پایگاه علمی، فقهی و اطلاع رسانی

×
×

اصلاح آرزو شروع تربیت دینی

5
(1)
۴ اسفند ۱۳۹۹
981
آرزو و معنای آن

آرزو به معنای اراده و قصد عمیق می‌باشد. چیزی که سالهای سال انسان را گرم می‌کند و همه حرکت‌هایش به هوای آن است. سر سلسله نیت‌ها و قصدها و اراده‌ها، آرزوی انسان است. ریشه حرکت، آرزوست و جهت حرکت هم تابع جهت آن است. پس اگر کسی آرزو نداشته باشد ساکن و بی حرکت می‌شود و نمی‌توان او را به حرکت وادار کرد.

انسان یک قلب دارد

از آنجا که انسان یک قلب دارد، نمی‌تواند بیشتر از یک آرزو داشته باشد. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ۱؛ خداوند برای هیچ کس دو دل در درونش نیافریده»

لذا انسان یا مرید حیات دنیاست و همه کارهایش در این جهت است. یا مرید حیات آخرت است و کل حیاتش، حتی خورد و خوراک و خوابش هم تابع آن است. نمی‌توان گفت انسان دو نوع کار دارد. خیر! یک کار دارد و آن را هم از بین دوراه انتخاب می‌کند. راه انبیا و پیروانشان  و یا راه کسانی که انبیا را تکذیب کردند.

هریک از راه‌های ذکر شده دقیقا با یکی از جنبه‌های شخصیتی انسان که در ادامه می‌آید منطبق است. جهان‌بینی اسلامی می‌گوید انسان موجود دو شخصیتی نیست؛ یک شخصیت دارد که بسته به انتخاب و تربیت دو جنبه پیدا می‌کند.

  • جنبه نفسانی : در این جنبه انسان می‌خواهد برای خودش باشد و صرفا هدفش حیات دنیاست. در این حالت، آرزوی او آرزویی از نوع حیات دنیایی ست.
  • جنبه فطری: در این جنبه انسان می‌خواهد برای حقیقتش حرکت و تلاش کند و در این حالت با ارضای معتدل و طیب جنبه نفسانی، آرزوی او آرزویی فوق حیات دنیایی ست.

لذا مربی باید ابتدا آرزوی متربی را اصلاح کند. اصلاح آرزو شروع کار تربیت دینی ست. اگر قرار باشد انقلابی فرهنگی و زیربنایی در انسان صورت گیرد، آن اصلاح آرزوها و یا به تعبیر شهید مطهری اصلاح جهانبینی فرد است. آرزوی انسان باید جوری اصلاح شود که او الله، رسول و دار آخرت را بخواهد.

اصلاح آرزو ها

اصلاح آرزو ها

راه حل
  • راه عقل

توجه کنید مربی آرزوهای شاگرد را نمی‌سازد بلکه آنها را اصلاح می‌کند. اگر کسی تصور کند می‌تواند آرزوی متربی را بسازد، خیلی تصور ساده و سطحی ای از انسان دارد. خود فرزند یا دانش آموز باید آرزو کند. این درست است؛ وگرنه ایجاد آرزو از جانب مربی، او را مستقل بار نخواهد آورد و در نهایت به یک موجود قالبی تبدیل خواهد شد.

راه درست این است که مربی بتواند اراده شاگرد را به مسیر آرزوی فطری او بکشاند. در این صورت است که اصلاح و دگرگونی حقیقی صورت می‌گیرد. برای این کار باید زمینه‌ای حاصل شود تا فرزند استعدادهای فطری که خداوند به او داده است را بدهی تلقی کند. بچه وقتی ببینید هوشش از بقیه بیشتر است، باید بفهمد که در مقابل دیگران به خدا بدهکارتر است. باید بداند اینها خوبی او نیست، بلکه بارهایی ست که بردوش اوست و بدهکاری‌هایی ست که باید بپردازد.

دانش‌آموز اگر این را درک کند خودش به سراغ انبیا می‌رود، زیرااصولا عقل، دین را درک کرده و عطش ایجاد می‌کند. می‌خواهد طلبکار خودش را پیدا کرده و بدهی‌اش را بپردازد. اگر متربی اینطور فکر کند، عُجب او برطرف می‌شود در نتیجه متواضع می‌شود و بزرگ بینی که موجب سقوط و توقف و انحطاط است، در او منحل می‌شود.

اما اگر در ذهن کودک این طور جا بیفتد که استعدادهایش را طلب تلقی کند، بزرگ که می‌شود می‌خواهد طلبش را از همه جا وصول کند. عالم ماده وسیله ای برای وصول طلب‌هایش می‌شود و در نتیجه به دنیا طلبی می‌افتد. می‌گوید من استعداد و درک و فهم دارم، پس باید بروم و سهم خود را از دنیا بگیرم. چنین فردی انسان‌های دیگر را بدهکار خود تلقی می‌کند.

  • راه دل

راهکار سالم برای اصلاح آرزوها، شکوفاکردن فطرت است. فطرت اقتضاهای لازم راه را دارد و نشان داده است که تشنه است و انسان سالم و متقی، این تشنگی را احساس می‌کند. کار مربی بیدار کردن فطرت است. با فراهم کردن موقعیتی برای بیدار شدن فطرت، فطرت خودش دنبال دین می‌رود و به آن اشتها پیدا می‌کند.

علمای اخلاق برای واعظ درونی فرد احترام قائل‌اند و او را مَحرم می‌دانند. استاد اخلاق خود را هیچ‌کاره می‌داند و معتقد است واعظ درونی باید درست شود. چراکه استاد یک روز هست و روز دیگر نیست، پس باید آنچه درون فرد است درست شود. عالم اخلاق، واعظ درونی را حبل الله و دست خدا می‌داند و سعی می‌کند شاگردش را به او بسپارد تا از این طریق او را به خدا سپرده باشد. در این صورت است که خاطرش جمع و قلبش آرام می‌شود و می‌داند شاگردش چون معتصم بالله شده است، دیگر منحرف نمی‌شود، پس شیوه تربیت این است که واعظ درونی به گونه ای احیا شود.

روش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیز همین بود که واعظ درونی را بیدار می‌کردند و فرد را به او می‌سپردند. واعظ درونی مانند یک نبی کار می‌کرد و این باعث می‌شد آنها دیگر انبیا را رها نکنند و دست از داممان خدا برندارند و راه را ادامه دهند.۲

منابع

۱-سوره احزاب آیه ۴

۲- این مطلب برگرفته از کتاب تربیت دینی نوشته آیت‌الله حائری‌شیرازی می‌باشد.

این مطلب چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی یک ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تاکنون رأی ثبت نشده است! اولین کسی باشید که این پست را ارزیابی می کنید

اخبار مرتبط

آثار محبت در خانواده
آثار محبت در خانواده

  بالا رفتن تحمل و کم شدن توقع یکی از گلایه‌های والدین از فرزندانشان این است که فرزندان در سختی‌های اقتصادی با آنها همراهی نمی‌کنند. برخی والدین معتقدند بدون پول تربیت ممکن نیست و اگر خانواده از نظر اقتصادی تامین نباشد، همه قواعد تربیتی بی اثر خواهند شد. همین نگاه افراطی به مسائل اقتصادی باعث […]

۱۷ اسفند ۱۳۹۹
120
بیشتر بدانید
کتاب روش تربیت کودک
کتاب روش تربیت کودک

روش تربیت کودک این کتاب، نوشته حجت الاسلام و المسلمین علی صفایی حائری معروف به عین صاد می باشد که توسط انتشارات لیلة القدر به چاپ رسیده است. حجت الاسلام و المسلمین علی صفائی حائری، نویسنده، مجتهد، عارف و اندیشمند شیعه بودند. علی صفایی حائری، فرزند شیخ عباس صفایی حائری و نوه‌ شیخ محمد علی […]

۱۴ اسفند ۱۳۹۹
958
بیشتر بدانید
نقش محبت در تربیت‌فرزند(۲)
نقش محبت در تربیت‌فرزند(۲)

ادامه مطلب نقش محبت در تربیت فرزند سه جور محبت داريم، محبت رفتاری، گفتاری، محبت کتبی و نوشتاری. بسياری از محبت کردن‌های ما، دوست دارم گفتن‌ها اثر ندارد بخاطر اينکه بچه و همسر و پدر و مادر ما، احساس می‌کند در محبت گفتاری صداقت نداريم. نمايش است! چرا؟ چون در رفتار محبت نمی‌بيند. محبت رفتاری […]

۱۳ اسفند ۱۳۹۹
682
بیشتر بدانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش + شش =