پایگاه علمی، فقهی و اطلاع رسانی

×
×

انیس النفوس

0
(0)
۲۰ خرداد ۱۴۰۱
25573

شناخت مختصری از زندگانی امام رضا

حضرت علی بن موسی‌ الرضا علیه‌ السلام در روز یازدهم ذیقعده سال ۱۴۸ هجری دیده به جهان گشودند.۱پدرشان امام کاظم و مادرش بانویی با فضیلت به نام «تُکْتَمْ» بود که پس از تولد حضرت، از طرف امام کاظم علیه‌ السلام، «طاهره» نام گرفت.۲

کنیه ایشان «ابوالحسن» و لقبشان «رضا» است.

پس از شهادت پدر بزرگوارشان در زندان بغداد (سال ۱۸۳ه.ق)، در سن ۳۵ سالگی عهده دار مقام امامت و رهبری امّت گردیدند.

خلفای معاصر حضرت

مدت امامت آن حضرت بیست سال بود که ده سال آن معاصر با خلافت «هارون الرشید»، پنج سال ، معاصر با خلافت «محمد امین»، و پنج سال، معاصر با خلافت «عبدالله مامون» بود.

امام تا آغاز خلافت مامون در زادگاه خود، شهر مقدس مدینه، اقامت داشتند.

فتنه واقفیه

پس از شهادت امام کاظم علیه‌السلام در بغداد، که مسئولیت الهی امامت و رهبری جامعه اسلامی به عهده فرزند گرانقدر او «علی بن موسی» علیه‌ السلام واگذار گردید، گروهی بر اثر انگیزه های مادی، به بهانه این که امام کاظم علیه‌ السلام همان «قائم» و «مهدی» آل محمد است و غایب شده است، او را زنده معرفی کرده شهادت شان را انکار کردند و در امامت او جمود و «توقف» ورزیدند و امامت پیشوای هشتم را انکار نمودند. این گروه که به مناسبت توقف در امامت حضرت کاظم «واقفیه» نامیده شدند، شروع به فعالیت بر ضد امام هشتم کرده، به ایجاد شبهه و اشکال در میان شیعیان پرداختند.

بعضی از سران این گروه که در حیات امام کاظم علیه‌ السلام نمایندگان آن حضرت بودند، از این فرصت استفاده کرده برای آن که اموالی را که به نمایندگی از طرف آن حضرت در اختیار داشتند تصرف کنند، منکر درگذشت امام کاظم علیه‌ السلام و امامت حضرت رضا علیه‌ السلام شدند و سمپاشی هایی در این زمینه به عمل آوردند.

اما امام رضا علیه‌ السلام و نیز یاران برجسته امام کاظم که بینش و آگاهی کاملی از عمق مسائل داشتند و از طرف دیگر، برای رهبری جامعه، «تداوم امامت» را یک اصل مسلم اسلامی می دانستند، در برابر این موج انحرافی، به شدت ایستادگی کرده و در اثبات امامت حضرت رضا علیه‌ السلام پافشاری کردند، تا سرانجام آتش فتنه خاموش شد.

یکی از شیعیان می گوید: نامه ای به محضر امام رضا علیه‌ السلام نوشتم و در آن، در مورد واقفیه سوال کردم، امام در پاسخ نوشتند: «واقفی از راه حق منحرف، و در مسیر گناه کاری است، اگر با این حال بمیرد، جایش در جهنم است و جهنم بد جایی است».۳

امام در عصر هارون

۱۰ سال از امامت امام رضا علیه‌ السلام در دوران خلافت هارون بود؛ این مدت، دوران آزادی نسبی و فعالیت فرهنگی و علمی امام رضا علیه‌ السلام به شمار می رود، زیرا هارون در این مدت متعرض امام نمی‌ شد و حضرت آزادانه فعالیت می‌ نمودند؛ از این رو شاگردانی که امام تربیت کردند و علوم و معارف اسلامی و حقایقی از تعلیمات قرآن که حضرت در حوزه اسلام منتشر نمود، عمدتا در این مدت صورت گرفت.

شاید علت مهم این کاهش فشار از طرف هارون، نگرانی وی از عواقب قتل امام موسی بن جعفر علیه‌ السلام بود، زیرا گرچه هارون تلاش فراوانی به منظور کتمان این جنایت به عمل آورد، اما سرانجام جریان فاش شد و موجب نفرت و انزجار مردم گردید و هارون کوشش می‌ کرد خود را از این جنایت تبرئه سازد.

امین و مامون؛ تفاوت ها و تضادها

هارون در زمان خلافت خود، «محمد امین» را (که مادرش زُبیده بود) ولیعهد خود قرار داده از مردم برای او بیعت گرفت و «عبدالله مامون» را نیز (که از مادری ایرانی تولد یافته بود)، ولیعهد دوم قرار داد.

شبی که هارون در «طوس» درگذشت، مردم با پسر او محمد امین در بغداد بیعت کردند.

از خلافت امین بیش از ۱۸ روز نگذشته بود که در صدد بر آمد مامون را از ولایت عهد خلع کند و آن را به فرزند خود، «موسی»، واگذار کند. مامون نیز در واکنش نسبت به این عمل، امین را از خلافت خلع کرد و پس از یک سلسله درگیری های نظامی، سرانجام امین در سال ۱۹۸هجری کشته شد.۴

بدین ترتیب پس از قتل امین، اختیارات کامل کشور اسلامی در دست مامون قرار گرفت.

در دوران حکومت امین، برخوردی میان امام و ماموران حکومت عباسی در تاریخ به چشم نمی‌خورد! پیداست که دستگاه خلافت بنی عباس در این سال های کوتاه که گرفتار اختلاف داخلی و مناقشات امین و مامون بود، فرصتی برای ایذا و آزار علویان عموما و امام رضا علیه‌ السلام خصوصا نیافت و ما می‌ توانیم این سال ها (۱۹۳تا ۱۹۸) را ایام آزادی نسبی امام و فرصت خوبی برای فعالیت های فرهنگی آن حضرت بدانیم.۵

دعوت مامون از امام رضا علیه‌ السلام به خراسان

با استقرار مامون بر سریر خلافت، تصمیم گرفت امام را به «مرو»، مقر حکومت خود، بیاورد و ضمن استفاده از موقعیت علمی و اجتماعی آن حضرت، کارهای ایشان را تحت نظارت کامل قرار دهد.

مامون ابتدا از امام به صورتی محترمانه دعوت کرد که همراه با بزرگان آل علی به مرکز خلافت بیاید.

امام از قبول دعوت مامون خودداری ورزیدند، ولی از سوی مامون اصرار و تاکیدهای فراوانی صورت گرفت و مراسلات و نامه های متعددی رد و بدل شد تا سرانجام امام علیه‌ السلام همراه با جمعی از آل ابی طالب به طرف مرو حرکت فرمودند.۶

امام رضا علیه‌ السلام برای آگاهی مردم آشکارا از این سفر اظهار ناخشنودی می‌ نمودند. روزی که می خواستند از مدینه حرکت کنند، خاندان خود را گرد آورده و از آنان خواستند برایشان گریه کنند و فرمودند: «من دیگر به میان خانواده ام برنخواهم گشت».۷

آن گاه وارد مسجد رسول خدا شد تا با پیامبر وداع کنند. حضرت چندین بار وداع کردند و باز به سوی قبر پیامبر بازگشتند و با صدای بلند گریستند.

طریق حرکت کاروان امام علیه‌ السلام از مدینه به مرو طبق دستور مامون از راه بصره و اهواز و فارس بود، شاید به این جهت که از قسمت های کوهستانی غرب ایران تا همدان و قزوین و کوفه و کرمانشاه و قم، که مرکز اجتماع شیعیان بود، عبور نکنند.

پیشنهاد خلافت به امام

موکب امام رضا علیه‌ السلام روز دهم شوال به مرو رسید. پس از چند روز که به عنوان استراحت و رفع خستگی راه گذشت، مذاکراتی بین آن حضرت و مامون آغاز شد و مامون پیشنهاد کرد که خلافت را یکسره به آن حضرت واگذار نماید.

امام علیه‌ السلام از پذیرفتن این پیشنهاد به شدت امتناع کردند. این گفتوگوها دو ماه طول کشید.

مامون که شاید خودداری امام را از پیش حدس می زد گفت: «حالا که این طور است، پس ولیعهدی را بپذیر!»

امام فرمودند: «از این هم مرا معذور بدار».

مامون امام را تهدید و اکراه نمود و گفت: همواره برخلاف میل من پیش می آیی و خود را از قدرت من در امان می بینی. به خدا سوگند اگر از قبول پیشنهاد ولایت عهد، خودداری کنی تو را به جبر وادار به این کار می کنم، و چنان چه باز هم تمکین نکردی، به قتل می رسانم!۶

امام به ناچار پیشنهاد مامون را پذیرفتند و فرمودند: «من به این شرط ولایت عهد تو را می پذیرم که هرگز در امور ملک و مملکت مصدر امری نباشم و در هیچ یک از امور دستگاه خلافت، همچون عزل و نصب حکام و قضاء و فتوا، مداخله ای نداشته باشم».۷

دلایل امام برای پذیرفتن ولیعهدی

هنگامی امام رضا علیه‌ السلام ولیعهدی مامون را پذیرفتند که دیدند اگر امتناع ورزد، نه تنها جان خویش را به رایگان از دست می‌ دهند، بلکه علویان و دوستداران حضرت نیز همگی در معرض خطر واقع می‌ شوند.

علاوه بر این، نیل به مقام ولیعهدی یک اعتراف ضمنی از سوی عباسیان به شمار می رفت دائر بر این مطلب که علویان نیز در حکومت سهم شایسته‌ ای دارند.

دیگر از دلایل قبول ولیعهدی از سوی امام آن بود که مردم، خاندان پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ وسلم را در صحنه سیاست حاضر بیابند و به دست فراموشی نسپارند.

ابن عرفه از حضرت پرسید: ای فرزند رسول خدا! به چه انگیزه ای وارد ماجرای ولیعهدی شدی؟

امام پاسخ دادند: «همان انگیزه ای که جدم علی علیه‌ السلام را وادار به ورود در شورا نمود».۸

محدودیت شدید امام از طرف مامون در مرو

هر چند امام هشتم، ولیعهدی را به این شرط پذیرفته بود که در امور کشور و عزل و نصب کارگزاران لشکری و کشوری مداخله نکند و مامون، این شرط را پذیرفته بود و در واقع، حضرت یک مقام تشریفاتی بود و گرچه مامون منزلی در اختیار آن حضرت قرار داده و وسایل آسایش برای او فراهم ساخته و دربان و خدمت کارانی برای پذیرایی آن حضرت گماشته بود اما با این حال آن حضرت آزادی عمل نداشت و به شدت تحت نظارت و کنترل ماموران امنیتی مامون قرار داشت، در واقع حاجب و دربان و خدمت کاران، هرکدام به نوعی ماموریت خبرچینی از زندگی درونی حضرت را به عهده داشت.

شهادت امام

هرچند مامون به بخشی از اهداف خود از طرح ولیعهدی امام رضا علیه‌ السلام رسید، اما حضور امام در مرو و درخشش شخصیت او و افزایش روز افزون محبوبیت و نفوذ او در افکار عمومی، به ویژه مناظرات طنین افکن حضرت که گوشه هایی از آن ها گذشت، و مواضع معترضانه و انتقادی امام علیه‌ السلام، نماز عید فطر با شکوهی که امام می خواست به روش رسول خدا و امیرمومنان علیه‌ السلام برگزار کند که موجی ایجاد کرد که البته با شیطنت فضل بن سهل، امام از نیمه راه برگشتند.

همچنین نماز استسقائی که امام برگزار کردند و باران رحمت الهی نازل گردید.

مجموع اینها مامون را دچار بیم و نگرانی کرد و حکومت و خلافت خود را در معرض خطر دید! حضرت را تحمل نکرد و در بازگشت به بغداد، امام را با دسیسه ای پیچیده با زهر به شهادت رسانید.

شهادت امام در ماه صفر سال ۲۰۳ ه.ق بود و پیکر آن حضرت، در سمت قبله قبر هارون به تدفین گردید.

 

مطالب دیگر در مورد دهه کرامت و حضرت معصومه علیهاالسلام را مطالعه نمایید.

مطالب سیدامیر احمد، شاهچراغ و فضایل شاهچراغ را مطالعه کنید.

خواننده های گرامی لطفا از نظرات، پیشنهادات و انتقادات ارزشمند خود ما را بهره مند فرمایید.

منابع

۱- إعلام الوری بأعلام الهدی، طبرسی; اصول کافی، کلینی، ج۱; الإرشاد، شیخ مفید.

۲- عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج۱.

۳- اختیار معرفه الرجال، طوسی، تحقیق حسن مصطفوی.

۵- زندگانی پیشوای هشتم؛ امام علی بن موسی الرضا، سید علی محقق

۶- علل الشرایع، شیخ صدوق، ج۱; روضه الواعظین، فتّال نیشابوری.

۷- إعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی؛ الإرشاد، شیخ مفید.

۸- مناقب آل ابی طالب،  ابن شهرآشوب، ج۴; عیون اخبار الرضا، صدوق، ج۲; بحارالأنوار، مجلسی، ج۴۹.

اقتباس از کتاب سیمای پیشوایان در آینه تاریخ تالیف مهدی پیشوایی

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تاکنون رأی ثبت نشده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

اخبار مرتبط

متن

آئین زیارت
آئین زیارت

عمریست هر از چند گاهی به زیارت قبور ائمه علیهم‌ السلام قدم می‌ گذاریم در جستجوی یک راز نهانی! امیدواریم دریچه‌ای به قلب مکدرمان گشوده شود و جلوه‌ ای آسمانی و الهی بر سینه مان حلول یابد. از سویی نفَس اولیای الهی چراغ راهی است که می‌ توان با استمداد از آن راه را از […]

۱۸ خرداد ۱۴۰۱
11899
بیشتر بدانید
سید امیر احمد، شاهچراغ
سید امیر احمد، شاهچراغ

  حضرت سيد امير احمد علیه‌ السلام ملقب به شاهچراغ و سيد السادات الاعاظم، فرزند بزرگوار امام موسی كاظم علیه‌السلام هستند. پسران امام هفتم علیه‌ السلام بنا به مشهور نوزده نفر می‌ باشند. حضرت احمد بن موسی و محمد بن موسی علیهما السلام از یک مادر که، ام احمد، خوانده می‌ شد متولد گردیدند. فضائل […]

۱۵ خرداد ۱۴۰۱
8273
بیشتر بدانید
فضایل شاهچراغ
فضایل شاهچراغ

  حضرت شاهچراغ، سيدالسادات الاعاظم، فرزند بزرگوار امام موسي كاظم علیه‌السلام است. در فضیلت حضرت سخن بسیار است. به طور کلی از آنچه نسب شناسان، علمای رجال، محدثان، محققان، مورخان،‌ مولفان و نویسندگان در خصوص شاهچراغ و فضایل وی نوشته اند،‌ بر می آید که ایشان کریم، شجاع، فاضل،‌ صالح، پرهیزگار، صاحب ثروت و منزلت، بزرگوار […]

۱۵ خرداد ۱۴۰۱
5371
بیشتر بدانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × 5 =