباس از همان کتاب است.

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تاکنون رأی ثبت نشده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

اخبار مرتبط

متن

زیبایی ایمان
زیبایی ایمان

ایمان: ایمان مفهومی کلیدی در میان مفاهیم دین است. انسان مؤمن با انسان مسلمان تفاوت هایی دارد که خداوند بارها در قرآن به آنها اشاره کرده است. انسان مؤمن به خدواند ایمان قلبی دارد و انسان مسلمان تسلیم امر خداوند است. ایمان یک ضرورت عقلانی و زیباست که انسان کمال گرا را ارضا و اغنا […]

۹ دی ۱۴۰۰
7531
بیشتر بدانید
فلسفه اخلاق (۳)
فلسفه اخلاق (۳)

در مبحث فلسفه اخلاق (۲) و در تعریف مکاتب اخلاقی، دید گاه های مکاتب مختلف در مورد اخلاق و بطور مشخص در مورد فضیلت بیان گردید. در ادامه، تعریف دقیق تری از فضیلت از منظر همان مکاتب اخلاقی، مورد بررسی قرار می گیرد. بیان فضیلت از دیدگاه مکاتب اخلاقی: فضیلت از نظر لغوی به معنای […]

۶ دی ۱۴۰۰
8632
بیشتر بدانید
بایدها و نبایدهای فلسفه اسلامی
بایدها و نبایدهای فلسفه اسلامی

  بایدها و نبایدهای فلسفه اسلامی مبتنی بر اندیشه مقام معظم رهبری دامت برکاته نویسندگان: محمد رحمانی گورجی، دانشجوی دکترای حکمت متعالیه دانشگاه خوارزمی فاطمه مسجدی، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه الزهرا سلام الله علیها چکیده: انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه عطف تحولات فرهنگی و سیاسی در چهل سال گذشته، گامی […]

۲ دی ۱۴۰۰
5558
بیشتر بدانید
1 دیدگاه برای "

باید و نبایددرمفاهیم اخلاقی

" ثبت شده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده + 9 =